new icn messageflickr-free-ic3d pan white
View allAll Photos Tagged بسیجی

تیم خبری پارس دان

تفکر بسیجی ویژگی بارز شهدای انقلاب اسلامی است

به گزارش خبرنگار مهر، ابوالفضل حسن بیگی شامگاه چهارشنبه در مراسم وداع با سه شهید گمنام به میزبانی حسینیه اعظم حضرت ابوالفضل (ع) دامغان، ضمن بیان اینکه فرهنگ انقلابی و ایثار در سایه شهادت، می‌بایست به نسل کنونی انتقال یابد،...

www.parsdown.com/entry/91964

حزب اله :

رژیم ولایت فقیه، برای حفظ حاکمیت مطلق خود، علاوه بر استفاده از نیروهای به اصطلاح قانونی، از جمله قوه قضاییه و سپاه پاسداران و بسیج سپاه پاسداران و مأموران واواک و ....، چماقداران را نیز بکار می گیرد. چرا که اغلب نیازمند انجام اموری است که خود می داند به دلیل غیر قانونی و شنیع بودن آن عمل، مورد نفرت مردم و اعتراض بین المللی قرار می گیرد. به همین دلیل، از ابتدای انقلاب، ملاتاریا نیرویی را تحت عنوان نیروهای سرکوب خیابانی به وجود آورد .

این نیرو که به قول خود سران رژیم ولایت فقیه نیروهای غیرتمند مردمی و حزب اللهی هستند، در بسیاری از موارد نیازهای رژیم را با استفاده از سنگ وچوب و چماق و تیز بر و چاقو و کلت و اسید پاشی و میل گرد و زنجیر و آتش زدن محل و پرتاب قربانی از بلندی و بمب گذاری و... بر آورده می ساختند .

سران رژیم کودتا، به دنبال پیروزی انقلاب مردمی، به دلیل حمایت نشدشان از سوی انقلابیون، برای تحمیل خود بر مردم به عنوان نمایندگان خدا، در اکثر اوقات مجبور به استفاده از این «نیروهای غیرتمند مذهبی» بودند. در همان ایجاد این نیرو، بنی صدر اعلان خطر کرد و آن را گروه چماقدار نامید.

 

● تاریخچه چماقداری در ایران بعد ازانقلاب:

در مورد چگونگی تاسیس و سران این گروه در دوره های مختلف سی سال گذشته مباحث و مطالب بسیاری موجود است اما با بررسی کنش های این گروه می توان شکل سازمانی انها را به گونه های زیر مشخص نمود:

1 - دوره اول چماقداری : در این دوره، نیروهای چماقدار به صورتی کاملا مخفی به تجمعات مردمی و گروههای سیاسی حمله می کردند. تلاش بر این بود که از رابطه آنها با سران رژیم کسی مطلع نشود . از آنجا که چماقداری عملی زشت بود، چماقداران نیز متوجه بودند که نباید ارتباط میان آنها با سران آن که حاکمان استبداد طلب بودند، آشکار شود. این رویه تا سال 59 و ماجرای 14 اسفند 59 همچنان ادامه داشت .

هر بار که چماقداران تجمع مردم را به هم می زدند و یا کتابفروشی ای را به آتش می کشیدند و یا به نماینده ای و یا مقامی حمله می کردند، زشتی کار و بر انگیخته شدن انزجار مردم، ملاتاریای استبداد طلب را برآن می داشت که از آنها تبری بجویند. در این دوره نیروهای چماقدار اعمال جنایتکارانه زیر را انجام می دادند:

1- حمله به مردم تحت عنوان مبارزه با ضد انقلاب .

2 - حمله به نیروهای چپی و مارکسیستی .

3 - حمله به دفاتر و مراکز فرهنگی نیروهای چپ.

4 - حمله به نیروهای مجاهدین خلق .

5 - حمله به مراکز فرهنگی – آموزشی و انتشاراتی این گروه .

6 - حمله به هواداران حکومت مهندس بازرگان .

7 - حمله به وزرای حکومت بازرگان .

8 - حمله به مراکز انتشاراتی ملی مذهبی ها و گروههای سیاسی .

9 - حمله به اجتماعات جبهه ملی و باشگاه آن .

10 - حمله به سخنرانی ها و نشست های ملی و گروههای سیاسی .

11 - حمله به مراسم بزرگداشت مصدق و دکتر علی شریعتی .

12 - پرتاب نارنجک به تظاهرات مردم و گروههای سیاسی .

13 - حمله به دفاتر آیات عظام مخالف نظام ولایت از جمله شریعتمداری و روحانی و قمی و شیرازی در تهران و قم و مشهد و....

14 - حمله به نمایندگان حامی رییس جمهوری .

15 - حمله به دفاتر همآهنگی رییس جمهوری با مردم .

16 – حمله به اجتماع مردم اصفهان و به سخنرانی رییس جمهور در 14 اسفند، در دانشگاه تهران .

17 - شرکت در کودتای ناجوانمردانه بر ضد رییس جمهوری، از راه حمله به اجتماعات مردم از 25 خرداد 60 ببعد.

18- اشغال مجلس« شورای اسلامی» به هنگام بررسی رأی به عدم کفایت سیاسی رییس جمهوری .

19 - شرکت در دستگیری و شکنجه و اعدام هواداران رییس جمهوری بعد ازکودتای سال شصت .

20- حمله به سخنرانی روحانیون آزادیخواه مانند لاهوتی و علی تهرانی و طالقانی و...

نیروهای چماقدار که در این دوره با فرماندهی رهبر انقلاب توسط آیت الله بهشتی و آیت الله خامنه ای آیت الله محمد یزدی وآیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله جنتی آیت الله خزعلی و ... سرپرستی می شد در طی مدت سه سال بعد از انقلاب صدها مورد حمله به اجتماعات مردم و گروهها و سخنرانی ها و مراکز فرهنگی و ... داشتند که بزرگترین و مهمترین آن حمله به سخنرانی رییس جمهور بنی صدر در 14 اسفند بود که در ادامه می آید .

 

●جریان 14 اسفند و هجوم سازماندهی شده چماقداران:

جنگ ولایتیون با مردم از همان زمان آغاز شد و برای تصویب ولایت فقیه که بعدها مطلقه شد نیروهای چماقدار با حمایت آیات عظام وابسته به نظام و حجج اسلام قدرت مدار تشکیل گشت تا هر مخالفی خاموش کنند .

با توجه به گفته های سران نظام ولایت فقیه، خمینی بنیانگذار گروههای سرکوب گر بود و بعد از او، بهشتی و خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و محمد یزدی و ... گرداننده این گروهها بودند. هدفشان این بود که با استفاده از آنها، مبارزان و ملیون را از کار برکنار کنند و دولت را به انحصار خود درآورند . هاشمی خط و ربط را به نیروهای چماقدار این گونه می داد:

« مسئله سر اسلام فقاهتی است. آنها ( بنی صدر و نهضت آزادی و...) فقه را قبول ندارند و ما راهی در حکومت اسلام جز با اجرای همین فقه نمی‌بینیم.» ( عبور از بحران، هاشمی رفسنجانی،ص60 ). بعد از کودتای خرداد 60، او در نماز جمعه گفت: نزاع ما با بنی صدر، نزاع اسلام فیضیه با اسلام بنی صدر است.

اجرای فقه مورد ادعای هاشمی، نیاز به چماقدار داشت. اسلام زور مداران قدرتی بود که می خواستند از آن خود کنند. از این رو، می باید مخالفان را از سر راه بر می داشتند. از آن زمان به بعد گروههای چماقدار که خود را حزب الله می نامیدند، به هر بهانه ای، به اجتماعات هواداران اسلام بمثابه بیان آزادی حمله می کردند . کار به جایی رسید که این نیروها با حمایت حزب جمهوری اسلامی، بر آن شدند به ضرب چماق، نخست وزیر خود را به بنی صدر تحمیل کنند .

● بنی صدر می گوید : «هیئت منتخب مجلس برای تعیین نخست وزیر نزد من آمد و به اصرار گفت نخست وزیر باید مورد تایید نهاد ها وحزب الله و فدائیان امام قرار بگیرد. گفتم: اینها که شما نام می برید 5 درصد جامعه بیشتر نیستند. محمد یزدی نماینده قم گفت می‌دانیم، می‌خواهیم همین 5 درصد حکومت کند.» (خیانت به امید،ص 53 )

در آن زمان، رییس جمهوری ایران مرتب در سخنرانی ها و نوشته هایش در مورد این گروه صحبت می کرد. اما همه اصلاح طلبان و اصولگرایان امروزی فکر می کردند. به هشدار ها نیز گوش نمی کردند وگرنه خود بانی رژیم چماقداری نمی شدند. امروز، سر وکار بخشی از اصلاح طلبان با چماقداران است. در 22 بهمن، سال روز انقلاب، خاتمی مورد هجوم همین چماقداران قرار گرفت.

آن روزها رییس جمهوری، در نوشته ها و سخنرانی هایش فریاد می زد و این گروه و آمرانش را مانع آزادی و استقلال کشور می دانست. اما همین اصلاح طلبان امروز که برخی جزء گروه چماقداران آن روز بودند در برابر رییس جمهوری ایستادند و به برخوردها ادامه دادند تا نوبت به خودشان رسید . آن روزها آزادیخواهان می گفتند :

● لاهوتی : «مردم انقلاب نکردند تا من وشما بر آنها حکومت کنیم . اگر قرار بود با چماق و زورگویی بتوانند حکومت کنند قبل از شما آریامهر بود.» ( انقلاب اسلامی، 8 آذر 59 )

● بنی صدر : «اینکه ما بخواهیم مسائل عقیدتی را با چوب و چماق حل کنیم، 2 سال تجربه کافی نیست که روشن کُند، شدنی نیست؟ ( انقلاب اسلامی ،23 بهمن 59 )

● لاهوتی: «من در تعجبم که چماقداری چرا و چگونه ادامه دارد؟» ( انقلاب اسلامی، 2 اسفند 59 )

● بنی صدر : « شما با چوب و چماق نمی توانید این انحرافات را درمان کنید.» (‌ انقلاب اسلامی،4 اسفند 58 )

● آیت‌الله پسندیده: «آقایان محترم دادگستری، تجاوز چماقداران وجماعت‌های منحرف و تخطی به حدود و حقوق و اموال و آبرو این مردمان شریف را نمی بینید؟» ( انقلاب اسلامی،30 بهمن 59 )

● بنی صدر : «این روش‌ها روش‌های غلط است. با چماق، غیرمسلمان، مسلمان نخواهد شد. چرای آن هم معلوم است چون این یک چیزی رفته توی کله‌اش که خوب غلط است. چماق که بزنید، نه تنها آن از توی کله‌اش بیرون نمی‌آید بلکه همین را دلیل می‌‌گیرد که بله حرفم درست است. باید با بحث و منطق پیش رفت.» ( سروش، شماره 55، 31خرداد 59، ص62 )

● آیت‌الله پسندیده در گفتگو با خبرنگار میزان: «اول اینکه من ‌بعد مرا آیت‌الله خطاب نکنید! ثانیا اینکه به نظر می‌رسد عملیات چماقداران سازمان داده شده است.» ( انقلاب اسلامی،12 بهمن 59 )

● بنی صدر : «هر کس جرات کرده و حرف زده است حتی اگر از مراجع بوده است مورد حمله چماقداران قرار گرفته است. ( خاطرات 16 مرداد 60، خیانت به امید، ص51 )

● بنی صدر : «اگر در جامعه‌ای به جای عقل و منطق، چوب و چماق حکومت کرد چگونه می‌توان این جامعه را مستقل شمرد؟ » ( انقلاب اسلامی، 14 / 12 / 59 )

● بنی صدر : « به همه هشدار می دهم ، در برابر چماق بدستان لاقید نمانید. دفعه اول با سر وصدا کردن و بهم ریختن تظاهرات بود، دفعه دوم مشت و لگد در کار آمد و دفعه سوم آجر و سنگ و چاقو. لابد دفعه چهارم نوبت تیر و تفنگ می‌رسد! (صد مقاله،ج1 ص 138؛ انقلاب اسلامی، 25 مرداد 58 )

پیش بینی بنی صدر درست بود . گروه چماقداران در ابتدا با فریاد و بعد با سنگ و چوب و سپس با چاقو طی مدت بیش از بیست سال به مردم حمله کردند و در نهایت دیده شد که در جریان حمله به خوابگاه دانشگاه کلت هم به میان آمد و دانشجویی را به قتل رساند .

● بنی صدر : « ببینید چماقداران از چه وقت شروع کردند ، از کجا شروع کردند و حالا به کجا رسیده‌ایم؟ به جایی رسیده‌ایم که استاد شریعتی پیرمرد 80 وچند ساله نیز امکان حرف زدن ندارد. ( انقلاب اسلامی، 28 آبان 59 )

 

● هماهنگی چماقداران در اوایل انقلاب:

چماقداران که به سرکردگی احمد خمینی و بهشتی و خامنه ای و هاشمی و رجایی و هادی غفاری معروف به هادی چماق و حاجی بخشی و اسماعیل افتخاری معروف به اسی تیغ کش به هر اجتماعی حمله می کردند، در روز 14 اسفند تصمیم گرفتند با استفاده از نیروهای رسمی کمیته و سپاه و اطلاعات نخست وزیری و ... به سخنرانی رییس جمهور حمله کنند و قدرت خود را به نمایش گذارند .

آنها مطمئن بودند که نیروهای قضایی و نظامی و ... از آنها حمایت بلا شرط می کنند. به همین دلیل بود که بی محابا وارد عمل شدند تا سخنرانی رییس جمهوری را بر هم بزنند. اما تیرشان به سنگ خورد و مورد هجوم مردم حامی رییس جمهوری قرار گرفتند و افشا شدند .

اوج عملیات این گروه در ابتدای انقلاب در برنامه سخنرانی رییس جمهوری، بنی صدر، در 14 اسفند، سال روز در گذشت دکتر مصدق، قرار بر اجتماع در دانشگاه بود. خمینی به مصدق «حساسیت» داشت. بنی صدر از سید احمد خمینی اینگونه نقل می کند:

« صبح 14 اسفند، احمد خمینی به من تلفن زد و گفت: شما حساسیت امام را نسبت به مصدق می‌دانید. پس یک جوری حرف بزنید که این حساسیت تحریک نشه. گفتم ایشون هم حساسیت مارا نسبت به مصدق می‌داند.این چه حرفهایی است که شما می‌زنید؟ آخه ملتی یک قدرت مسلط را بیرون کرده وحالا انقلاب کردیم، هنوز نباید از آن دوران حرف بزنیم؟» (درس تجربه، ص 128 )

با مخالفت رییس جمهوری با خواستهای خمینی، نیروهای حزب الله به دستور خمینی و یا با اطلاع خمینی و حمایت سران مافیایی خود دستور حمله را دریافت و همراه با نیروهای رسمی ، به آن اجتماع حمله کردند .

چماقداران آن روز مانند چماقداران همین روزها برای حمله گسترده به آن سخنرانی نیروهای خود را از شهرستانهای اطراف تهران به دانشگاه فرا خواندند. نیروهای رسمی و غیر رسمی از قم – کرج – قزوین – ورامین و ... به تهران آمدند . برای روشن تر شدن این هماهنگی ها به چند نمونه اشاره می شود :

● در حمله به سخنرانی آیت الله طاهری در اصفهان این نیروها از شهرهای اطراف و حتی تهران با اتوبوس به محل سخنرانی رفتند و به وی حمله کردند . در این مورد به اعترافات کیانوش مظفری از اعضای انصار حزب الله توجه کنید:

«...من‌ كه‌ از اين‌ قضيه‌ خود 11 اسفند مطلع‌ شدم‌ و آمدم. از چه‌ طريق‌؟ از طريق‌ تلفن‌، به‌ محل‌ كار تلفن‌ كردند.

دوستان‌ ديگر جلسه‌اي‌ داشتند؟ فكر مي‌كنم‌. به‌ نظرم‌. اما دقيقاً نمي‌دانم‌ كي‌ بود و چه‌ ساعتي‌، فكر ميكنم‌ شب‌ قبلش‌. من‌ همان‌ روز 11 اسفند مطلع‌ شدم‌. آيا هيچوقت‌ سؤال‌ مي‌كرديد اشخاصي‌ مانند آقاي‌ الله‌كرم‌ كه‌ در رأس‌ شما هستند با چه‌ كساني‌ ارتباط‌ دارند يا خودشان‌ طرح‌مي‌كردند كه‌ با چه‌ كساني‌ ارتباط‌ دارند؟ خير: اين‌ سؤال‌ طرح‌ نمي‌شد.

آقاي‌ مظفري‌ فكر مي‌كنم‌ انصار حزب‌ الله‌ جلسات‌ زيادي‌ را بر هم‌ ريخته‌. فكر نمي‌كنيد، بازتاب‌ اين‌ مسأله‌ چه‌ بوده‌؟ آيا از اين‌ مسئله‌راضي‌ بوديد؟ جلساتي‌ كه‌ به‌ هم‌ مي‌خورد، والله‌ تا همين‌ قضيه‌اي‌ كه‌ اخير اتفاق‌ افتاد و به‌ آن‌ اشاره‌ مي‌شود، پيش‌ خودمان‌ فكر مي‌كرديم‌ كار درستي‌انجام‌ داده‌ايم‌ و هيچ‌ فكري‌ هم‌ روش‌ نمي‌كرديم‌.

بازتابهاي‌ مردمي‌اش‌ را نگاه‌ نمي‌كرديد؟ بازتابهاي‌ مردمي‌اش‌ چطور بود؟ زياد اهميتي‌ به‌ اين‌ مسأله‌ داده‌ نميشد، چون‌ احساس‌ مي‌كرديم‌ اداي‌ تكليف‌ كرده‌ايم‌.

آقاي‌ مظفري‌ پس‌ از جريان‌ 11 اسفند جريان‌ اصفهان‌ است‌. يك‌ گروه‌ از باند مهدي‌ هاشمي‌ حركاتي‌ را در نجف‌ آباد انجام‌ دادند.ظاهراً جلسه‌اي‌ چيزي‌ داشتيد كه‌ توي‌ آن‌ توجيه‌ شديد كه‌ برويد آنجا اقدام‌ كنيد؟ يك‌ چنين‌ چيزي‌ صحت‌ دارد براي‌ بچه‌هاي‌ انصارحزب‌ الله‌؟ بله‌. چطور شد قضيه‌؟ براي‌ بازديد از غرفة‌ شلمچه‌ ما رفتيم‌ نمايشگاه‌ مطبوعات‌. رفتيم‌ آنجا. با بچه‌هاي‌ شلمچه‌ رفتيم‌ دفتر، آنجا آقاي‌ ده‌نمكي‌ انگار منتظربودند. بعد شروع‌ به‌ صحبت‌ كردند كه‌ بايد برويم‌ اصفهان‌. و اين‌ حرف‌ها. بعد رفتيم‌ دفتر دانشجویان حزب الله توي‌ منزل‌ حسين‌الله‌كرم‌که فرشاد ابراهیمی داشت حرف میزد درباره‌ اين‌ قضيه‌.

توي‌ آن‌ جلسه‌ چه‌ كساني‌ بودند؟ والله‌ اكثر بچه‌هاي‌ فعال‌ بودند. چند نفر؟ چيزي‌ حدود 20 تا 30 نفر.

جلسه‌ گذاشتيد راجع‌ به‌ اصفهان‌؟ وقايعي‌ كه‌ در اصفهان‌ اتفاق‌ افتاده‌ بود، راجع‌ به‌ باند مهدي‌ هاشمي‌ بود. يك‌ سري‌ اختلالات‌ در شهر ایجاد كرده‌ بودند. بعد از چند سال‌ و قضيه‌منتظري‌ علم‌ شده‌ بود و اين‌ حرفها. از اين‌ طرف‌ هم‌ صحبت‌ آقاي‌ طاهري‌ بود. امام‌ جمعه‌ شهر اصفهان‌ و موضع‌گيري‌هاي‌ ايشان‌ عليه‌ولايت‌ و نظام‌ و اين‌ حرفها که آنهم اختلالي ايجاد كرده‌ بود توي‌ نجف‌ آباد و داشت‌ دامنه‌اش‌ به‌ سمت‌ اصفهان‌ گسترش‌ پيدا مي‌كرد.

خوب‌ ببينيد مملكت‌ خودش‌ نيروي‌ اطلاعاتي‌ دارد، بسيجي‌ دارد، نيروي‌ انتظامي‌ دارد، چطور براي‌ بچه‌هاي‌ انصار حزب‌ الله‌ توجيه‌مي‌كردند كه‌ آقا ما سواي‌ تمام‌ قواي‌ مملكتيم‌ بايد اين‌ تشخيص‌ را بدهيم‌ و عمل‌ كنيم‌ بهش‌؟ بعد ازماندهي‌تان‌ به‌ چه‌ شكلي‌ بود؟ آيا خود انصار حزب‌ الله‌ تصميم‌ گرفته‌ بود بروید؟ چقدر تعدادتان‌ بود؟ چيزي‌ كه‌ با اتوبوس‌ رفتند، چيزي‌ حدود 400 يا 500 نفر با اتوبوس‌ رفتند.

شما هم‌ با اتوبوس‌ رفتيد؟ نه‌؛ ما مانديم‌ براي‌ كار تهران‌ و بعد صبح‌ حسين‌ الله‌كرم‌ و دكتر توراني‌ و دو سه‌ تا از بچه‌هاي‌ ديگر، با هم‌ رفتيم‌.

بچه‌هايي‌ كه‌ با اتوبوس‌ رفتند شب‌ قبلش‌ كجا خوابيده‌اند؟ داخل‌ مسجد المهدي‌ اصفهان‌. اصلاً آن‌ روز جمعه‌ قضيه‌ توي‌ اصفهان‌ بود. قضيه‌ راهپيمايي‌ بود، ما هدفمان‌ شركت‌ در راهپيمايي‌ بود. و اينكه‌ اگر مسأله‌اي‌ باشدبتوانيم‌ كاري‌ انجام‌ دهيم‌.

آقاي‌ مظفري‌ لطفاً موضع‌ انصار حزب‌ الله‌، آقاي‌ الله‌كرم‌ و آقاي‌ توراني‌ و اعضاي‌ ديگر را راجع‌ به‌ شخص‌ آيت‌ الله‌ طاهري‌ بگوئيد؟ نسبت‌ به‌ ايشان‌ چه‌ ديدگاهي‌ داشتيد؟ والله‌ ايشان‌ را يك‌ فرد مطرود و ملعون مي‌دانستند.

به‌ چه‌ دلايلي‌؟ با صحبت‌هايي‌ كه‌ مي‌شد صحبت‌هايي‌ كه‌ ايشان‌ راجع‌ به‌ شوراي‌ نگهبان‌ و مجلس‌ خبرگان‌ مي‌كردند و قضاياي‌ سياسي‌ كشور.

انصار حزب‌ الله‌ هميشه‌ مدعي‌ است‌ كه‌ ما نه‌ راست‌ هستيم‌ و نه‌ چپ‌ و اين‌ تقسيم‌بندي‌ را قبول‌ نداريم‌. بله ما در خط‌ ولايت‌ هستيم‌.

● برای حمله به بیت آیت الله منتظری، نیروهای چماقدار روحانی و غیر روحانی – رسمی و غیر رسمی از اطراف قم و اصفهان و تهران به آن شهر گسیل شده بودند .

● در حمله به دانشجویان بعد از حمله به خوابگاه دانشگاه تهران نیز نیروهای چماقدار از شهرستانها به تهران آمده بودند .

● در حملاتی که در جریان کودتا بر ضد رییس جمهوری، بنی صدر، در سال 60، در تهران به مردم صورت گرفته بود، نیروهای چماقدار و سپاهی و بسیجی از سراسر کشور، حتی از جبهه های جنگ، به تهران آورده شده بودند .

در حمله روز14 اسفند سال 59 نیز چماقداران با مینی بوس و دیگر خودروها به تهران آمده بودند تا آن سخنرانی را بر هم بزنند. در آن روز این نیروها تلاش نمودند تا مانع برگزاری آن مراسم شوند ولی به دلیل شعارهای مردم و درخواست آنها از رییس جمهوری، برای پیشگیری از حمله چماقداران، رییس جمهوری به مردم گفت که آنها را دستگیر کنید و تحویل نیروهای انتظامی بدهید و مردم در ان روز به دستور رییس جمهور آنان را دستگیر کردند و به نیروهای انتظامی تحویل دادند. در میان آنان، نیروهای رسمی چماقدار وجود داشت. کارتها آنها توسط رییس جمهوری خوانده شد تا مردم آنان را بشناسند .

افراد متعلق بودند به :

 

13 juin 2009 - Ambassade d'Iran - Paris - France

 

Ce matin, 13 juillet 2009, à 6h, le Collectif des Amis de l’Iran Démocratique a souhaité dénoncer le caractère inique du régime d’Amahdinejad par une action symbolique aux abords de l’Ambassade de la République Islamique d’Iran.

 

Une vaste banderole a été déployée au sommet d’un immeuble voisinant l’Ambassade avec le message suivant : « Des dizaines de morts, des milliers de blessés, des milliers de prisonniers politiques, voici la légitimité du gouvernement d’Ahmadinejad ».

 

En fond de ce texte nous avons souhaité reproduire le portrait de Neda, cette jeune iranienne abattue d’une balle en pleine rue et dont la mort révoltante entre les bras de son professeur de musique est le symbole de ce que nous ne voulons plus voir arriver en Iran !

  

Des fraudes massives lors de l’élection présidentielle !

 

Le président iranien sortant, Ahmadinejad, affiche un score de 69 % aux élections, loin devant ses adversaires, en dépit de toute vraisemblance : dans tout le pays les scores sont similaires, y compris dans les fiefs traditionnellement acquis aux réformateurs.

 

Nous demandons l’organisation de nouvelles élections en Iran en respectant le principe démocratique !

   

Des centaines d’arrestations, d’innombrables blessés et plusieurs morts lors des manifestations qui ont accueilli les résultats des élections !

 

Alors que la population était descendue manifester son mécontentement de façon pacifique, les milices armées basidjis et les forces de l’ordre ont réprimé violemment ces rassemblements. Plusieurs morts sont à déplorer parmi les étudiants de l’université de Téhéran surpris dans leur dortoir et parmi les manifestants, tués par balle dans les rues.

De très nombreuses personnes ont par ailleurs été arrêtées et conduites à la prison d’Evin.

Pas plus tard que tard que ce matin on enterrait le corps percé d’une balle de Sohrab Arabi, 19 ans, disparu au cours des manifestations et rendu à sa famille 27 jours plus tard ; et très récemment c’est Clotilde Reiss, une jeune française qui s’est retrouvée accusée d’espionnage après avoir assisté aux manifestations.

 

Nous demandons la libération inconditionnelle de tous les détenus d’opinion et participants aux manifestations ainsi que l’arrêt immédiat des arrestations arbitraires, de l’usage de la force et de la torture :

   

Une censure des médias internationaux, le filtrage et la surveillance accrus des internautes iraniens !

 

Lors des manifestations qui ont amené des centaines de milliers d’iraniens à manifester dans les rues, les grands médias internationaux ont été assignés à résidence afin que nul ne puisse témoigner de l’ampleur du mécontentement d’une population prise en otage par un régime dictatorial qu’elle souhaite dépasser pour se tourner vers un avenir libre et démocratique. Un fort ralentissement d’internet, plusieurs sites rendus impossibles d’accès et un contrôle étroit des communications des iraniens témoignent de la censure dont sont victimes les internautes iraniens.

 

Nous demandons la liberté de circuler, d’informer et de s’exprimer pour les journalistes étrangers et iraniens et pour l’ensemble de la population iranienne !

   

NOUS SOUHAITONS UN IRAN DEMOCRATIQUE, LIBRE DE S’EXPRIMER ET DE DETERMINER SON AVENIR !

  

-

«اطلاعیه»

امروز 13 ژوییه 2009، ساعت 6 صبح، «جمعیت دوستان

ایران دموکراتیک» حرکتی نمادین را در تقبیح شخصیت شریر رژیم احمدی‌نژاد، در جوار

ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاریس ترتیب دادند.

پارچه نوشتی بزرگ از سقف ساختمانی در همسایگی

سفارت آویزان شد. پیغام روی پارچه چنین است:

ده‌ها کشته

هزاران زخمی

هزاران زندانی سیاسی

این است مشروعیت دولت احمدی‌نژاد

در حاشیه این پارچه تصویر «ندا» را چاپ کردیم؛

دختر جوان ایرانی که به ضرب گلوله در خیابان و در روز روشن در میان دستان استاد

موسیقی‌اش از پا درآمد و قربانی رفتاری شد که ما توقف آن را آرزومندیم.

 

تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری

رییس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران، احمدی‌نژاد

با رای 63 درصدی و با فاصله‌ای بسیار زیاد از رقبا، پیروز انتخابات اعلام شد. بر

خلاف تمامی احتمالات و پیش‌بینی‌ها، نسبت آراء وی در تمام کشور، حتی در شهرهایی که

به طور سنتی رای به اصلاح‌طلبان می‌دادند، برابر بود.

ما خواستار برگزاری

انتخابات مجدد در ایران، با احترام به اصول دموکراتیک هستیم.

 

صدها دستگیری، بی‌شمار

زخمی و چندین کشته، حاصل تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات!

در مقابله با اعتراضات مسالمت آمیز مردمی که

برای ابراز نا رضایتی به خیابان ریخته بودند، شبه نظامیان مسلح بسیجی و پلیس ضد

شورش دست به سرکوب گسترده زدند.

جای تاسف است که کشته‌شدگان دانشجویانی هستند که

شبانگاه در خوابگاه‌های خود غافلگیر شدند و همچنین مردم عادی معترضی که در کوچه و

خیابان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

ضمنن، تعداد بالایی دستگیر شدند و به زندان اوین

و یا مکان‌های دیگر انتقال یافتند.

به تازه‌گی «کلوتیلد رایس» دختر جوان فرانسوی که

در تظاهرات شرکت داشته دستگیر و با اتهام جاسوسی مواجه شده است.

ما خواستار آزادی بی قید

و شرط تمامی زندانیان عقیدتی و شرکت کنندگان در تظاهرات‌ها و همچنین توقف هرچه

سریع‌تر موج دستگیری‌های خودسرانه و استفاده از زور و شکنجه هستیم.

سانسورِ رسانه‌های

بین المللی، فیلترینگ اینترنت و پیگرد کاربران آن

پس از اعتراضات صدها هزار نفری مردم ایران و تظاهرات

خیابانی آنان، تمامی رسانه‌های بزرگ بین‌المللی از ترک دفتر کار خود منع و از

ادامه‌ بازتاب نارضایتی ملت ناتوان شدند. ملتی که توسط رژیمی دیکتاتوری به گروگان

گرفته شده‌اند. ملتی که خواسته‌شان برداشتن گامی به سوی آینده‌ای آزاد و دموکراتیک

بود.

کاهش شدید سرعت اینترنت، دسترسی به سایت‌های

فراوانی را غیر ممکن کرد و کاربران خبررسان ایرانی قربانیان کنترل و اعمال محدودیت‌های

شدید ارتباطی شدند.

ما خواستار آزادی

فعالیت، اطلاع رسانی و اظهار نظر برای خبرنگاران خارجی و ایرانی و همه‌ی ملت ایران

هستیم.

 

با آرزوی ایرانی دموکراتیک، آزاد برای اظهار نظر

و رقم زدن آینده‌اش.

 

جمعیت دوستان ایران دموکراتیک

13 ژوییه 2009

ambassade d'Iran - Paris - France

 

Ce matin, 13 juillet 2009, à 6h, le Collectif des Amis de l’Iran Démocratique a souhaité dénoncer le caractère inique du régime d’Amahdinejad par une action symbolique aux abords de l’Ambassade de la République Islamique d’Iran.

 

Une vaste banderole a été déployée au sommet d’un immeuble voisinant l’Ambassade avec le message suivant : « Des dizaines de morts, des milliers de blessés, des milliers de prisonniers politiques, voici la légitimité du gouvernement d’Ahmadinejad ».

 

En fond de ce texte nous avons souhaité reproduire le portrait de Neda, cette jeune iranienne abattue d’une balle en pleine rue et dont la mort révoltante entre les bras de son professeur de musique est le symbole de ce que nous ne voulons plus voir arriver en Iran !

  

Des fraudes massives lors de l’élection présidentielle !

 

Le président iranien sortant, Ahmadinejad, affiche un score de 69 % aux élections, loin devant ses adversaires, en dépit de toute vraisemblance : dans tout le pays les scores sont similaires, y compris dans les fiefs traditionnellement acquis aux réformateurs.

 

Nous demandons l’organisation de nouvelles élections en Iran en respectant le principe démocratique !

   

Des centaines d’arrestations, d’innombrables blessés et plusieurs morts lors des manifestations qui ont accueilli les résultats des élections !

 

Alors que la population était descendue manifester son mécontentement de façon pacifique, les milices armées basidjis et les forces de l’ordre ont réprimé violemment ces rassemblements. Plusieurs morts sont à déplorer parmi les étudiants de l’université de Téhéran surpris dans leur dortoir et parmi les manifestants, tués par balle dans les rues.

De très nombreuses personnes ont par ailleurs été arrêtées et conduites à la prison d’Evin.

Pas plus tard que tard que ce matin on enterrait le corps percé d’une balle de Sohrab Arabi, 19 ans, disparu au cours des manifestations et rendu à sa famille 27 jours plus tard ; et très récemment c’est Clotilde Reiss, une jeune française qui s’est retrouvée accusée d’espionnage après avoir assisté aux manifestations.

 

Nous demandons la libération inconditionnelle de tous les détenus d’opinion et participants aux manifestations ainsi que l’arrêt immédiat des arrestations arbitraires, de l’usage de la force et de la torture :

   

Une censure des médias internationaux, le filtrage et la surveillance accrus des internautes iraniens !

 

Lors des manifestations qui ont amené des centaines de milliers d’iraniens à manifester dans les rues, les grands médias internationaux ont été assignés à résidence afin que nul ne puisse témoigner de l’ampleur du mécontentement d’une population prise en otage par un régime dictatorial qu’elle souhaite dépasser pour se tourner vers un avenir libre et démocratique. Un fort ralentissement d’internet, plusieurs sites rendus impossibles d’accès et un contrôle étroit des communications des iraniens témoignent de la censure dont sont victimes les internautes iraniens.

 

Nous demandons la liberté de circuler, d’informer et de s’exprimer pour les journalistes étrangers et iraniens et pour l’ensemble de la population iranienne !

   

NOUS SOUHAITONS UN IRAN DEMOCRATIQUE, LIBRE DE S’EXPRIMER ET DE DETERMINER SON AVENIR !

 

-

«اطلاعیه»

امروز 13 ژوییه 2009، ساعت 6 صبح، «جمعیت دوستان

ایران دموکراتیک» حرکتی نمادین را در تقبیح شخصیت شریر رژیم احمدی‌نژاد، در جوار

ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاریس ترتیب دادند.

پارچه نوشتی بزرگ از سقف ساختمانی در همسایگی

سفارت آویزان شد. پیغام روی پارچه چنین است:

ده‌ها کشته

هزاران زخمی

هزاران زندانی سیاسی

این است مشروعیت دولت احمدی‌نژاد

در حاشیه این پارچه تصویر «ندا» را چاپ کردیم؛

دختر جوان ایرانی که به ضرب گلوله در خیابان و در روز روشن در میان دستان استاد

موسیقی‌اش از پا درآمد و قربانی رفتاری شد که ما توقف آن را آرزومندیم.

 

تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری

رییس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران، احمدی‌نژاد

با رای 63 درصدی و با فاصله‌ای بسیار زیاد از رقبا، پیروز انتخابات اعلام شد. بر

خلاف تمامی احتمالات و پیش‌بینی‌ها، نسبت آراء وی در تمام کشور، حتی در شهرهایی که

به طور سنتی رای به اصلاح‌طلبان می‌دادند، برابر بود.

ما خواستار برگزاری

انتخابات مجدد در ایران، با احترام به اصول دموکراتیک هستیم.

 

صدها دستگیری، بی‌شمار

زخمی و چندین کشته، حاصل تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات!

در مقابله با اعتراضات مسالمت آمیز مردمی که

برای ابراز نا رضایتی به خیابان ریخته بودند، شبه نظامیان مسلح بسیجی و پلیس ضد

شورش دست به سرکوب گسترده زدند.

جای تاسف است که کشته‌شدگان دانشجویانی هستند که

شبانگاه در خوابگاه‌های خود غافلگیر شدند و همچنین مردم عادی معترضی که در کوچه و

خیابان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

ضمنن، تعداد بالایی دستگیر شدند و به زندان اوین

و یا مکان‌های دیگر انتقال یافتند.

به تازه‌گی «کلوتیلد رایس» دختر جوان فرانسوی که

در تظاهرات شرکت داشته دستگیر و با اتهام جاسوسی مواجه شده است.

ما خواستار آزادی بی قید

و شرط تمامی زندانیان عقیدتی و شرکت کنندگان در تظاهرات‌ها و همچنین توقف هرچه

سریع‌تر موج دستگیری‌های خودسرانه و استفاده از زور و شکنجه هستیم.

سانسورِ رسانه‌های

بین المللی، فیلترینگ اینترنت و پیگرد کاربران آن

پس از اعتراضات صدها هزار نفری مردم ایران و تظاهرات

خیابانی آنان، تمامی رسانه‌های بزرگ بین‌المللی از ترک دفتر کار خود منع و از

ادامه‌ بازتاب نارضایتی ملت ناتوان شدند. ملتی که توسط رژیمی دیکتاتوری به گروگان

گرفته شده‌اند. ملتی که خواسته‌شان برداشتن گامی به سوی آینده‌ای آزاد و دموکراتیک

بود.

کاهش شدید سرعت اینترنت، دسترسی به سایت‌های

فراوانی را غیر ممکن کرد و کاربران خبررسان ایرانی قربانیان کنترل و اعمال محدودیت‌های

شدید ارتباطی شدند.

ما خواستار آزادی

فعالیت، اطلاع رسانی و اظهار نظر برای خبرنگاران خارجی و ایرانی و همه‌ی ملت ایران

هستیم.

 

با آرزوی ایرانی دموکراتیک، آزاد برای اظهار نظر

و رقم زدن آینده‌اش.

 

جمعیت دوستان ایران دموکراتیک

13 ژوییه 2009

سه گروه و «حفظ نظام» در گرو کناره گیری خامنه ای است؟:

از مدتها قبل معلوم بود که جناح کودتا گر برای راحت شدن از دست گروههای دیگر برنامه گذاری کرده است. این برنامه را آماده کرده بود روز انتخابات به اجرا بگذارد. مطالبی که در نشریات و وب سایت های وابسته به کودتا گران درج می شدند، نشان میدادند که درحال نزدیک شدن به روزهای تصفیه ای دیگر هستیم. جبهه کودتاچیان برای اینکه بتواند خود را از دست گروه اصلاح طلب و گروه های نزدیک به آن، یعنی اپوزیسیون داخل نظام، راحت کند، طرح تصفیه ای را تهیه و به اجرا گذاشته است. هدف از تهیه و اجرای طرح، تصفیه کامل بقصد ادامه حیات در بیست سال آینده، بدون دردسر، است.

این بار نیز، دستگاه ولایت فقیه، به تنها چیزی که بها نمی داد، نقش مردم بود. گمان می برد چون گذشته، درگیری در داخل رژیم، بدون واکنش مردم انجام می شود. طراحان کودتا بنا را بر این گذاشته بودند که در این انتخابات، ولو مردم رأی بدهند، طرح کودتای خود را به اجرا بگذارند. فکر می کردند که چون گذشته، جبهه رقیب نق زنی هائی خواهد کرد و آنگاه سکوت خواهد گزید. اگر هم مقاومت شد، مقاومت را دست آویز حذف سران جبهه رقیب می کنند. اگر بنا بر تسلیم و رضای جبهه رقیب گذاشته بودند، بدین خاطر بود که سالهای سال، دستگاه ولایت فقیه در برابر این گروهها، روش تسلیم شوید و یا از نظام طردتان می کنم را بکار می برد. از آنجا که این گروهها همواره می خواستند در نظام برای خود پایگاه و جایگاهی داشته باشند، به راحتی از حق مردم می گذشتند و برای حفظ موقعیت خود ، تسلیم می شدند.

دستگاه ولایت مطلقه، با توجه به رفتار مردم در قبال اصلاح طلبان، فکر نمی کرد ممکن است این بار مردم وارد عمل شوند. چه رسد دست زدن به جنبش همگانی. برخی از کودتا چیان و مشاوران آنها و برخی از فرماندهان سپاه گفته بودند که اگر احیانا مردم به خیابانها بیایند و اعتراض کنند تعدادی از آنها را به شدت سرکوب می کنیم و بقیه از ادامه دادن به جنبش منصرف می شوند. این ارزیابی نادرست یکی از بزرگترین اشتباهات طراحان و مجریان کودتا بود. اصلاح طلبها نیز نه فکر می کردند با وجود مشارکت وسیع مردم در انتخابات، تقلبی به این بزرگی انجام شود و نه فکر می کردند مردم دست به جنبش همگانی بزنند. تبلیغشان این بود که هر اندازه تعداد رأی دهندگان بیشتر، خطر تقلب در انتخابات کمتر. حتی برخی از اصلاح طلبها به این اندازه قانع بودند که اگر بشود تعدادی از مردم را جمع کرد ودر مواقع مقتضی در برابر وزارت کشور آورد شاید بتوان از نظام امتیاز گرفت. ولی وقتی در برابر جمعیت چند میلیونی قرار گرفتند هر دو گروه اصولگرا و اصلاح طلب قافیه را باخته بودند . جنبش مردم، دو جبهه را در وضعیت جدیدی قرار داد. در این وضعیت، جبهه کودتا کننده نمی توانست و نمی تواند عقب نشینی کند زیرا «رهبر» و بسا ولایت فقیه بر باد می رفت و می رود و جبهه رقیب نیز نمی توانست و نمی تواند تسلیم شود زیرا هم جبهه کودتاچیان و هم مردم به آنها مهر باطل شد می زنند.

اما اصولگرایان کودتاچی هنگامی که با حرکت گسترده مردم روبرو شدند، چاره ای به جز سرکوب و دستگیری های گسترده در پیش پای خود نمیدیدند . کار را با تقلب در انتخابات شروع کرده بودند و نمی توانستند با توسل به خشونت ادامه ندهند. از این رو، دیوانه وار عمل کردند و اشتباهاتی را مرتکب شد که رهبری و نظام ولایت مطلقه فقیه را هر چه بیشتر به لب پرتگاهی بردند که روزی محسن رضایی نسبت به خطر افتادن در آن هشدار داده بود. سخنان خامنه ای در نماز جمعه، کار را بدتر کرد. او به جنگ با جبهه رقیب در درون رژیم، جنگ با مردم را افزود. سخنان هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه، اخطار به خامنه ای بود که کار را از آنچه کرده ای خراب تر نکند. پاسخ تهدید آمیز خامنه ای روشن می کند که او بنا دارد تا آخر برود. جنگ با مردم برد ندارد. اما او که عقده شاه سابق را دارد، می پندارد کاری را که شاه نتوانست انجام دهد، او می تواند و خواهد کرد.

در حال حاضر، که یک ماه از انتخابات می گذرد و جنبش همگانی ادامه یافته است، در رژیم سه گروه با هدفهای متضاد فعال کستند:

● جبهه کودتاچیان که خامنه ای نقش رهبر آن را بازی می کند، می خواهد بهر قیمت، کودتا را به نتیجه رساند و از جبهه مخالف جز تسلیم نمی خواهد.

● هاشمی رفسنجانی و خاتمی که سعیشان بر حفظ نظام است. این دو فعلا  بر آن نیستند که حفظ نظام در گرو کناره گیری خامنه ای است. اما براین نظر هستند که او آلت فعل شده است و نزدیک است که حفظ او در مقام «رهبر» غیر ممکن شود.

● موسوی و کروبی که تحت فشار جبهه کودتاچیان هستند. موسوی می گوید: با قبول و در چهارچوب قانون اساسی می خواهد به فعالیت سیاسی خود ادامه دهد. بنا بر نامه دو تن از اعضای ستاد انتخاباتی او به لاریجانی، «رئیس» مجلس، هرگاه رژیم او را تضعیف کند، رهبری به بیرون نظام منتقل خواهد شد. حقیقت اینست که این دو، از سوی مردم بیشتر تحت فشار هستند. مردم اینک دیگر خواستار کنار گذاشتن خامنه ای هستند.

دو گروه اخیر نمی خواستند بحرانی سختی که خامنه ای با کودتا پدید آورده است، سبب شود که برای حفظ نظام، زیر فشار مردم، خامنه ای کنار گذاشته شود. زیرا پس از آن، مردم بفشار خود برای برچیدن بساط ولایت مطلقه فقیه ادامه می دهند. اما خامنه ای در همان حال که ترسیده است، از تن دادن به الغای انتخابات، بیشتر می ترسد.

 

چرا تقلب بزرگ لو رفت ؟:

از قدیم و ندیم گفته اند که همیشه دزدان و قاچاقچیان زمانی لو می روند و گیر می افتند که دست به عملیات بزرگ بزنند. مثلا قاچاقچیان مانند مسئولان حامی نظام ولایت تا زمانی که کارشان حمل ونقل و خرید و فروش مواد مخدر به میزان کم است، به دام نمی افتند و اگر هم به دام بیفتند به راحتی از آن می گریزند. پلیس نیز نسبت به عملیات کوچک حساس نمی شود. ولی وقتی همین گروه قاچاقچیان دست به حمل و خرید و فروش محموله ای بزرگ می زنند، به ناگاه همه نگاهها متوجه آنها می شوند. پلیس در تعقیب آنها می شود و بگیرشان می اندازد.

دستگاه ولایت فقیه نیز این بار به این دلیل گیر افتاد که دست به تقلبی بزرگ زد. تا این زمان، هر بار که تقلب می کرد در حد قابل تحمل برای طرف زیان دیده بود. مثلا زمانی که قرار بود پدر همسرآقا مجتبی را وارد مجلس سازد، تصمیم گرفت با ابطال حدود 700 صندوق رای، آرای رجایی را باطل کند. حداد عادل را وارد مجلس ساخت. در نهمین دوره ریاست جمهوری نیز، با افزودن چند میلیون رأی، به آرای احمدی نژاد، او را در مقابل هاشمی رفسنجانی پیروز گرداند. اما این بار تصمیم گرفت دست به تقلبی بزرگ بزند. حدود 16- 17 میلیون رای را با تقلب وارد صندوق های رای کرد. به دلیل بزرگی تقلب، ضربه ای شد که همه مردم را بیدار کرد و به اعتراض بر انگیخت. و او و ستاد کودتا لو رفتند. او برای اینکه اعتراف به تقلب نکند مجبور شد دست به درگیری و در نهایت کودتا بزند زیرا به جز این کار چاره ای دیگر برای خود نمی یافت.

خود رهبری و ستاد کودتا دیدند تقلب آنها لو رفته است. یکی از دو کار را می توانستند بکنند: با واقعیت لج کنند و انتخابات را صحیح بدانند و یا خامنه ای مداخله کند و دستور تجدید انتخابات را بدهد. بعد از برخاستن موجهای جنبش، خامنه ای به دستیاران خود پرخاش می کند که بی کفایتی بخرج داده اند. اما چون کودتاچیان او را وارد عمل کردند و از صبح روز شنبه، وارد عمل برای تحمیل کودتا به جبهه رقیب و مردم شد، برای خود چاره ای جز «تا آخر رفتن» ندید. اما ادامه دادن به نقش خود بعنوان رهبر کودتا، خامنه ای را روز به روز بی اعتبار تر کرد. به ترتیبی که هاشمی رفسنجانی خود را جانشین او کرد و پیشنهاد خود را به دو طرفی داد که یکی جبهه کودتاچیان بود به رهبری خامنه ای و دیگری به جبهه رقیب به رهبری موسوی و کروبی. واکنش رسانه های طرفدار جبهه کودتا و شخص خامنه ای، تضاد او و جبهه کودتاچیان را با جبهه رقیب و مردم قطعی کرد و چاره ای جز حذف یکی از دو جبهه باقی نماند.

 

هدف از کودتا، ادامه یافتن حیات نظام با رهبری «خط خامنه ای» بود اما کودتا با سد مقاومت مردم روبرو شد:

خامنه ای و دستیاران او در طراحی و اجرای کودتا فکر می کردند می توانند رژیم را پاکسازی کنند به ترتیبی که هم خود و هم فرزندان خود و هم نتیجه و نبیره یشان سالها بر ملت ایران حکومت کنند. البته فکر نمی کردند مجبور شوند در برابر مردمی قرار بگیرند که حق حاکمیت خود را مطالبه می کنند.

دستیاران و مشاوران خامنه ای به او گفته بودند که مردم از طریق پیام های کوتاه ارتباط میان خود را برقرار کرده اند و با تلفن های همراه می توانند از جاهای مختلف بایکدیگر ارتباط پیدا کنند و از طریق اینترنت می توانند به اخبار دسترسی پیدا کنند، با اینهمه، از جای نخواهند جنبید. بدیهی است که فکر نمی کردند مردم تحت سلطه آنها از هر فرصتی و شکافی برای خروج از حاکمیت جائرانه آنها استفاده می کنند و در پی پایان بخشیدن به عمر دولت استبدادیان می شوند.

دستگاه خامنه ای فکر می کرد که در سال 1388 می تواند با استفاده از مشاوران امریکایی و روسی و برخی نخبه هایی که با پول آنها را گرد خود جمع کرده است، جوانان مبارز ایران را سرکوب و به سکوت مجبور کند. چون مقابله مردم را با کودتا دید و شعار «مجتبی بمیری رهبری را نبینی» را شنید و دانست که این نسل با تجدید سلطنت تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه موافقت نمی کند، تصمیم گرفت ارتباط مردم را با یکدیگر قطع کند. به همین دلیل دست به کارهای زیر زد :

- ارتباط مردم را از طریق پیام های کوتاه تلفن های موبایل قطع کرد .

- با نصب نرم افزارها و سخت افزارهای خاص سعی کرد تا پیام های مردم را کنترل کند .

- تلفن های موبایل را در روزهای حساس قطع کرد.

- با خرید سیستم های کنترل تلاش کرد مکالمه مردم را کنترل نماید .

- تلفن های ثابت را توسط سیستم های خریداری شده تحت کنترل قرار داد .

- خطوط اینترنت را محدود ساخت و پهنای باند آن را کاهش داد تا سرعت آن کاهش یابد .

- با ایجاد فیلترهایی تصمیم گرفت ارتباط مردم با وب سایت ها را قطع سازد .

- با خرید نرم افزارهایی تلاش کرد ایمل های مردم را کنترل سازد .

- با خرید نرم افزارهایی تلاش کرد با هک کردن برخی وب سایت ها و ب لاگ ها موجب تعطیلی آنها شود .

- با ایجاد فیلترهایی خاص سعی کرد رد و بدل شدن فایل های تصویری را کنترل نماید .

- با ایجاد برنامه هایی خاص به ایمیل های سیاسیون و مبارزان وارد شده و آنها را دستگیر کرد.

در بخش سخت افزاری تلاش کرد:

- با افزایش نیروهای انتظامی سرکوب مردم را شدت بخشد .

- با بسیج و برنامه ریزی خاص صدها لشگر الزهرا و عاشورا را با هزینه های میلیاردی تاسیس کرد تا در سرکوب مردم از آنها استفاده نماید .

- با بسیج و تکمیل کادرها حملات وحشیانه در میان دو گروه نوپو – نیروهای ویژه پاسدار ولایت – و بسیج خود را آماده سرکوب و سلاخی مردم نمود .

- نیروهای زمینی سپاه را با نیروهای مقاومت بسیج هماهنگ کرد و در بسیاری از مانورها با کمک نیروی انتظامی تلاش کرد کلیه محلات را در روز مبادا به کنترل خود درآورد .

- بنا بر دستور، نیروهای سپاه از روزهای قبل از انتخابات در آماده باش کامل برای جابجایی قرار گرفتند. به گونه ای که بعد از انتخابات در جریان درگیری ها حدود 70 درصد از نیروهای نظامی – انتظامی – بسیجی – امنیتی و ... از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و تهران گسیل شده بود .

- اکثر نیروهای امنیتی و حفاظتی از شهرهای کوچک به تهران آورده شدند تا بتوانند در سرکوب ها شرکت کنند .

- مأموران واواک، با در اختیار داشتن احکام ماموریت به تهران آمدند تا در جریان سرکوب ها و اعتراف گیری ها به شرکت کنند.

و...

 

نامبرده محمد جواد بصیرت از فرماندهان پایگاه مقاومت بسیج مسجد لرزاده تهران می باشد !

 

ایشان متهم است که در لباس بسیج ! در خیابان آزادی و جمالزاده تهران با استفاده از سلاح کلت کمری به روی ملت آتش گشوده است .

 

از شهروندان تهرانی خواهشمندم با پخش این عکس در محل سکونت ایشان واقع در تهران – میدان خراسان پشت فروشگاه قدس کوچه نائب اطرافیان و همسایگان وی را هشیار سازند که این بسیجی یک قاتل است ! باید این افراد رسوا بشوند و بدانند گرچه در سایه امن حکومت اسلامی میتوانند دست به هر جرم و جنایتی حتی آدم کشی بزنند اما باید به ملت جوابگو باشند

13 juin 2009 - Ambassade d'Iran - Paris - France

 

Ce matin, 13 juillet 2009, à 6h, le Collectif des Amis de l’Iran Démocratique a souhaité dénoncer le caractère inique du régime d’Amahdinejad par une action symbolique aux abords de l’Ambassade de la République Islamique d’Iran.

 

Une vaste banderole a été déployée au sommet d’un immeuble voisinant l’Ambassade avec le message suivant : « Des dizaines de morts, des milliers de blessés, des milliers de prisonniers politiques, voici la légitimité du gouvernement d’Ahmadinejad ».

 

En fond de ce texte nous avons souhaité reproduire le portrait de Neda, cette jeune iranienne abattue d’une balle en pleine rue et dont la mort révoltante entre les bras de son professeur de musique est le symbole de ce que nous ne voulons plus voir arriver en Iran !

  

Des fraudes massives lors de l’élection présidentielle !

 

Le président iranien sortant, Ahmadinejad, affiche un score de 69 % aux élections, loin devant ses adversaires, en dépit de toute vraisemblance : dans tout le pays les scores sont similaires, y compris dans les fiefs traditionnellement acquis aux réformateurs.

 

Nous demandons l’organisation de nouvelles élections en Iran en respectant le principe démocratique !

   

Des centaines d’arrestations, d’innombrables blessés et plusieurs morts lors des manifestations qui ont accueilli les résultats des élections !

 

Alors que la population était descendue manifester son mécontentement de façon pacifique, les milices armées basidjis et les forces de l’ordre ont réprimé violemment ces rassemblements. Plusieurs morts sont à déplorer parmi les étudiants de l’université de Téhéran surpris dans leur dortoir et parmi les manifestants, tués par balle dans les rues.

De très nombreuses personnes ont par ailleurs été arrêtées et conduites à la prison d’Evin.

Pas plus tard que tard que ce matin on enterrait le corps percé d’une balle de Sohrab Arabi, 19 ans, disparu au cours des manifestations et rendu à sa famille 27 jours plus tard ; et très récemment c’est Clotilde Reiss, une jeune française qui s’est retrouvée accusée d’espionnage après avoir assisté aux manifestations.

 

Nous demandons la libération inconditionnelle de tous les détenus d’opinion et participants aux manifestations ainsi que l’arrêt immédiat des arrestations arbitraires, de l’usage de la force et de la torture :

   

Une censure des médias internationaux, le filtrage et la surveillance accrus des internautes iraniens !

 

Lors des manifestations qui ont amené des centaines de milliers d’iraniens à manifester dans les rues, les grands médias internationaux ont été assignés à résidence afin que nul ne puisse témoigner de l’ampleur du mécontentement d’une population prise en otage par un régime dictatorial qu’elle souhaite dépasser pour se tourner vers un avenir libre et démocratique. Un fort ralentissement d’internet, plusieurs sites rendus impossibles d’accès et un contrôle étroit des communications des iraniens témoignent de la censure dont sont victimes les internautes iraniens.

 

Nous demandons la liberté de circuler, d’informer et de s’exprimer pour les journalistes étrangers et iraniens et pour l’ensemble de la population iranienne !

   

NOUS SOUHAITONS UN IRAN DEMOCRATIQUE, LIBRE DE S’EXPRIMER ET DE DETERMINER SON AVENIR !

 

-

«اطلاعیه»

امروز 13 ژوییه 2009، ساعت 6 صبح، «جمعیت دوستان

ایران دموکراتیک» حرکتی نمادین را در تقبیح شخصیت شریر رژیم احمدی‌نژاد، در جوار

ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاریس ترتیب دادند.

پارچه نوشتی بزرگ از سقف ساختمانی در همسایگی

سفارت آویزان شد. پیغام روی پارچه چنین است:

ده‌ها کشته

هزاران زخمی

هزاران زندانی سیاسی

این است مشروعیت دولت احمدی‌نژاد

در حاشیه این پارچه تصویر «ندا» را چاپ کردیم؛

دختر جوان ایرانی که به ضرب گلوله در خیابان و در روز روشن در میان دستان استاد

موسیقی‌اش از پا درآمد و قربانی رفتاری شد که ما توقف آن را آرزومندیم.

 

تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری

رییس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران، احمدی‌نژاد

با رای 63 درصدی و با فاصله‌ای بسیار زیاد از رقبا، پیروز انتخابات اعلام شد. بر

خلاف تمامی احتمالات و پیش‌بینی‌ها، نسبت آراء وی در تمام کشور، حتی در شهرهایی که

به طور سنتی رای به اصلاح‌طلبان می‌دادند، برابر بود.

ما خواستار برگزاری

انتخابات مجدد در ایران، با احترام به اصول دموکراتیک هستیم.

 

صدها دستگیری، بی‌شمار

زخمی و چندین کشته، حاصل تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات!

در مقابله با اعتراضات مسالمت آمیز مردمی که

برای ابراز نا رضایتی به خیابان ریخته بودند، شبه نظامیان مسلح بسیجی و پلیس ضد

شورش دست به سرکوب گسترده زدند.

جای تاسف است که کشته‌شدگان دانشجویانی هستند که

شبانگاه در خوابگاه‌های خود غافلگیر شدند و همچنین مردم عادی معترضی که در کوچه و

خیابان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

ضمنن، تعداد بالایی دستگیر شدند و به زندان اوین

و یا مکان‌های دیگر انتقال یافتند.

به تازه‌گی «کلوتیلد رایس» دختر جوان فرانسوی که

در تظاهرات شرکت داشته دستگیر و با اتهام جاسوسی مواجه شده است.

ما خواستار آزادی بی قید

و شرط تمامی زندانیان عقیدتی و شرکت کنندگان در تظاهرات‌ها و همچنین توقف هرچه

سریع‌تر موج دستگیری‌های خودسرانه و استفاده از زور و شکنجه هستیم.

سانسورِ رسانه‌های

بین المللی، فیلترینگ اینترنت و پیگرد کاربران آن

پس از اعتراضات صدها هزار نفری مردم ایران و تظاهرات

خیابانی آنان، تمامی رسانه‌های بزرگ بین‌المللی از ترک دفتر کار خود منع و از

ادامه‌ بازتاب نارضایتی ملت ناتوان شدند. ملتی که توسط رژیمی دیکتاتوری به گروگان

گرفته شده‌اند. ملتی که خواسته‌شان برداشتن گامی به سوی آینده‌ای آزاد و دموکراتیک

بود.

کاهش شدید سرعت اینترنت، دسترسی به سایت‌های

فراوانی را غیر ممکن کرد و کاربران خبررسان ایرانی قربانیان کنترل و اعمال محدودیت‌های

شدید ارتباطی شدند.

ما خواستار آزادی

فعالیت، اطلاع رسانی و اظهار نظر برای خبرنگاران خارجی و ایرانی و همه‌ی ملت ایران

هستیم.

 

با آرزوی ایرانی دموکراتیک، آزاد برای اظهار نظر

و رقم زدن آینده‌اش.

 

جمعیت دوستان ایران دموکراتیک

13 ژوییه 2009

13 juin 2009 - Ambassade d'Iran - Paris - France

 

Ce matin, 13 juillet 2009, à 6h, le Collectif des Amis de l’Iran Démocratique a souhaité dénoncer le caractère inique du régime d’Amahdinejad par une action symbolique aux abords de l’Ambassade de la République Islamique d’Iran.

 

Une vaste banderole a été déployée au sommet d’un immeuble voisinant l’Ambassade avec le message suivant : « Des dizaines de morts, des milliers de blessés, des milliers de prisonniers politiques, voici la légitimité du gouvernement d’Ahmadinejad ».

 

En fond de ce texte nous avons souhaité reproduire le portrait de Neda, cette jeune iranienne abattue d’une balle en pleine rue et dont la mort révoltante entre les bras de son professeur de musique est le symbole de ce que nous ne voulons plus voir arriver en Iran !

  

Des fraudes massives lors de l’élection présidentielle !

 

Le président iranien sortant, Ahmadinejad, affiche un score de 69 % aux élections, loin devant ses adversaires, en dépit de toute vraisemblance : dans tout le pays les scores sont similaires, y compris dans les fiefs traditionnellement acquis aux réformateurs.

 

Nous demandons l’organisation de nouvelles élections en Iran en respectant le principe démocratique !

   

Des centaines d’arrestations, d’innombrables blessés et plusieurs morts lors des manifestations qui ont accueilli les résultats des élections !

 

Alors que la population était descendue manifester son mécontentement de façon pacifique, les milices armées basidjis et les forces de l’ordre ont réprimé violemment ces rassemblements. Plusieurs morts sont à déplorer parmi les étudiants de l’université de Téhéran surpris dans leur dortoir et parmi les manifestants, tués par balle dans les rues.

De très nombreuses personnes ont par ailleurs été arrêtées et conduites à la prison d’Evin.

Pas plus tard que tard que ce matin on enterrait le corps percé d’une balle de Sohrab Arabi, 19 ans, disparu au cours des manifestations et rendu à sa famille 27 jours plus tard ; et très récemment c’est Clotilde Reiss, une jeune française qui s’est retrouvée accusée d’espionnage après avoir assisté aux manifestations.

 

Nous demandons la libération inconditionnelle de tous les détenus d’opinion et participants aux manifestations ainsi que l’arrêt immédiat des arrestations arbitraires, de l’usage de la force et de la torture :

   

Une censure des médias internationaux, le filtrage et la surveillance accrus des internautes iraniens !

 

Lors des manifestations qui ont amené des centaines de milliers d’iraniens à manifester dans les rues, les grands médias internationaux ont été assignés à résidence afin que nul ne puisse témoigner de l’ampleur du mécontentement d’une population prise en otage par un régime dictatorial qu’elle souhaite dépasser pour se tourner vers un avenir libre et démocratique. Un fort ralentissement d’internet, plusieurs sites rendus impossibles d’accès et un contrôle étroit des communications des iraniens témoignent de la censure dont sont victimes les internautes iraniens.

 

Nous demandons la liberté de circuler, d’informer et de s’exprimer pour les journalistes étrangers et iraniens et pour l’ensemble de la population iranienne !

   

NOUS SOUHAITONS UN IRAN DEMOCRATIQUE, LIBRE DE S’EXPRIMER ET DE DETERMINER SON AVENIR !

 

-

«اطلاعیه»

امروز 13 ژوییه 2009، ساعت 6 صبح، «جمعیت دوستان

ایران دموکراتیک» حرکتی نمادین را در تقبیح شخصیت شریر رژیم احمدی‌نژاد، در جوار

ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاریس ترتیب دادند.

پارچه نوشتی بزرگ از سقف ساختمانی در همسایگی

سفارت آویزان شد. پیغام روی پارچه چنین است:

ده‌ها کشته

هزاران زخمی

هزاران زندانی سیاسی

این است مشروعیت دولت احمدی‌نژاد

در حاشیه این پارچه تصویر «ندا» را چاپ کردیم؛

دختر جوان ایرانی که به ضرب گلوله در خیابان و در روز روشن در میان دستان استاد

موسیقی‌اش از پا درآمد و قربانی رفتاری شد که ما توقف آن را آرزومندیم.

 

تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری

رییس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران، احمدی‌نژاد

با رای 63 درصدی و با فاصله‌ای بسیار زیاد از رقبا، پیروز انتخابات اعلام شد. بر

خلاف تمامی احتمالات و پیش‌بینی‌ها، نسبت آراء وی در تمام کشور، حتی در شهرهایی که

به طور سنتی رای به اصلاح‌طلبان می‌دادند، برابر بود.

ما خواستار برگزاری

انتخابات مجدد در ایران، با احترام به اصول دموکراتیک هستیم.

 

صدها دستگیری، بی‌شمار

زخمی و چندین کشته، حاصل تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات!

در مقابله با اعتراضات مسالمت آمیز مردمی که

برای ابراز نا رضایتی به خیابان ریخته بودند، شبه نظامیان مسلح بسیجی و پلیس ضد

شورش دست به سرکوب گسترده زدند.

جای تاسف است که کشته‌شدگان دانشجویانی هستند که

شبانگاه در خوابگاه‌های خود غافلگیر شدند و همچنین مردم عادی معترضی که در کوچه و

خیابان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

ضمنن، تعداد بالایی دستگیر شدند و به زندان اوین

و یا مکان‌های دیگر انتقال یافتند.

به تازه‌گی «کلوتیلد رایس» دختر جوان فرانسوی که

در تظاهرات شرکت داشته دستگیر و با اتهام جاسوسی مواجه شده است.

ما خواستار آزادی بی قید

و شرط تمامی زندانیان عقیدتی و شرکت کنندگان در تظاهرات‌ها و همچنین توقف هرچه

سریع‌تر موج دستگیری‌های خودسرانه و استفاده از زور و شکنجه هستیم.

سانسورِ رسانه‌های

بین المللی، فیلترینگ اینترنت و پیگرد کاربران آن

پس از اعتراضات صدها هزار نفری مردم ایران و تظاهرات

خیابانی آنان، تمامی رسانه‌های بزرگ بین‌المللی از ترک دفتر کار خود منع و از

ادامه‌ بازتاب نارضایتی ملت ناتوان شدند. ملتی که توسط رژیمی دیکتاتوری به گروگان

گرفته شده‌اند. ملتی که خواسته‌شان برداشتن گامی به سوی آینده‌ای آزاد و دموکراتیک

بود.

کاهش شدید سرعت اینترنت، دسترسی به سایت‌های

فراوانی را غیر ممکن کرد و کاربران خبررسان ایرانی قربانیان کنترل و اعمال محدودیت‌های

شدید ارتباطی شدند.

ما خواستار آزادی

فعالیت، اطلاع رسانی و اظهار نظر برای خبرنگاران خارجی و ایرانی و همه‌ی ملت ایران

هستیم.

 

با آرزوی ایرانی دموکراتیک، آزاد برای اظهار نظر

و رقم زدن آینده‌اش.

 

جمعیت دوستان ایران دموکراتیک

13 ژوییه 2009

افشار از نیروهای ابتدای انقلاب بود که در جریانات تصرف سفارت امریکا وارد این سفارتخانه شد. این بسیجی بعد از سالها حضور در این نهاد به مسئولیت فرهنگی این نهاد رسید و در انجا مشغول به کار شد . حضور او در سرکوب نیروهای مردمی و دانشجویی در پرونده سیاه این پاسدار مستبد ضبط است . در 2 خرداد 76 که خاتمی به ریاست جمهوری انتخاب شد، او با هماهنگ کردن انصار حزب الله یکی از طراحان ایجاد مخالفتهای مردمی !! بر علیه دولت خاتمی بود را در برابر « بیت » خامنه ای گرد آورد . او با بر سر کار آمدن احمدی نژاد و قرار گرفتن ذوالقدر در وزارت کشور ، برای مدیری کلی اداره انتخابات وزارت کشور معرفی شد . الحق هم خود از پس همه « نفوذی ها » ( نامزدهائی که « اصول گرا » نبودند ) بر آمد و در بررسی صلاحیت آنان با توجه به افرادی که در اختیار داشت مانع ورود همه «جاسوسان و نفوذی ها » به صحنه و تنور داغ انتخابات شد . در انتخابات کار تقلب را به جائی رساند که حتی صدای پور محمدی را هم درآورد . او نامه ای در باره تخلفات انتخاباتی به « مقام بالائی» نوشته و خشم شدید احمدی نژاد را بر انگیخته است . او دو بار از وزارت کشور رفت و دوباره به این وزارتخانه برگشت او هم اکنون معاون اجتماعی و فرهنگی وزارت کشور است

21- « سردار » علیرضا افشار

سردار افشار از نیروهای ابتدای انقلاب بود که در جریانات تصرف سفارت امریکا وارد این سفارتخانه شد. این بسیجی بعد از سالها حضور در این نهاد به مسئولیت فرهنگی این نهاد رسید و در انجا مشغول به کار شد. حضور او در سرکوب نیروهای مردمی و دانشجویی در پرونده سیاه این پاسدار مستبد ضبط است. در 2 خرداد 76 که خاتمی به ریاست جمهوری انتخاب شد، او گروهی بسیجی را در برابر « بیت » خامنه ای گرد آورد. او و گروهش شعار می دادند: ما بنی صدر دوم را نمی خواهیم !

او با بر سر کار آمدن احمدی نژاد و قرار گرفتن ذوالقدر در وزارت کشور، برای مدیری کلی اداره انتخابات وزارت کشور معرفی شد. الحق هم خود از پس همه « نفوذی ها »

( نامزدهائی که « اصول گرا » نبودند ) بر آمد و در بررسی صلاحیت آنان با توجه به افرادی که در اختیار داشت مانع ورود همه «جاسوسان و نفوذی ها» به صحنه و تنور داغ انتخابات شد. در انتخابات کار تقلب را به جائی رساند که حتی صدای پور محمدی را هم درآورد. او نامه ای در باره تخلفات انتخاباتی به « مقام بالائی» نوشته و خشم شدید احمدی نژاد را بر انگیخته است.

 

22 - « سردار » دورکی

 

از سرداران ارشد سپاه پاسداران که فرمانده سپاه شیراز بوده و در مجلس فعلی مقام نمایندگی را اشغال کرده است. در انتخابات مجلس هشتم نیز، او خود را نامزد کرده بود. کارش به مرحله دوم رسیده است.

 

23 - « سردار » فرهنگی

 

فرهنگی از نمایندگان فعلی مجلس است. وی در زمان حرکت های دانشجویی مسئولیت نیروهای انتظامی شهرستان تبریز را عهده دار بود. در جریان درگیری های ان شهر برادر وی با تیر غیبی که هنوز هم معلوم نشده است که از کجا شلیک شده بود به قتل رسید.

برادر وی که بسیجی روحانی بود در جنبش اعتراضی دانشجویان در تبریز، در حال حمله به دانشجویان بود که کشته شد. برادر مقتول همین سردار فرهنگی به خوبی توانست دانشجویان را با بدترین شکل سرکوب کند که برخی از اعمال وی در شنائت هنوز ورد زبان دانشجویان است.

وی بعد از سرکوب دانشجویان به انتخابات پا گذاشت. مورد تایید نیروهای نظامی و انتظامی وسپاهی قرار گرفت و وارد مجلس شد. در این انتخابات، کارش به دور دوم کشیده است.

 

24 - « سردار » جنگروی

 

از سرداران سپاه پاسداران که در حال حاضر در نیروی انتظامی مسئولیت یکی از پایگاههای امنیتی تهران را بر عهده دارد.

 

25 - « سردار » حسین علایی

 

از سرداران معروف دوران جنگ 8 ساله است. او کاندیدای نمایندگی از شهر اراک شد. وی از جمله سردارانی است که رابطه خوبی با احمدی نژاد دارند. در دورانی که احمدی نژاد در شهرداری بود در کنار وی قرار داشت و بعد هم که رییس جمهوری شد، مسئولیت تشریفات وی را عهده دار گشت.

 

26« سردار دکتر» امین حیاتی

 

از جمله سرداران سپاه است که با بر سر کار آمدن احمدی نژاد، به این و آن مقام رسیده اند. او به استانداری استان خوزستان رسید اما بعد از مدتی به دلیل داشتن رابطه نا مشروع از این کار استعفا داد و در همین زمان بود که وزیر کشور از ماده های برای ازدواج موقت سخن به میان آورد و گفت که باید در این مورد کاری کرد

 

* حزب الله بعد از جنگ:

با پایان یافتن جنگ و مطلقه شدن استبداد فقیه و بازگشت نیروهای جبهه و جنگ، کار گروههای چماقدار به صورت های مختلف و جدیدی ادامه یافت. شروع این دوره از چماقداری، با رهبری هاشمی - خامنه ای به طورگسترده تر و نیز سازماندهی شده تری شکل گرفت و سرمایه های بیکران مافیای سیاسی – نظامی – امنیتی و بیت رهبری به سوی این گروه سرازیرگشت.

در این دوره بود که رژیم دیگر مطمئن بود که مردم متوجه حمایتش از گروههای چماقدار شده اند. اما بخاطر تثبیت رژیم استبدادی و کسب «ولایت مطلقه»، به خصوص بعد از بازگشت قوا از جبهه ها و استقرار در شهرهای مختلف، حمایت خود از این گروههای چماقدار را به صورت علنی ادامه داد. گاهی اوقات، سران گروههای چماقدار، در مجامع، در کنار رهبران سیاسی و نظامی قرار می گرفتند. از نظر سران مافیاهای تصرف کننده دولت، نشان دادن ارتباط و همکاری علنی چماقداران با آنها، مشکلی در بر نداشت.

در همین دوره بود که سران رژیم و فرماندهان سپاه، به دستور «رهبر» مطلقه، دست به کار تشکیل و سازماندهی جدیدی شدند. هدف از این کار، تمرکز عملیات سرکوب مردم در خیابانها، با توجه به پایان شکست خفت بار جنگی بود که در آن، حدود چند صد هزار نفر کشته شدند و فراوان تر از آن، شمار معلولان و مجروحان بود. و به قول سران رژیم، خساراتی بیش از هزار میلیارد دلار ببار آورد.

افراد سپاه و چماقداران که در پایان جنگ، خود را در شمار صاحبان قدرت می دانستند، بی توجه به افکار و اندیشه های مردم، مأمور شدند ولایت مطلقه رژیم را بر کشور، برقرار سازند و از قبل آن، به آلاف و الوف برسند. لذا عملیات زیر را در دستور کار خود قرار دادند:

● حمله به اجتماعات مختلف سیاسی که دست به نقد جنگ زده بود.

● حمله به دانشگاهها و دانشجویان.

● حمله به محل سخنرانی کلیه افراد سیاسی و فرهنگی ناقد رژیم.

● حمله به جوانان در خیابانهای سراسر کشور به بهانه بد حجابی.

● حمله به سندیکاهای کارگران.

● حمله به معلمان.

● حمله به اساتید دانشگاهها.

● حمله به نمایندگان مخالف سیاستهای رهبری و ریاست جمهوری.

● حمله به روحانیون مخالف و منتقد.

● حمله به هواداران گروههای سیاسی.

بنا بر اسناد و مدارک، به برخی از راهپیمایی هایی که با برنامه ریزی این گروه جهت ایجاد وحشت در میان مردم به راه انداخته می شد، اشاره می نماییم. لازم به ذکر است که در این دوره، آخوندجنتی به اطاعت از رهبری خامنه ای و با حمایت هاشمی رفسنجانی، دست به کار تشکیل گروههای سازمان یافته ای تحت عنوان نیروهای حزب الله شدند که از نیروهای سپاهی و بسیجی و اطلاعاتی تشکیل شده بود و تحت پوشش دانشجو – کارگر – کارمند – دانش آموز، خود را معرفی می نمودند.

ناگفته نماند که در این دوره، نیروهای سرکوب گر، تحت امر خامنه ای و هاشمی بودند و افرادی چون جنتی و خزعلی و محمدیزدی، در بخش فرماندهی سیاسی و معنوی این گروهها بودند و کسانی چون ذوالقدر – افشار – حجازی – سیف اللهی – لطفیان – الله کرم – احمدی نژاد و... از بخش نظامی، حامی و بازار گردان جنایت های خیابانی بودند.

این نیروهای سرکوب گرکه حال خود را بازوان ولایت مطلقه می دانستند، با استفاده از رهبری جنتی و دیگر روحانیون تحت ولایت خامنه ای، کار سرکوب های خیابانی را به بهانه های مختلف آغاز کردند و در هر کوی و برزن برای خود، دفتر ودستکی ایجاد نمودند و شروع به بازرسی از مردم تا درون ماشین ها و خانه های آنان و حتی جیب های آنان نمودند و در این بین کسی نبود که به آنها بگوید که حقوق شهروندی، این اجازه را به هیچ کس نمی دهد. ولی در آن زمان، آنها با پشتوانه قدرت ولایت و مسئولین حزب الله، این کار را انجام می دادند.

در همین دوره بود که نیروهای نظامی و از جبهه برگشته، تلاش نمودند تا سازماندهی خاصی را ایجاد نمایند. زیرا تا قبل از آن و در دوره قبلی، انجام این عملیات برعهده گروه هیات رزمندگان بود و حال به انصار حزب الله، تحویل داده می شد .

  

soundcloud.com/a-banisadr/91-12-04 فایل صوتی

Banisadr 2013-02.-22 = رادیو عصر جدید: با توجه به گزارش اخیر آژانس درباره مسئله اتمی ایران، واکنش آمریکا به این گزارش، سخنان آقای خامنه ای در رابطه با مذاکره با آمریکا و مذاکرات 26 فوریه در آلماتی، نظرتان درباره صحبتها و واکنشهای اخیر و احتمال به نتیجه رسیدن مذاکرات چیست؟

 

بنی صدر: آژانس گزارش می کند که رژیم ایران در تاسیسات نطنز سانتریفیوژهای جدید کار گذاشته است، کاخ سفید می گوید که کار ایران تحریک آمیز است، خصوصا که گزارش آژانس، یک هفته قبل از گفتگوهای 1+5 و ایران است. کاخ سفید اظهار امیدواری کرده است که روی واقعیتها گفتگو بشود و ایران واقعا بخواهد که گفتگوهای آلماتی به نتیجه برسند. آقای خامنه ای گفته است که گفتگو با آمریکا محتاج تحقق یک سری شرایط از جمله احترام متقابل به یکدیگر و ... است اما واقعیت امر اینستکه آقای خامنه ای از آمریکا می خواهد که رژیم ایران را به رسمیت بشناسد و قلع و قمع مخالفان رژیم را هم برعهده گیرد. شما خواهید گفت که خامنه ای این خواسته را علنی نگفته است! اولا کارگزاران آقای خامنه ای بعنوان توضیح گفته اند که رژیم را باید به رسمیت بشناسند اما اینکه (آمریکا) مخالفان رژیم را سرکوب و قلع و قمع کند، نتیجه به رسمیت شناختن است والا آمریکا روز اول گفت که من انقلاب ایران را به رسمیت می شناسم و با حکومت جدید هم رابطه برقرار کرده بود، بر اثر گروگانگیری قطع رابطه کرد. اگر فرضا آمریکا بگوید که رژیم ایران را به رسمیت می شناسد و اقدامی هم برای سرنگونی آن نمی کند و بعد از آن کسی در آمریکا، از رژیم آقای خامنه ای انتقاد کند، رژیم درجا خواهد گفت که شما قرار را نقض کرده اید چون گفته بودی که عملی در سرنگونی رژیم ایران انجام نمی دهی!

 

از دید رژیم، هر ایرانی و غیر ایرانی، البته بطور عمده ایرانی در هر جای جهان کوچکترین انتقادی از رژیم بکند، مخالف رژیم است و کشوری که مخالف در آن ساکن است، باید صدای مخالف را خفه کند! خاص این رژیم نیست، هر استبدادی همینطور است. برخی از استبدادها به طور ضمنی اجازه پیدا می کردند که مخالفانشان را در کشورهای مختلف سرکوب کنند مثل رژیم صدام حسین در دورانی که با اروپایی ها خوش و بش داشت یا همین رژیم ایران در دورانی که ترور می کرد و کشورهای اروپایی من باب مصالح ملی بر آن جنایتها چشم می بستند. رژیم این نوع شناسایی را از آمریکا می خواهد. فرض کنید که آمریکا گفت: "همان روابطی که با رژیم شاه داشتم با شما هم برقرار می کنم و همان اجازه ای که آن رژیم در قلع و قمع مخالفین خودش در کشورهای غربی داشت را شما هم خواهید داشت!"، آیا در این صورت، رژیم کنونی حاضر است رابطه برقرار کند؟ به گمان من رژیم حاضر نیست که بطور علنی بگوید: "دوره مخاصمت پایان یافت و میان دو کشور رابطه عادی برقرار شد."، بخاطر اینکه آقای خامنه ای می گوید: "اینکه شما به ما پیشنهاد گفتگوی مستقیم می کنید و می خواهید ما را به پای میز مذاکره ببرید، برای اینستکه در دنیای اسلام بگویید که حتی این رژیم که مخالف ما بود را ناچار کردیم که به پای میز مذاکره بیاید!" بدین ترتیب شما می بینید که وقتی یک قدرت خارجی در سیاست داخلی و خارجی رژیمی محور شد، آن رژیم تا بتواند اجازه نمی دهد که عملی این محور را از دستش به در ببرد. این رژیم برای خود بن بستی ساخته و در آن بن بست مانده، نمی تواند بیرون بیاید، و الا مواردی هست که همین آقای خامنه ای آمادگی گفتگو با آمریکایی ها را داشته یا وارد گفتگو با آنها شده بود:

 

1- در زمان گروگانگیری که آنها را در شهرهای مختلف پخش کردند تا کماندوهای آمریکا نتوانند اینها را آزاد کنند که یکی از آنها سرهنگ اسکات بود که او را به تبریز بردند و آقای خامنه ای که آنزمان عضو شورای انقلاب بود بدون اطلاع ما به تبریز رفت تا با این سرهنگ بر سر شرایط آزادی گروگانها معامله کند.

 

2- آقای روبرت پاری، اخیرا مقاله جدیدی درباره گفتگوهای پنهانی در هتلی در واشنگتن انتشار داده و در ان می گوید که یکی از مذاکره کننده ها که پیشنهاد "آزاد نکردن گروگانها تا پایان انتخابات ریاست جمهوری برای شکست کارتر و پیروزی ریگان" را داده بود از بستگان آقای خامنه ای بوده است.

 

3- مورد اکتبر سورپرایز، یعنی گفتگوهایی که بطور محرمانه بین فرستاده های ریگان و بوش و فرستادگان آقای خمینی، نخست در مادرید و سپس در پاریس انجام گرفت.

 

4- ایران گیت؛ شنونده جوان امروز شاید نداند که در یکی از این گفتگوها که در لندن واقع شده است طرف گفتگو به دست آقای سرهنگ نورث، یک فهرست از هزار نفر میانه رو رژیم داد و گفت: "شرط تصرف دولت به دست میانه روها شکست ایران در جنگ است و آمریکا باید کاری بکند که ایران در جنگ شکست بخورد!"

 

5- مک فارلن مشاور امنیتی آقای ریگان در خاطراتش می نویسد: "آقای کیمچی مدیرکل وزارت خارجه اسراییل، نزد او در واشنگتن رفت و گفته است که از میانه روها(که در راس آنها خامنه ای و رفسنجانی و دیگران بودند) این پیغام را دارد: "اگر آمریکا از میانه روها حمایت بکند تا دولتشان در ایران مستقر شود، آنها حتی حاضرند که آقای خمینی را هم بکشند!" مک فارلین در کتاب می گوید که من در جواب مقام اسرائیلی گفتم: "ما مجاز به کشتن رئیس یک دولت برای جانشین کردن دیگری نیستیم." البته اینکه پاسخ مک فارلن به مقام اسرائیلی راست باشد یا خیر، بحثی علی حده است! در مورد لیبی دیدیم که آمریکایی ها راست نمی گویند! اینکه سران رژیم از آمریکا می خواهند که رژیمشان را تضمین کند، سابقه ای طولانی دارد.

 

6- در دوران آقای خاتمی، آقای صادق خرازی باتفاق سفیر سوئیس یک طرح گفتگو تهیه کرد و به تصویب آقایان خاتمی و خامنه ای رساند. سفیر سوئیس در تهران این طرح را برای ورزات خارجه سوئیس فرستاد تا برای وزارت خارجه آمریکا بفرستند. این اتفاق در دوره آقای بوش روی داد که تازه عراق را گرفته بودند و خیال می کردند که دیگر تمام شده کار و خاورمیانه در دستشان است و حالا نوبت مرخص کردن رژیم ایران است پس آمریکایی ها ترتیب اثر ندادند وگرنه آقای خامنه ای یک فهرست به آقای بوش برای گفتگو و حل مسایل دو طرف تقدیم کرده بود.

 

موارد فوق را برشمردم تا شنونده بداند که آقای خامنه ای درباره مذاکره و رابطه با آمریکا چقدر راستگوست! کسی که در دولت آقای اوباما، دوسال متصدی گفتگوهای محرمانه با ایران بود، دو ماه پیش استعفا داد، در واقع آقای خامنه ای به طرف آمریکایی می گوید که ما همان روابط محرمانه را ترجیح دهیم. اینگونه است که حقوق ملی مردم ایران بنا بر این اصل که حفظ نظام اوجب واجبات است، بی معنی می شود و هرچه برای حفظ این رژیم لازم است باید کرد ولو ایران قربانی بشود، یادتان نیست که این آقایان گفته بودند: "نصف ایران برود، بهتر از اینست که بنی صدر در جنگ پیروز بشود!"؟ جنگ را هشت سال به قیمت نابودی یک نسل و وارد کردن هزار میلیارد خسارت به ایران ادامه ندادند تا استبداد خود را تحمیل کنند؟ پس تنها مساله و دغدغه آقای خامنه ای، ولایت مطلقه ایشان بر مردم ایران است و مذاکره وقتی معنی پیدا می کند که این آدم ببیند که ولایت مطلقه گفتگو را ایجاب می کند و هروقت که ایجاب کرده، مذاکرات انجام گرفته است. خود خامنه ای گفته است که در مورد عراق و افغانستان، گفتگوهای موضعی انجام گرفته اند ولی به ترتیبی که توضیح دادم منحصر به این موارد نیست و گفتگوهای محرمانه فراوانی انجام شده است که هر دفعه هم انکار کردند و بعدش افتضاحی جهانی شد مثل دو مورد اکتبر سورپرایز و ایرانگیت.

 

حالا که از دید آقای خامنه ای معلوم شد که گفتگو یعنی چه؟ و شکل و محتوای گفتگو چه باید باشد، بپردازیم به اینکه گفتگوهای 26 فوریه با کشورهای 1+5 به کجا می انجامد. از رجز خوانی هایی که آقای خامنه ای درباره تحریم ها کرده است، چنین برداشت می شود کرد: بنابر رویه، هروقت اینها قیل و قال زیادی می کنند، مشغول معامله ای محرمانه هستند، چنانکه در آن زمان که هیات آمریکایی به سرپرستی مک فارلن در ایران بود، به صحبت های آقایان خمینی و خامنه ای که مراجعه کنید، می بینید شدیدا ضد آمریکایی بوده است پس یک احتمال همین است که گفتگو درباره اتم در حال انجام است و به نتیجه هم می رسد. دو تن از تحلیل گران آمریکایی که اخیرا به ایران رفته اند، نیز بعد از مراجعت مقاله نوشته اند و می گویند: "اگر آمریکا بپذیرد که ایران غنی سازی کند، طرف ایران هم حاضر است تضمینهای کافی بدهد که بمب اتمی تولید نخواهد کرد." و صحبتهای آقای خامنه ای که می گوید: "اگر می خواستیم بمب اتم بسازیم، شما نمی توانستید جلوی ما را بگیرید و ما بنابر شرع بمب اتم را حرام می دانیم!"، را در همین راستا می دانند.

 

حال سوال اینستکه "آیا آمریکا و غرب در شرایط کنونی حاضرند بپذیرند که ایران تحت مهار کامل آژانس بین المللی انرژی اتمی، غنی سازی بکند بطوریکه هیچگاه فکر ساخت بمب اتمی را به سر راه ندهد؟" استراتفورد که دستگاه تحلیلی است و با دستگاه اطلاعاتی آمریکا در ارتباط است، به این سوال اینگونه جواب می دهد: "آمریکا اکنون در موضع قدرت است زیرا رژیم ایران در درون مرزهایش و منطقه ضعیف شده است، آن رژیمی که ادعا می کرد، از افغانستان تا مدیترانه نفوذ دارد، در درون مرزهای خود هم دچار ضعف است و مجازاتهای اقتصادی، رژیم را در درون و بیرون مرزها ضعیف و ضعیفتر می کند پس موافقت آمریکا با انجام غنی سازی اورانیوم توسط ایران باید با هدفهای استراتژیک آمریکا، انطباق بیابد!" یعنی رژیم ایران، همکار آمریکا در تثبیت وضعیت افغانستان، عراق و سوریه بشود به ترتیبی که آمریکایی ها می خواهند. می بینید که بهای این سازش برای خامنه ای خیلی سنگین است با این حال بنابر تجربه ای که این رژیم در مورد گروگانها، جنگ ایران و عراق و ...... به یادگار گذاشته است چون از بحران تغذیه می کنند، آنرا تا نفسهای آخر ادامه می دهند مثل وضعیتی که آقای خمینی در آن قرار گرفت و جام زهر را سرکشید. البته بهایش را مردم ایران می پردازند.

 

ایرانیان توجه کنند که علت اینکه رژیم تاکنون توانسته است، بحران بسازد و از این بحران تغذیه کند، اینستکه بهای آنرا شما مردم می پردازید! علت اینکه توانسته از جیب شما خرج کند نیز اینستکه شما مردم، سر حقوق خود ایستادگی نکردید. خیال می کنید که ایستادن بر سر حق خود با آمدن به خیابان ملازمه دارد که رژیم پاسدارانش را بفرستد تا شما را بکشند؟ در حالیکه قبل از اینکه کار به آنجا برسد، کارهای بسیاری می توانید بکنید! از جمله آن کارها اینستکه درس خوانده ها و آگاهان، بطور مرتب مسایل کشور را با شما در میان بگذارند و خود شما مردم نیز می توانید به رژیم و کارگزارانش و آنچه که از ناحیه رژیم انجام می گیرد، "نه" بزرگ بگویید! مثلا وقتی که رژیم انتخابات ترتیب می دهد می توانید پای صندوق نروید! نرفتن پای صندوق "انتخاب" است و شما حقوق خود و تغییر رژیم از استبداد بحرانساز به دولت حقوقمدار در خدمت مردم را انتخاب می کنید. می توانید در خانه و بیرون از آن، خشونت نکنید و از میزان خشونت بکاهید. هر مقدار که این کارها را می کنید، به همان مقدار از حیطه این رژیم بیرون می روید و این رژیم را در وضعی قرار می دهید که به حق حاکمیت شما تن بدهد.

 

عصرجدید: آقای بنی صدر، رژیم سایت انقلاب اسلامی را هک کرده است. دلیل اینکه رژیم نیرو و وقت زیادی برای سانسور خط و ربط استقلال و آزادی صرف می کند، چیست؟

 

بنی صدر: این سوال جواب مفصل دارد، خلاصه اش اینست که دو نوع بدیل وجود دارد:

 

1- یک بدیل قلمروی عملش را در درون مردم قرار می دهد یعنی می گوید این مردم هستند که باید تغییر بکنند تا نظام اجتماعی شان و در نتیجه دولت تغییر بکند، هدف این نوع بدیل تغییر جامعه، تغییر اندیشه راهنمای انسانهای عضو جامعه و هدف کردن استقلال و آزادی انسان است.

 

2- یک بدیل هست که قلمروی عملش را بیرون از مردم قرار می دهد و می خواهد از طریق دولت های خارجی به هدف برسد، بنابرین مساله اش تغییر جامعه نیست. رژیم از این نوع بدیل ترسی ندارد و برعکس حتی علت بقایش هم هست! فکر کنید که به پاسدار و بسیجی بگویند: "قرار است، این رژیم برود و بقایای رژیم پیشین بیایند و حاکم شوند"، اینها با تمام قوا می ایستند و می جنگند! پس رژیم از این بدیل ترسی ندارد و سعی فروانی می کند تا بگوید بدیلی جز وابسته ها ندارد!

 

چون در مصاحبه تلویزیونی گفتم که بدیل واقعی خط و ربط استقلال و آزادی(بدیل نوع یک) است، سایت نشریه را هک کردند، علامت هم گذاشتند تا بدانیم ماموران سانسور رژیم هک کرده اند! چه هک بکنند چه نکنند، این رژیم باید برود و این ملت می باید ملتی مستقل، آزاد و سرفراز بگردد و می گردد.

 

شاد و پیروز باشید.

 

گفتگو با رادیو عصرجدید در 4 اسفند 1391

 

گفتگوهای رادیو اینترنتی عصرجدید با آقای بنی صدر، جمعه ها ساعت 21:40 الی 22:10(بوقت ایران) از آدرس زیر پخش می شوند:

 

www.asrjadid.com/musicvideo.php?vid=8eade25e1

13 juin 2009 - Ambassade d'Iran - Paris - France

  

Ce matin, 13 juillet 2009, à 6h, le Collectif des Amis de l’Iran Démocratique a souhaité dénoncer le caractère inique du régime d’Amahdinejad par une action symbolique aux abords de l’Ambassade de la République Islamique d’Iran.

 

Une vaste banderole a été déployée au sommet d’un immeuble voisinant l’Ambassade avec le message suivant : « Des dizaines de morts, des milliers de blessés, des milliers de prisonniers politiques, voici la légitimité du gouvernement d’Ahmadinejad ».

 

En fond de ce texte nous avons souhaité reproduire le portrait de Neda, cette jeune iranienne abattue d’une balle en pleine rue et dont la mort révoltante entre les bras de son professeur de musique est le symbole de ce que nous ne voulons plus voir arriver en Iran !

  

Des fraudes massives lors de l’élection présidentielle !

 

Le président iranien sortant, Ahmadinejad, affiche un score de 69 % aux élections, loin devant ses adversaires, en dépit de toute vraisemblance : dans tout le pays les scores sont similaires, y compris dans les fiefs traditionnellement acquis aux réformateurs.

 

Nous demandons l’organisation de nouvelles élections en Iran en respectant le principe démocratique !

   

Des centaines d’arrestations, d’innombrables blessés et plusieurs morts lors des manifestations qui ont accueilli les résultats des élections !

 

Alors que la population était descendue manifester son mécontentement de façon pacifique, les milices armées basidjis et les forces de l’ordre ont réprimé violemment ces rassemblements. Plusieurs morts sont à déplorer parmi les étudiants de l’université de Téhéran surpris dans leur dortoir et parmi les manifestants, tués par balle dans les rues.

De très nombreuses personnes ont par ailleurs été arrêtées et conduites à la prison d’Evin.

Pas plus tard que tard que ce matin on enterrait le corps percé d’une balle de Sohrab Arabi, 19 ans, disparu au cours des manifestations et rendu à sa famille 27 jours plus tard ; et très récemment c’est Clotilde Reiss, une jeune française qui s’est retrouvée accusée d’espionnage après avoir assisté aux manifestations.

 

Nous demandons la libération inconditionnelle de tous les détenus d’opinion et participants aux manifestations ainsi que l’arrêt immédiat des arrestations arbitraires, de l’usage de la force et de la torture :

   

Une censure des médias internationaux, le filtrage et la surveillance accrus des internautes iraniens !

 

Lors des manifestations qui ont amené des centaines de milliers d’iraniens à manifester dans les rues, les grands médias internationaux ont été assignés à résidence afin que nul ne puisse témoigner de l’ampleur du mécontentement d’une population prise en otage par un régime dictatorial qu’elle souhaite dépasser pour se tourner vers un avenir libre et démocratique. Un fort ralentissement d’internet, plusieurs sites rendus impossibles d’accès et un contrôle étroit des communications des iraniens témoignent de la censure dont sont victimes les internautes iraniens.

 

Nous demandons la liberté de circuler, d’informer et de s’exprimer pour les journalistes étrangers et iraniens et pour l’ensemble de la population iranienne !

   

NOUS SOUHAITONS UN IRAN DEMOCRATIQUE, LIBRE DE S’EXPRIMER ET DE DETERMINER SON AVENIR !

 

-

«اطلاعیه»

امروز 13 ژوییه 2009، ساعت 6 صبح، «جمعیت دوستان

ایران دموکراتیک» حرکتی نمادین را در تقبیح شخصیت شریر رژیم احمدی‌نژاد، در جوار

ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاریس ترتیب دادند.

پارچه نوشتی بزرگ از سقف ساختمانی در همسایگی

سفارت آویزان شد. پیغام روی پارچه چنین است:

ده‌ها کشته

هزاران زخمی

هزاران زندانی سیاسی

این است مشروعیت دولت احمدی‌نژاد

در حاشیه این پارچه تصویر «ندا» را چاپ کردیم؛

دختر جوان ایرانی که به ضرب گلوله در خیابان و در روز روشن در میان دستان استاد

موسیقی‌اش از پا درآمد و قربانی رفتاری شد که ما توقف آن را آرزومندیم.

 

تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری

رییس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران، احمدی‌نژاد

با رای 63 درصدی و با فاصله‌ای بسیار زیاد از رقبا، پیروز انتخابات اعلام شد. بر

خلاف تمامی احتمالات و پیش‌بینی‌ها، نسبت آراء وی در تمام کشور، حتی در شهرهایی که

به طور سنتی رای به اصلاح‌طلبان می‌دادند، برابر بود.

ما خواستار برگزاری

انتخابات مجدد در ایران، با احترام به اصول دموکراتیک هستیم.

 

صدها دستگیری، بی‌شمار

زخمی و چندین کشته، حاصل تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات!

در مقابله با اعتراضات مسالمت آمیز مردمی که

برای ابراز نا رضایتی به خیابان ریخته بودند، شبه نظامیان مسلح بسیجی و پلیس ضد

شورش دست به سرکوب گسترده زدند.

جای تاسف است که کشته‌شدگان دانشجویانی هستند که

شبانگاه در خوابگاه‌های خود غافلگیر شدند و همچنین مردم عادی معترضی که در کوچه و

خیابان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

ضمنن، تعداد بالایی دستگیر شدند و به زندان اوین

و یا مکان‌های دیگر انتقال یافتند.

به تازه‌گی «کلوتیلد رایس» دختر جوان فرانسوی که

در تظاهرات شرکت داشته دستگیر و با اتهام جاسوسی مواجه شده است.

ما خواستار آزادی بی قید

و شرط تمامی زندانیان عقیدتی و شرکت کنندگان در تظاهرات‌ها و همچنین توقف هرچه

سریع‌تر موج دستگیری‌های خودسرانه و استفاده از زور و شکنجه هستیم.

سانسورِ رسانه‌های

بین المللی، فیلترینگ اینترنت و پیگرد کاربران آن

پس از اعتراضات صدها هزار نفری مردم ایران و تظاهرات

خیابانی آنان، تمامی رسانه‌های بزرگ بین‌المللی از ترک دفتر کار خود منع و از

ادامه‌ بازتاب نارضایتی ملت ناتوان شدند. ملتی که توسط رژیمی دیکتاتوری به گروگان

گرفته شده‌اند. ملتی که خواسته‌شان برداشتن گامی به سوی آینده‌ای آزاد و دموکراتیک

بود.

کاهش شدید سرعت اینترنت، دسترسی به سایت‌های

فراوانی را غیر ممکن کرد و کاربران خبررسان ایرانی قربانیان کنترل و اعمال محدودیت‌های

شدید ارتباطی شدند.

ما خواستار آزادی

فعالیت، اطلاع رسانی و اظهار نظر برای خبرنگاران خارجی و ایرانی و همه‌ی ملت ایران

هستیم.

 

با آرزوی ایرانی دموکراتیک، آزاد برای اظهار نظر

و رقم زدن آینده‌اش.

 

جمعیت دوستان ایران دموکراتیک

13 ژوییه 2009

13 juin 2009 - Ambassade d'Iran - Paris - France

  

Ce matin, 13 juillet 2009, à 6h, le Collectif des Amis de l’Iran Démocratique a souhaité dénoncer le caractère inique du régime d’Amahdinejad par une action symbolique aux abords de l’Ambassade de la République Islamique d’Iran.

 

Une vaste banderole a été déployée au sommet d’un immeuble voisinant l’Ambassade avec le message suivant : « Des dizaines de morts, des milliers de blessés, des milliers de prisonniers politiques, voici la légitimité du gouvernement d’Ahmadinejad ».

 

En fond de ce texte nous avons souhaité reproduire le portrait de Neda, cette jeune iranienne abattue d’une balle en pleine rue et dont la mort révoltante entre les bras de son professeur de musique est le symbole de ce que nous ne voulons plus voir arriver en Iran !

  

Des fraudes massives lors de l’élection présidentielle !

 

Le président iranien sortant, Ahmadinejad, affiche un score de 69 % aux élections, loin devant ses adversaires, en dépit de toute vraisemblance : dans tout le pays les scores sont similaires, y compris dans les fiefs traditionnellement acquis aux réformateurs.

 

Nous demandons l’organisation de nouvelles élections en Iran en respectant le principe démocratique !

   

Des centaines d’arrestations, d’innombrables blessés et plusieurs morts lors des manifestations qui ont accueilli les résultats des élections !

 

Alors que la population était descendue manifester son mécontentement de façon pacifique, les milices armées basidjis et les forces de l’ordre ont réprimé violemment ces rassemblements. Plusieurs morts sont à déplorer parmi les étudiants de l’université de Téhéran surpris dans leur dortoir et parmi les manifestants, tués par balle dans les rues.

De très nombreuses personnes ont par ailleurs été arrêtées et conduites à la prison d’Evin.

Pas plus tard que tard que ce matin on enterrait le corps percé d’une balle de Sohrab Arabi, 19 ans, disparu au cours des manifestations et rendu à sa famille 27 jours plus tard ; et très récemment c’est Clotilde Reiss, une jeune française qui s’est retrouvée accusée d’espionnage après avoir assisté aux manifestations.

 

Nous demandons la libération inconditionnelle de tous les détenus d’opinion et participants aux manifestations ainsi que l’arrêt immédiat des arrestations arbitraires, de l’usage de la force et de la torture :

   

Une censure des médias internationaux, le filtrage et la surveillance accrus des internautes iraniens !

 

Lors des manifestations qui ont amené des centaines de milliers d’iraniens à manifester dans les rues, les grands médias internationaux ont été assignés à résidence afin que nul ne puisse témoigner de l’ampleur du mécontentement d’une population prise en otage par un régime dictatorial qu’elle souhaite dépasser pour se tourner vers un avenir libre et démocratique. Un fort ralentissement d’internet, plusieurs sites rendus impossibles d’accès et un contrôle étroit des communications des iraniens témoignent de la censure dont sont victimes les internautes iraniens.

 

Nous demandons la liberté de circuler, d’informer et de s’exprimer pour les journalistes étrangers et iraniens et pour l’ensemble de la population iranienne !

   

NOUS SOUHAITONS UN IRAN DEMOCRATIQUE, LIBRE DE S’EXPRIMER ET DE DETERMINER SON AVENIR !

 

-

«اطلاعیه»

امروز 13 ژوییه 2009، ساعت 6 صبح، «جمعیت دوستان

ایران دموکراتیک» حرکتی نمادین را در تقبیح شخصیت شریر رژیم احمدی‌نژاد، در جوار

ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاریس ترتیب دادند.

پارچه نوشتی بزرگ از سقف ساختمانی در همسایگی

سفارت آویزان شد. پیغام روی پارچه چنین است:

ده‌ها کشته

هزاران زخمی

هزاران زندانی سیاسی

این است مشروعیت دولت احمدی‌نژاد

در حاشیه این پارچه تصویر «ندا» را چاپ کردیم؛

دختر جوان ایرانی که به ضرب گلوله در خیابان و در روز روشن در میان دستان استاد

موسیقی‌اش از پا درآمد و قربانی رفتاری شد که ما توقف آن را آرزومندیم.

 

تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری

رییس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران، احمدی‌نژاد

با رای 63 درصدی و با فاصله‌ای بسیار زیاد از رقبا، پیروز انتخابات اعلام شد. بر

خلاف تمامی احتمالات و پیش‌بینی‌ها، نسبت آراء وی در تمام کشور، حتی در شهرهایی که

به طور سنتی رای به اصلاح‌طلبان می‌دادند، برابر بود.

ما خواستار برگزاری

انتخابات مجدد در ایران، با احترام به اصول دموکراتیک هستیم.

 

صدها دستگیری، بی‌شمار

زخمی و چندین کشته، حاصل تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات!

در مقابله با اعتراضات مسالمت آمیز مردمی که

برای ابراز نا رضایتی به خیابان ریخته بودند، شبه نظامیان مسلح بسیجی و پلیس ضد

شورش دست به سرکوب گسترده زدند.

جای تاسف است که کشته‌شدگان دانشجویانی هستند که

شبانگاه در خوابگاه‌های خود غافلگیر شدند و همچنین مردم عادی معترضی که در کوچه و

خیابان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

ضمنن، تعداد بالایی دستگیر شدند و به زندان اوین

و یا مکان‌های دیگر انتقال یافتند.

به تازه‌گی «کلوتیلد رایس» دختر جوان فرانسوی که

در تظاهرات شرکت داشته دستگیر و با اتهام جاسوسی مواجه شده است.

ما خواستار آزادی بی قید

و شرط تمامی زندانیان عقیدتی و شرکت کنندگان در تظاهرات‌ها و همچنین توقف هرچه

سریع‌تر موج دستگیری‌های خودسرانه و استفاده از زور و شکنجه هستیم.

سانسورِ رسانه‌های

بین المللی، فیلترینگ اینترنت و پیگرد کاربران آن

پس از اعتراضات صدها هزار نفری مردم ایران و تظاهرات

خیابانی آنان، تمامی رسانه‌های بزرگ بین‌المللی از ترک دفتر کار خود منع و از

ادامه‌ بازتاب نارضایتی ملت ناتوان شدند. ملتی که توسط رژیمی دیکتاتوری به گروگان

گرفته شده‌اند. ملتی که خواسته‌شان برداشتن گامی به سوی آینده‌ای آزاد و دموکراتیک

بود.

کاهش شدید سرعت اینترنت، دسترسی به سایت‌های

فراوانی را غیر ممکن کرد و کاربران خبررسان ایرانی قربانیان کنترل و اعمال محدودیت‌های

شدید ارتباطی شدند.

ما خواستار آزادی

فعالیت، اطلاع رسانی و اظهار نظر برای خبرنگاران خارجی و ایرانی و همه‌ی ملت ایران

هستیم.

 

با آرزوی ایرانی دموکراتیک، آزاد برای اظهار نظر

و رقم زدن آینده‌اش.

 

جمعیت دوستان ایران دموکراتیک

13 ژوییه 2009

13 juin 2009 - Ambassade d'Iran - Paris - France

 

Ce matin, 13 juillet 2009, à 6h, le Collectif des Amis de l’Iran Démocratique a souhaité dénoncer le caractère inique du régime d’Amahdinejad par une action symbolique aux abords de l’Ambassade de la République Islamique d’Iran.

 

Une vaste banderole a été déployée au sommet d’un immeuble voisinant l’Ambassade avec le message suivant : « Des dizaines de morts, des milliers de blessés, des milliers de prisonniers politiques, voici la légitimité du gouvernement d’Ahmadinejad ».

 

En fond de ce texte nous avons souhaité reproduire le portrait de Neda, cette jeune iranienne abattue d’une balle en pleine rue et dont la mort révoltante entre les bras de son professeur de musique est le symbole de ce que nous ne voulons plus voir arriver en Iran !

  

Des fraudes massives lors de l’élection présidentielle !

 

Le président iranien sortant, Ahmadinejad, affiche un score de 69 % aux élections, loin devant ses adversaires, en dépit de toute vraisemblance : dans tout le pays les scores sont similaires, y compris dans les fiefs traditionnellement acquis aux réformateurs.

 

Nous demandons l’organisation de nouvelles élections en Iran en respectant le principe démocratique !

   

Des centaines d’arrestations, d’innombrables blessés et plusieurs morts lors des manifestations qui ont accueilli les résultats des élections !

 

Alors que la population était descendue manifester son mécontentement de façon pacifique, les milices armées basidjis et les forces de l’ordre ont réprimé violemment ces rassemblements. Plusieurs morts sont à déplorer parmi les étudiants de l’université de Téhéran surpris dans leur dortoir et parmi les manifestants, tués par balle dans les rues.

De très nombreuses personnes ont par ailleurs été arrêtées et conduites à la prison d’Evin.

Pas plus tard que tard que ce matin on enterrait le corps percé d’une balle de Sohrab Arabi, 19 ans, disparu au cours des manifestations et rendu à sa famille 27 jours plus tard ; et très récemment c’est Clotilde Reiss, une jeune française qui s’est retrouvée accusée d’espionnage après avoir assisté aux manifestations.

 

Nous demandons la libération inconditionnelle de tous les détenus d’opinion et participants aux manifestations ainsi que l’arrêt immédiat des arrestations arbitraires, de l’usage de la force et de la torture :

   

Une censure des médias internationaux, le filtrage et la surveillance accrus des internautes iraniens !

 

Lors des manifestations qui ont amené des centaines de milliers d’iraniens à manifester dans les rues, les grands médias internationaux ont été assignés à résidence afin que nul ne puisse témoigner de l’ampleur du mécontentement d’une population prise en otage par un régime dictatorial qu’elle souhaite dépasser pour se tourner vers un avenir libre et démocratique. Un fort ralentissement d’internet, plusieurs sites rendus impossibles d’accès et un contrôle étroit des communications des iraniens témoignent de la censure dont sont victimes les internautes iraniens.

 

Nous demandons la liberté de circuler, d’informer et de s’exprimer pour les journalistes étrangers et iraniens et pour l’ensemble de la population iranienne !

   

NOUS SOUHAITONS UN IRAN DEMOCRATIQUE, LIBRE DE S’EXPRIMER ET DE DETERMINER SON AVENIR !

 

-

«اطلاعیه»

امروز 13 ژوییه 2009، ساعت 6 صبح، «جمعیت دوستان

ایران دموکراتیک» حرکتی نمادین را در تقبیح شخصیت شریر رژیم احمدی‌نژاد، در جوار

ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاریس ترتیب دادند.

پارچه نوشتی بزرگ از سقف ساختمانی در همسایگی

سفارت آویزان شد. پیغام روی پارچه چنین است:

ده‌ها کشته

هزاران زخمی

هزاران زندانی سیاسی

این است مشروعیت دولت احمدی‌نژاد

در حاشیه این پارچه تصویر «ندا» را چاپ کردیم؛

دختر جوان ایرانی که به ضرب گلوله در خیابان و در روز روشن در میان دستان استاد

موسیقی‌اش از پا درآمد و قربانی رفتاری شد که ما توقف آن را آرزومندیم.

 

تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری

رییس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران، احمدی‌نژاد

با رای 63 درصدی و با فاصله‌ای بسیار زیاد از رقبا، پیروز انتخابات اعلام شد. بر

خلاف تمامی احتمالات و پیش‌بینی‌ها، نسبت آراء وی در تمام کشور، حتی در شهرهایی که

به طور سنتی رای به اصلاح‌طلبان می‌دادند، برابر بود.

ما خواستار برگزاری

انتخابات مجدد در ایران، با احترام به اصول دموکراتیک هستیم.

 

صدها دستگیری، بی‌شمار

زخمی و چندین کشته، حاصل تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات!

در مقابله با اعتراضات مسالمت آمیز مردمی که

برای ابراز نا رضایتی به خیابان ریخته بودند، شبه نظامیان مسلح بسیجی و پلیس ضد

شورش دست به سرکوب گسترده زدند.

جای تاسف است که کشته‌شدگان دانشجویانی هستند که

شبانگاه در خوابگاه‌های خود غافلگیر شدند و همچنین مردم عادی معترضی که در کوچه و

خیابان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

ضمنن، تعداد بالایی دستگیر شدند و به زندان اوین

و یا مکان‌های دیگر انتقال یافتند.

به تازه‌گی «کلوتیلد رایس» دختر جوان فرانسوی که

در تظاهرات شرکت داشته دستگیر و با اتهام جاسوسی مواجه شده است.

ما خواستار آزادی بی قید

و شرط تمامی زندانیان عقیدتی و شرکت کنندگان در تظاهرات‌ها و همچنین توقف هرچه

سریع‌تر موج دستگیری‌های خودسرانه و استفاده از زور و شکنجه هستیم.

سانسورِ رسانه‌های

بین المللی، فیلترینگ اینترنت و پیگرد کاربران آن

پس از اعتراضات صدها هزار نفری مردم ایران و تظاهرات

خیابانی آنان، تمامی رسانه‌های بزرگ بین‌المللی از ترک دفتر کار خود منع و از

ادامه‌ بازتاب نارضایتی ملت ناتوان شدند. ملتی که توسط رژیمی دیکتاتوری به گروگان

گرفته شده‌اند. ملتی که خواسته‌شان برداشتن گامی به سوی آینده‌ای آزاد و دموکراتیک

بود.

کاهش شدید سرعت اینترنت، دسترسی به سایت‌های

فراوانی را غیر ممکن کرد و کاربران خبررسان ایرانی قربانیان کنترل و اعمال محدودیت‌های

شدید ارتباطی شدند.

ما خواستار آزادی

فعالیت، اطلاع رسانی و اظهار نظر برای خبرنگاران خارجی و ایرانی و همه‌ی ملت ایران

هستیم.

 

با آرزوی ایرانی دموکراتیک، آزاد برای اظهار نظر

و رقم زدن آینده‌اش.

 

جمعیت دوستان ایران دموکراتیک

13 ژوییه 2009

فرماندهان سپاه در عکس ها علامتگذاری شده اند از راست به چپ:سردار حمزه قربانی مشاور استاندارقزوین-سرهنگ طاهرخانی فرمانده سپاه ناحیه قزوین- سرهنگ وفاپور جانشین فرمانده سپاه صاحب الامر قزوین

   

1- پس از اطلاع از حضورکروبی در شب آخر مراسم روضه خوانی امام حسین در منزل قوامی، نیروهای بسیجی که شمارآنها به دویست تن می رسید با کسب خبر ازعامل نفوذی خود در شورای تامین استان و خط دهی چهره های شاخص سپاه استان در فاز دوم خیابان جانبازان اجتماع کردند.این اجتماع که از ساعت 8 شب تا 10:30 شب به طول انجامید همراه با شعارهای توهین آمیزعلیه کروبی و اعلام متابعت و پیروی از رهبری بود.(نکته جالب اینکه بسیجی ها به کروبی توصیه می کردند که با چادرازصحنه بگریزد و چند زن بسیجی که در نهایت معلوم شد از خانواده سپاهیان حاضر در صحنه هستند و تعدادشان به ده تن نیز نمی رسید این شعاررا تکرارمی کردند!)

2-از ساعت 9 شب به بعد به تدریج نزدیک به پانصد تن ازشهروندان عادی که برای تماشا درصحنه حضور پیدا کرده و صرفا شاهد ماجرا بودند و در شعارها بسیجی ها را همراهی نمی کردند نیزوارد خیابان شدند.

3- نیروی انتظامی دراین ماجرا حضورمثبت و فعالی داشت و مانع از حمله بسیجی ها به خانه آقای قوامی شد و سخنگوی پلیس با بسیجی ها سخن گفت وازآنها خواست ازاقدامات خشونت باراجتناب کنند.

4- حضورمسوولان استانداری وفرماندهان ارشد سپاه ازنکات قابل توجه بود و ازهمه جالب تر اینکه تظاهرات و شعارهای توهین آمیز با هدایت این افراد صورت می گرفت تا جایی که طاهرخانی فرمانده سپاه قزوین در موردی به چند بسیجی توصیه می کرد که در صورت ممانعت پلیس شیشه ی خودروی پلیس را بشکنند.

5- به هنگام خروج کروبی که با حمایت دالانی پلیس صورت گرفت خودروی وی مورد اصابت تخم مرغ و تکه آجر قرار گرفت و بسیجی ها مانع از حضور کروبی در حسینیه ای شدند که در کوچه پایینی قرار داشت.

6- کروبی به هنگام خروج چهره ای کاملا آرام داشت و بی هیچ عجله و با طمانیه وارد خودرو شد.

7- پیش از حضورکروبی قرار بود سخنرانی وی در میان هم حزبی هایش باشد که این افراد پیشتر با هماهنگی فرماندهان سپاه و نوشتن مطالبی ازکروبی اعلام برائت کرده بودند(یکی از این افراد با نام چگینی از کاندیداهای آتی شورای شهراست) که این خبردرسایت فارس انعکاس گسترده یافته بود.

8- چند بسیجی با مشاهده همسایگان خانه قوامی که از پنجره نظاره گر صحنه بودند آنها را خطاب قرار می دادند که چرا این آشغال را(منظور میزبان آقای کروبی بود) از این کوچه بیرون نمی اندازید.

8- فرماندهان سپاه حاضر در صحنه عبارت بودند از:

سرهنگ پاسدار وفاپورجانشین فرماندهی سپاه صاحب الامر استان قزوین

سرهنگ پاسدارطاهرخانی فرمانده سپاه ناحیه قزوین

فرمانده اطلاعات سابق سپاه استان

خانجانی، ازفرماندهان سپاه صاحب الامر

سردار پاسدارحمزه قربانی مشاور استاندار قزوین

بابا مسوول روابط عمومی استانداری قزوین

سرهنگ پاسدارمیربها، فرماندار قزوین

از چپ به راست سرهنگ طاهرخانی فرمانده سپاه ناحیه قزوین و بابا مسوول روابط عمومی استانداری

 

- پس از اطلاع از حضورکروبی در شب آخر مراسم روضه خوانی امام حسین در منزل قوامی، نیروهای بسیجی که شمارآنها به دویست تن می رسید با کسب خبر ازعامل نفوذی خود در شورای تامین استان و خط دهی چهره های شاخص سپاه استان در فاز دوم خیابان جانبازان اجتماع کردند.این اجتماع که از ساعت 8 شب تا 10:30 شب به طول انجامید همراه با شعارهای توهین آمیزعلیه کروبی و اعلام متابعت و پیروی از رهبری بود.(نکته جالب اینکه بسیجی ها به کروبی توصیه می کردند که با چادرازصحنه بگریزد و چند زن بسیجی که در نهایت معلوم شد از خانواده سپاهیان حاضر در صحنه هستند و تعدادشان به ده تن نیز نمی رسید این شعاررا تکرارمی کردند!)

2-از ساعت 9 شب به بعد به تدریج نزدیک به پانصد تن ازشهروندان عادی که برای تماشا درصحنه حضور پیدا کرده و صرفا شاهد ماجرا بودند و در شعارها بسیجی ها را همراهی نمی کردند نیزوارد خیابان شدند.

3- نیروی انتظامی دراین ماجرا حضورمثبت و فعالی داشت و مانع از حمله بسیجی ها به خانه آقای قوامی شد و سخنگوی پلیس با بسیجی ها سخن گفت وازآنها خواست ازاقدامات خشونت باراجتناب کنند.

4- حضورمسوولان استانداری وفرماندهان ارشد سپاه ازنکات قابل توجه بود و ازهمه جالب تر اینکه تظاهرات و شعارهای توهین آمیز با هدایت این افراد صورت می گرفت تا جایی که طاهرخانی فرمانده سپاه قزوین در موردی به چند بسیجی توصیه می کرد که در صورت ممانعت پلیس شیشه ی خودروی پلیس را بشکنند.

5- به هنگام خروج کروبی که با حمایت دالانی پلیس صورت گرفت خودروی وی مورد اصابت تخم مرغ و تکه آجر قرار گرفت و بسیجی ها مانع از حضور کروبی در حسینیه ای شدند که در کوچه پایینی قرار داشت.

6- کروبی به هنگام خروج چهره ای کاملا آرام داشت و بی هیچ عجله و با طمانیه وارد خودرو شد.

7- پیش از حضورکروبی قرار بود سخنرانی وی در میان هم حزبی هایش باشد که این افراد پیشتر با هماهنگی فرماندهان سپاه و نوشتن مطالبی ازکروبی اعلام برائت کرده بودند(یکی از این افراد با نام چگینی از کاندیداهای آتی شورای شهراست) که این خبردرسایت فارس انعکاس گسترده یافته بود.

8- چند بسیجی با مشاهده همسایگان خانه قوامی که از پنجره نظاره گر صحنه بودند آنها را خطاب قرار می دادند که چرا این آشغال را(منظور میزبان آقای کروبی بود) از این کوچه بیرون نمی اندازید.

8- فرماندهان سپاه حاضر در صحنه عبارت بودند از:

سرهنگ پاسدار وفاپورجانشین فرماندهی سپاه صاحب الامر استان قزوین

سرهنگ پاسدارطاهرخانی فرمانده سپاه ناحیه قزوین

فرمانده اطلاعات سابق سپاه استان

خانجانی، ازفرماندهان سپاه صاحب الامر

سردار پاسدارحمزه قربانی مشاور استاندار قزوین

بابا مسوول روابط عمومی استانداری قزوین

سرهنگ پاسدارمیربها، فرماندار قزوین

IUST dormitory - Majidieh - Tehran

Photographer: Farid

 

13 juin 2009 - Ambassade d'Iran - Paris - France

 

Ce matin, 13 juillet 2009, à 6h, le Collectif des Amis de l’Iran Démocratique a souhaité dénoncer le caractère inique du régime d’Amahdinejad par une action symbolique aux abords de l’Ambassade de la République Islamique d’Iran.

 

Une vaste banderole a été déployée au sommet d’un immeuble voisinant l’Ambassade avec le message suivant : « Des dizaines de morts, des milliers de blessés, des milliers de prisonniers politiques, voici la légitimité du gouvernement d’Ahmadinejad ».

 

En fond de ce texte nous avons souhaité reproduire le portrait de Neda, cette jeune iranienne abattue d’une balle en pleine rue et dont la mort révoltante entre les bras de son professeur de musique est le symbole de ce que nous ne voulons plus voir arriver en Iran !

  

Des fraudes massives lors de l’élection présidentielle !

 

Le président iranien sortant, Ahmadinejad, affiche un score de 69 % aux élections, loin devant ses adversaires, en dépit de toute vraisemblance : dans tout le pays les scores sont similaires, y compris dans les fiefs traditionnellement acquis aux réformateurs.

 

Nous demandons l’organisation de nouvelles élections en Iran en respectant le principe démocratique !

   

Des centaines d’arrestations, d’innombrables blessés et plusieurs morts lors des manifestations qui ont accueilli les résultats des élections !

 

Alors que la population était descendue manifester son mécontentement de façon pacifique, les milices armées basidjis et les forces de l’ordre ont réprimé violemment ces rassemblements. Plusieurs morts sont à déplorer parmi les étudiants de l’université de Téhéran surpris dans leur dortoir et parmi les manifestants, tués par balle dans les rues.

De très nombreuses personnes ont par ailleurs été arrêtées et conduites à la prison d’Evin.

Pas plus tard que tard que ce matin on enterrait le corps percé d’une balle de Sohrab Arabi, 19 ans, disparu au cours des manifestations et rendu à sa famille 27 jours plus tard ; et très récemment c’est Clotilde Reiss, une jeune française qui s’est retrouvée accusée d’espionnage après avoir assisté aux manifestations.

 

Nous demandons la libération inconditionnelle de tous les détenus d’opinion et participants aux manifestations ainsi que l’arrêt immédiat des arrestations arbitraires, de l’usage de la force et de la torture :

   

Une censure des médias internationaux, le filtrage et la surveillance accrus des internautes iraniens !

 

Lors des manifestations qui ont amené des centaines de milliers d’iraniens à manifester dans les rues, les grands médias internationaux ont été assignés à résidence afin que nul ne puisse témoigner de l’ampleur du mécontentement d’une population prise en otage par un régime dictatorial qu’elle souhaite dépasser pour se tourner vers un avenir libre et démocratique. Un fort ralentissement d’internet, plusieurs sites rendus impossibles d’accès et un contrôle étroit des communications des iraniens témoignent de la censure dont sont victimes les internautes iraniens.

 

Nous demandons la liberté de circuler, d’informer et de s’exprimer pour les journalistes étrangers et iraniens et pour l’ensemble de la population iranienne !

   

NOUS SOUHAITONS UN IRAN DEMOCRATIQUE, LIBRE DE S’EXPRIMER ET DE DETERMINER SON AVENIR !

 

-

«اطلاعیه»

امروز 13 ژوییه 2009، ساعت 6 صبح، «جمعیت دوستان

ایران دموکراتیک» حرکتی نمادین را در تقبیح شخصیت شریر رژیم احمدی‌نژاد، در جوار

ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاریس ترتیب دادند.

پارچه نوشتی بزرگ از سقف ساختمانی در همسایگی

سفارت آویزان شد. پیغام روی پارچه چنین است:

ده‌ها کشته

هزاران زخمی

هزاران زندانی سیاسی

این است مشروعیت دولت احمدی‌نژاد

در حاشیه این پارچه تصویر «ندا» را چاپ کردیم؛

دختر جوان ایرانی که به ضرب گلوله در خیابان و در روز روشن در میان دستان استاد

موسیقی‌اش از پا درآمد و قربانی رفتاری شد که ما توقف آن را آرزومندیم.

 

تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری

رییس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران، احمدی‌نژاد

با رای 63 درصدی و با فاصله‌ای بسیار زیاد از رقبا، پیروز انتخابات اعلام شد. بر

خلاف تمامی احتمالات و پیش‌بینی‌ها، نسبت آراء وی در تمام کشور، حتی در شهرهایی که

به طور سنتی رای به اصلاح‌طلبان می‌دادند، برابر بود.

ما خواستار برگزاری

انتخابات مجدد در ایران، با احترام به اصول دموکراتیک هستیم.

 

صدها دستگیری، بی‌شمار

زخمی و چندین کشته، حاصل تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات!

در مقابله با اعتراضات مسالمت آمیز مردمی که

برای ابراز نا رضایتی به خیابان ریخته بودند، شبه نظامیان مسلح بسیجی و پلیس ضد

شورش دست به سرکوب گسترده زدند.

جای تاسف است که کشته‌شدگان دانشجویانی هستند که

شبانگاه در خوابگاه‌های خود غافلگیر شدند و همچنین مردم عادی معترضی که در کوچه و

خیابان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

ضمنن، تعداد بالایی دستگیر شدند و به زندان اوین

و یا مکان‌های دیگر انتقال یافتند.

به تازه‌گی «کلوتیلد رایس» دختر جوان فرانسوی که

در تظاهرات شرکت داشته دستگیر و با اتهام جاسوسی مواجه شده است.

ما خواستار آزادی بی قید

و شرط تمامی زندانیان عقیدتی و شرکت کنندگان در تظاهرات‌ها و همچنین توقف هرچه

سریع‌تر موج دستگیری‌های خودسرانه و استفاده از زور و شکنجه هستیم.

سانسورِ رسانه‌های

بین المللی، فیلترینگ اینترنت و پیگرد کاربران آن

پس از اعتراضات صدها هزار نفری مردم ایران و تظاهرات

خیابانی آنان، تمامی رسانه‌های بزرگ بین‌المللی از ترک دفتر کار خود منع و از

ادامه‌ بازتاب نارضایتی ملت ناتوان شدند. ملتی که توسط رژیمی دیکتاتوری به گروگان

گرفته شده‌اند. ملتی که خواسته‌شان برداشتن گامی به سوی آینده‌ای آزاد و دموکراتیک

بود.

کاهش شدید سرعت اینترنت، دسترسی به سایت‌های

فراوانی را غیر ممکن کرد و کاربران خبررسان ایرانی قربانیان کنترل و اعمال محدودیت‌های

شدید ارتباطی شدند.

ما خواستار آزادی

فعالیت، اطلاع رسانی و اظهار نظر برای خبرنگاران خارجی و ایرانی و همه‌ی ملت ایران

هستیم.

 

با آرزوی ایرانی دموکراتیک، آزاد برای اظهار نظر

و رقم زدن آینده‌اش.

 

جمعیت دوستان ایران دموکراتیک

13 ژوییه 2009

 

‫۴ سال گذشت: داغ کهریزک همچنان تازه است

 

فرشته قاضی

کاریکاتور: مانا نیستانی

 

برای اعتراض مدنی به خیابان رفتند، نه سلاح داشتند نه تصوری از آنچه پیش رو دارند. نام کهریزک شاید هیچ گاه به گوش شان نخورده بود شاید هم شنیده بودند، همان زمان که افرادی با عنوان اراذل و اوباش روانه انجا شدند و فریاد برخی فعالان مدنی اما راهی بر گوش هیچ مسولی نیافت تا ۵ جوان معترض به اعلام نام محمود احمدی نژاد به عنوان برنده انتخابات ۸۸ و یک پزشک وظیفه با مرگ خود، چشمان مردم و مسولان را بر آنچه که در بازداشتگاه زیرنظر نیروی انتظامی میگذرد باز کنند. بازداشتگاهی که هیچ گاه سازمان زندانها مسولیت آن را نپذیرفت.

 

سه قربانی انکار شدند و با گذشت ۴ سال هرگز حکومت مسولیت مرگ آنها را نپذیرفت؛ علت مرگ رامین پوراندرجانی را گاه سکته، گاه خودکشی و گاه مسمومیت خواندند و پرونده شکایت خانواده اش راه به جایی نبرد. او پزشک وظیفه ای بود که دو تن از قربانیان بازداشتگاه کهریزک را معاینه کرده بود. به گفته پدرش، مسولان هرگز به این سوال پاسخ ندادند که چرا در اطراف گردن رامین خون مردگی و آثار کبودی وجود داشت. پزشکی قانونی نیز از کنار این مساله به سادگی گذشت و حکم بر مسمومیت داد این در حالی بود که گزارش اولیه افسری که به عنوان اولین فرد از سوی مراجع قضائی در صحنه قتل رامین پور اندرجانی حاضر شده بود حاکی از این بود که "آثار کبودی و خون مردگی در اطراف گردن مشهود بود".

 

مرگ احمد نجاتی کارگر را در فیلمی در برنامه ۲۰:۳۰ صدا و سیما انکار کردند، وبلاگی به نام او ساخته و مطالبی به نام او منتشر کردند. تکذیب خانواده نیز راه به جایی نبرد. پرونده شکایت آنها در دادسرای جنایی با عنوان مسمومیت مختومه شد و هیچ توضیحی درباره علت عفونت ریه ها و کلیه های او ندادند. احمد نجاتی کارگر ۱۰ روز پس از آزادی از کهریزک و در بیمارستان جان باخت. منزلت محمدی، مادر او میگوید: هنوز هم شهادت بچه مرا انکار میکنند و اصلا حاضر نیستند بپذیرند که بچه مرا کشته اند. کشتند و انکار کردند و این داغ همیشه برای ما تازه است.

 

پرونده رامین آقازاده قهرمانی را اما با پرداخت دیه از بیت المال بستند. او با پای خود به بازداشتگاه رفت و پس از دریافت احضاریه ای به احترام قانون خود را معرفی کرد و ۲ روز پس از آزادی از کهریزک جان باخت. رامین هیچ گاه به صورت رسمی از سوی مسولان به عنوان قربانی بازداشتگاه کهریزک پذیرفته نشد و نام او حتی به گزارش کمیته ویژه مجلس از کهریزک هم راه نیافت. اما عبدالحسین روح الامینی ، پدر یکی دیگر از قربانیان کهریزک از او در کنار نام فرزندش به عنوان چهارمین قربانی این بازداشتگاه یاد کرد. دادسرای نظامی با پرداخت دیه از بیت المال، پرونده رامین را برای همیشه در دستگاه قضایی بست. اعظم آقاولی، مادر رامین میگوید: پس از شهادت رامین، پدرش دچار سکته مغزی شده و درگذشت. فشارها اینقدر زیاد بود که ناچار شدم رضایت بدهم اما داغی که بر دل ما نشست هیچ گاه تمام نمی شود.

 

سه قربانی اما از سوی حکومت به رسمیت شناخته شدند و پرونده آنها ابتدا در دادسرای نظامی و سپس در دادگاه کیفری تهران بررسی شد؛ امیر جوادی فر، محمد کامرانی و محسن روح الامینی. سه قربانی ای که متهمان اصلی مرگ آنها همچنان آزاد هستند و بهره مند از همه حقوق قانونی خود، به احکام محکومیت شان اعتراض کرده اند.

 

۱۸ تیر ۸۸، ضرب و شتم شدید نیروهای بسیجی ، امیرجوادی فر را ابتدا راهی بیمارستان میکند و او و خانواده اش به احترام قانون و با گمان صدور قرار کفالت یا وثیقه به دلیل وضعیت جسمانی اش، به پلیس پیشگیری تهران مراجعه میکنند. او ۲۳ تیر ماه در حالیکه با اتوبوسی از کهریزک عازم اوین بودند جان میدهد. علی جوادی فر، پدر امیر میگوید: من به احترام قانون ، فرزندم را تحویل دادم و تمام ان لحظات و اتفاقات از جلوی چشمانم رژه می رود. او را به جایی تحویل دادم که باید حافظ قانون و عدالت باشد و تن رنجور و درهم شکسته فرزندم را تحویل گرفتم.

 

محسن روح الامینی هم در راه اوین جان باخت. دهان او را در بازداشتگاه کهریزک شکسته بودند و به گفته پدرش "وی را به شدت کتک زده و زیر شکنجه کشتهاند".

 

محمد کامرانی اما در بیمارستان مهر جان باخت. براساس گزارش کمیته مجلس، او " پس از دستگيري بدون بازجويي به زندان کهريزک منتقل مي شود و در آنجا نيز همچون ساير زندانيان مورد ضرب و شتم و تحقير قرار مي گيرد و وي نيز تحمل صدمات وارده را نداشته و پس از بازگشت به زندان اوين به بيمارستان لقمان منتقل مي شود و در بيمارستان نيز رسيدگي لازم صورت نمي گيرد و وضعيت بحراني نامبرده پس از ۳۰ ساعت از انتقال به بيمارستان به خانواده وي اطلاع داده مي شود. آنها همان شب فرزند خود را به بيمارستان مهر منتقل نموده، اما انتقال ايشان ثمره اي نداشته و وي در بيمارستان مهر جان خود را از دست مي دهد".

 

پرونده شکایت خانواده های این سه قربانی ابتدا در سازمان قضایی نیروهای مسلح بررسی شد. در آن پرونده ۱۲ تن از عوامل بازداشتگاه کهریزک محاکمه شدند که با تبرئه افسران و فرماندهان، چند تن ز نگهبانان و مسولان رده پایین این بازداشتگاه به شلاق، حبس و انفصال های کوتاه مدت از خدمت محکوم شدند. دو نفر اما به اعدام محکوم شده بودند که خانواده های این سه قربانی با اعلام گذشت از قصاص، خواستار محاکمه آمران کهریزک شدند؛ سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران و حسن دهنوی معروف به قاضی حداد و همچنین علی اکبر حیدری فرد. دو تن از معاونان سعید مرتضوی.

 

این سه نفر در سال ۸۹ از سمت های خود برکنار شدند و مصونیت قضایی آنها لغو شد اما با گذشت ۴ سال از آنچه که در کهریزک گذشت متهمان اصلی این پرونده تنها به "بازداشت غیرقانونی" و "گزارش خلاف" محکوم شده اند و عاملیت یا معاونت در قتل در میان نیست. سعید مرتضوی از اتهام آمریت در قتل محمد کامرانی تبرئه شده، خانواده جوادی فر نسبت به او اعلام رضایت کرده اند و شکایت خانواده روخ الامینی در همین زمینه هنوز در دست بررسی است اما انفصال از خدمات قضایی و دولتی و جریمه ۲۰۰ هزار تومانی نتیجه دادگاهی است که ۴ سال افکار عمومی ایران و خانواده های قربانیان بدان چشم دوخته بودند. ۶ نفر جان باختند و مرگ آنها در حکم کهریزک به بازداشت غیر قانونی و گزارش خلاف خلاصه شده است.

 

کهریزک اما ۹۶ شاکی دیگر هم دارد. کسانی که از این بازداشتگاه جان به در برده بودند و پس از آزادی اعلام شکایت کردند. پرونده ۵۱ شاکی را در سازمان قضایی نیروهای مسلح "با تدابیر شورای عالی امنیت ملی" بستند و پرونده شکایت ۴۵ شاکی دیگر همچنان در دادگاه انتظامی قضات خاک میخورد و علیرغم پی گیری های فراوان آنها برای رسیدگی به شکایت شان از سعید مرتضوی اما تاکنون کیفرخواستی هم صادر نشده است.

 

چهارمین سالگرد کهریزک است؛ خانواده ها میگویند داغ شان تازه است، سعیدی مرتضوی، حسن حداد و علی اکبر حیدری فرد آزاد هستند، پرونده ۴۵ شاکی مسکوت مانده و پرونده ای که با تاکید و دستور رهبر جمهوری اسلامی در دستگاه قضایی باز شده بود هم به خیل عظیم پرونده هایی می پیوندد که در افکار عمومی برای همیشه باز می مانند؛ پرونده هایی چون قتل های زنجیره ای و کوی دانشگاه.‬

  

فرمانده نیروی انتظامی، و باجناق احمدی نژاد است.

وی درجنگ فرماندهی تیپ، لشگر و قرارگاه حمزه را تجربه كرده و در طول سال‌های پس از جنگ و در دوران سردار لطفیان در سمت‌هایی چون فرماندهی دانشگاه علوم انتظامی و معاونت هماهنگ كننده نیروی انتظامی خدمت كرده است . احمدی مقدم با ورود قالیباف به نیروی انتظامی به نیروی مقاومت بسیج رفت و جانشین سردار حجازی فرمانده نیروی مقاومت بسیج شد و همزمان فرماندهی بسیج منطقه تهران را به عهده داشت. احمدی مقدم، دارای مدارك تحصیلی كارشناسی علوم قضايی، كارشناسی ارشد مدیریت و دكترای مدیریت استراتژیك دفاعی امنیتی می‌باشد.

آنچه در پی می‌آید بخشی از نظریات سردار احمدی مقدم است که در سخنرانی‌های یک ساله گذشته‌اش ابراز داشته است:

«... حركت برخی گروه‌های فشار به دور از ضوابط و آیین نامه‌های قانونی بوده و نیروی مقاومت بسیج با اینگونه فعالیت‌ها موافق نیست. »

« ... در حال حاضر، ما باید مبارزه‌ی فرهنگی را اصل قرار دهیم و اجازه ندهیم كه دشمنان فرهنگ خود را به ما تحمیل كنند، بلكه ما باید فرهنگ اسلامی و ایرانی خود را تحمیل كنیم.

« ... مهمترین گردنه‌‏ای كه انقلاب از آن عبور كرد، در سال 60 بود. در آن سال‌‏ها بنی‌‏صدر حرف‌‏های اصلاح‌‏طلبانه می‌زد، امروز حرف‌‏های اصلاح‌طلبان با حرفهای بنی‌صدر تفاوت زیادی ندارد، عده‌‏ای امروز تضعیف روحیه می‌‏كنند كه ما باید تسلیم آمریكا شویم و در مقابل آمریكا كوتاه بیابیم، این در حالی است كه آمریكا هیچ‌‏گاه مثل امروز در موضع ضعف نبوده است. »

« ... امروز عده‌‏ای می‌‏خواهند فرهنگ لیبرال دموكراسی، محور كشور قرار گیرد. ظاهر این شعار آزادیخواهی بر پایه مردسالاری است، اما در باطن اندیشه لیبرالیسم، حركت از سنت به سمت مدرنیته را تجویز می‌‏كند. امرو‌ز برخی جریان‌‏ها آنقدر افراط در مردسالاری می‌‏كنند، تا دین را منزوی كنند. آنها اعتقاد دارند دین نباید وارد عرصه سیاست شود ».

« ... اعتماد مردم به نظام و بقاء نظام در گرو كارآمدی مسولین در حل مشكلات و پاسخگویی به آنها است و لازمه این كار این است كه مدیریتی با روحیه بسیجی ایجاد كنیم. امروز شهردار تهران با كارهایی كه می‌‏كند، موجب تقویت نظام شده است و توانسته بین مردم محبوبیت و جذابیت پیدا كند و ما باید از ایشان الگو بگیریم.

همچنین احمدی مقدم در روز انتخابات سوم تیر زمانی که مسئولیت بسیج تهران بزرگ را در دست داشت، در گفت‌وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی در واکنش به اظهارات برخی مدیران وزارت کشور مبنی بر دخالت بسیجیان در امر انتخابات گفت : «اعلام تخلفات تبلیغاتی با نام بسیج، جوسازی بزرگی علیه بسیج و بسیجیان است.

هنوز نتایج انتخابات مشخص نشده بعضی‌ها می‌خواهند در این موقع حساس كشور بحران ایجاد كنند. »

احمدی مقدم قبل از رسیدن به این مقام مسئول بسیج بود و در بسیاری از سرکوب های خیابانی به کمک نیروی انتظامی آمده بود . حال که خود در فرماندهی این نیرو قرار گرفته است بسیاری از بسیجیان را به مقامات بالای این نیرو گمارده است و علاوه بر آن بسیاری از نیروهای حزب الله را با وارد کردن به این نیرو مورد حمایت قانونی قرار داده است .

 

  

درخواست از بسیجی‌ها برای شناسایی خانه‌‌‌های خالی‌‌ !

وزارت راه و شهرسازی بر اساس قانون مکلف به اخذ #مالیات از خانه‌های خالی است.

ابوالفضل ابوترابی، مجلس ایران، روز یکشنبه ۱۵ اردیبهشت، گفت: «در #سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵، اطلاعات و آدرس تمامی #خانه‌های_خالی مشخص شده، حال می‌توان برای شناسایی دقیق از نیروها و پایگاه‌های #بسیج مناطق استفاده کرد.»

 

به گفته این نماینده مجلس، وزارت راه و شهرسازی بر اساس قانون مکلف به اخذ مالیات از خانه‌های خالی است.

 

همچنین این عضو مجلس درباره حل بحران مسکن در ایران گفت که «دستور دستگاه قضا برای حذف قیمت مسکن در سایت‌های اینترنتی»، «نشان‌دهنده اثرگذاری مثبت دستگاه قضا در ساماندهی اقتصاد است.» @iranintltv — view on Instagram bit.ly/2J0CL87

 

via Tumblr bit.ly/2PMQvnj

موتورسیکلت یک بسیجی که توسط مردم خلع سلاح شد

جواد گودرزی

 

عضو بسیج مسجد فخرالدوله و از بسیجیان دانشگاه علم و صنعت تهران- در خیابان شهید برادران قائدی (هدایت) تهران ساکن می باشد

گزارش تصویری از آدم کشی بسیجیان

در این عکس میبینید که چگونه افراد بسیجی بصورت مستقیم به مردم شلیک میکنند.

در اینجا باید از فردی که این عکس را در چنین شرایط بحرانی در حالیکه احتمال شلیک فرد بسیجی به وی بوده گرفته کمال تشکر را بکنیم. امیدواریم نتیجه این شهامت ها روزی به بازخواست این بسیجی در ملا عام منجر شود

FILE - This Monday June 15, 2009, file photo shows a member of a pro-government basij militia throwing a rock from the group's building in the direction of demonstrators as they approach the militia's base, near a rally supporting leading opposition presidential candidate Mir Hossein Mousavi in Tehran, Iran. Hundreds of thousands gathered in Azadi (Freedom) square in Tehran to support Mousavi, who claims there was election fraud in Friday's presidential vote.(AP Photo/Vahid Salemi)

Brutal Beating of innocent demonstrators in Iran June/09

تیم خبری پارس دان

یادمان شهید حسن باقری سال آینده رسما افتتاح می شود

به گزارش خبرنگار مهر، سردار سرتیپ بسیجی «بهمن کارگر» رئیس ستاد مرکزی راهیان نور و رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس عصر امروز در حاشیه حضور در یادمان شهدای هویزه در جمع خبرنگاران اظهار داشت: ۵۷ یادمان شهدا در...

www.parsdown.com/%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8...

علی آرا

ara1357@gmail.com

 

پرهیز از خشونت و خشونت زدائی...

 

بخشش عمومی...

 

خانم ندا آقاسلطان، که صحنهء لحظات واپسین زندگی کوتاه او در سراسر دنیا دیده شد، سمبلی از شهدای روزها و هفته های گذشته و شاهدی بر جانباختگان راه آزادی در سالهای اخیر در کشورمان گردید. کارنامه اعمال رژیم تمامت خواه ولایت فقیه، در عرض سی سال گذشته، هر روز سیاهتر شده است و کماکان میشود. منتها اگر در سنوات قبل جنایات در پشت درهای بسته و آهنین، و در سیاه چالهای رسمی و مخفی رژیم انجام میگرفت و جنایت کاران با اسامی مستعار و با بستن چشم قربانیان و زدن نقاب بر چهرهء خود، هویت خود را مخفی میکردند، در حال حاضر و در جنبش فعلی، این جنایات به علن هم سر باز کرده است و مشخصات قربانیان مشخص، و همچنین ماهیت و هویت جنایت کاران هویدا شده است. برای کسی سوأل نیست که در قرن بیست و یکم، در کشوری چون ایران، رژیمی دیکتاتوری از جنس ولایت مطلقه فقیه، پایدار هست یا نیست. اینها رفتنی هستند و بزودی مردم میمانند و کسانی که مستقیم و غیر مستقیم در خشونتها و جنایتها و خیانتها، هر گونه، نقش داشته اند. مصاحبهء طبیبی را که بر بالین ندا شتافت و شرح دستگیری ضارب وی را هم در اینترنت شاهد شدیم و دیدیم که چگونه بسیجیِ قاتل، که تا لحظاتی قبل، خدا را هم بنده نبود و اسلحه در دست و مست از قدرتِ نمایندگیِ از ولی فقیه، در خیابانها جولان میداد، بعد از دستگیر شدن، چگونه، عجز و لابه و گریه میکرد و ..... بالاخره بعد از خلع سلاح و گرفتن کارت شناسائی اش، و نیز عکس برداری از چهره اش، آزاد گردید. دیری نخواهد پائید که ملت ایران در موقعیت کسانی که قاتل ندا را دستگیر کردند قرار خواهد گرفت و خود را در مقابل این تصمیم خواهند یافت که عمل و روش صحیح و مؤثر در برخورد با این جانیات علیه بشریت چیست؟

پویایی مردمسالاری از جمله در گرو سامانهء قضائی – حقوقی آن جامعه میباشد. از مهمترین عوامل و شرایط استقرار و استمرار رژیم ولایت فقیه، سامانهء حقوقی – قضائی آن بوده و هست. نحوهء برخورد هر کشوری با مجرمین ومحکومین سامانهء قضائی، نمادی است که بینش و روانشناسی کل آن کشور را متبین میشود. میزان احترام به منزلت و گرامیداشت کرامت تک تک انسانهای در بند، معرف رفتار انسانها با یکدیگر در هر سطحی از جامعه و البته رفتار انسانها با خود میباشد. خشونت و تخریب همچون بیماری واگیری از پشت میله های زندان به بیرون سرایت کرده و تخریب و خود تخریبی از آلوده کردن فتوی دهندگان، مشروعیت بخشندگان، آمرین و عاملین خشونت شروع و دامنهء این آلودگی به شاهدان ساکت و نظاره گران و.... تک تک افراد آن جامعه میرسد. آسیبهای اجتماعی، فساد و فحشا، افزایش نجومی نرخ طلاق و از هم پاشیدگی خانواده ها،..... شاهدی است بر این مدعی. ولی سوأل اینست که فردای آزادی، با جنایتکاران رژیم چه رفتاری باید داشت.

 

در پی آزاد شدن بعضی جامعه ها در تاریخ اخیر، از جمله افریقای جنوبی، نحوهء برخورد رهبران جنبش و مردم آن کشورها را با جنایتکاران دیدیم. حال باید پرسید که در فردای آزادی ایران، چه روشی بایسه است که در تداوم آزادی و پویائی مردمسالاری در میهنمان موثر باشد. چه روشی اتخاذ کنیم که در فرداهای خلاص شدن از شر نظام ولایت فقیه، دوباره از نو شاهد خشونتهایی دیگر برای خود و فرزندانمان و برای نسل خود و نسلهای بعدی نباشیم. شکنجه های شاهی، با حدود و تعزیرات فقهی جایگزین شد. چه شیوه ای در پیش بگیریم که این یکی هم فردا، با اسم و توجیهی دیگر، نسلی دیگر را مبتلا به بیماری خشونت و تخریب نکند.

فلسفهء وجودی سامانهء قضایی در یک نظام پیشرو و مردمسالار، نه انتقام و انتقامگیری، بلکه ایجاد امنیت از طریق ترمیم جامعه و کاهش و از بین بردن عوامل و خشک کردن ریشه های جرم و جنایت است. در مورد جنایات سیاسی و عقیدتی، وظیفهء جامعه بسیار سنگینتر میباشد چرا که اینگونه جنایات نه در حق فرد یا افرادی قلیل، بلکه در حق افرادِ نسلهای حال و آینده انجام گرفته است. همانطور که در سی سال گذشته شاهد بوده ایم، نحوهء برخورد با این جانیان، مختص و محدود به فرد و افراد معدودی نمیماند. از بدترینها شروع و به بهترینها ادامه مییابد. باید توجه داشت که سنگ اول را بایستی درست گذاشت وگرنه کل عمارت قضا، کژ بنا میشود. در فردای آزادی، اگر شروع رویهء عدم رعایت حقوق انسانها و یا حتی بیتفاوتی و مناظرهء بدون اعتراض نقض حقوق بشر، در مورد هر کسی را، ما خود شروع کنیم، در فرداهای زودرس، توان خاتمه و تمام کردن و یا حتی کمرنگ کردن آن از دست ما خارج خواهد شد.

 

عکس از استقبال از احمدی نژاد در شیراز

در عکس های زیر پارچه نوشته ای می بیند که اطلاع رسانی مستقیم مردم به احمدی نژاد است از سوی کارکنان ITI، که همانگونه که در عکس دوم می بینید پارچه نوشته ها از سوی برادران بسیجی به زیر کشیده می شود. عکس های بعدی شمار جمعیت استقبال کننده از احمدی نژاد را نشان می دهد.

 

ProudPlay.com

Brutal Beating of innocent demonstrators in Iran June/09

 

‫واکنش‌های وقیحانه مقامات هرگاه که دختران و «ندا» های سرزمین ما توسط گروهی از عوامل حکومت، قربانی میشوند اعجاب آور است!

 

ترفند «دولت‌های اسلامی» که هربار با شگرد و رنگی‌ متفاوت به قدرت می‌رسند گاهی قرمز گاهی بنفش یکسان است و دروغ ها و فرافکنی‌های آنان بر پایه یک کلیشه‌ تهوع آور استوار هستند!

 

در دوران فرهنگی ترین دولت پس از انقلاب:

 

– «ندا آقا سلطان که برای لحظه‌ای با ناباوری خونریزی خود را مشاهده می‌کند، تعادل خود را از دست داده و بر زمین می‌افتد و در کمتر از ۷ دقیقه جان می‌سپارد.»

 

امام جمعه موقت تهران در نماز جمعه پنجم تیر به این موضوع اشاره کرد و آن را کار خود معترضان که او «اغتشاش‌گران» نامید، دانست: « هر عاقلی که فیلمش را ببیند متوجه می‌شود کار خود اغتشاشگران است. در کوچه خلوت که نمی‌کشند، دستگیر می‌کنند. معلوم است که اگر کار نظام بود، در خیابان برخورد می‌کرد. »

 

سفیر جمهوری اسلامی در مکزیک در مصاحبه با سی‌ان‌ان اسپانیولی، ادعا کرد که احتمالاً عامل قتل، سازمان سیا می‌باشد.

 

مهدی کلهر، مشاور رسانه‌ای گفت:«به معنای اسم ندا آقاسلطان توجه کنید. ترجمه اسمش به انگلیسی می‌شود فریاد آقای شاه. یعنی این مملکت با سابقه ۳۰ سال جمهوری اسلامی به جایی نرسید و باید آقای رضا پهلوی برگردد».

 

از جمله دیگر ادعای ضدونقیض «دولت اسلامی» می‌توان از این موارد نام برد:

 

۱-زنده بودن و زندگی ندا در یونان ۲-جعلی بودن فیلم کشته‌شدن ندا ۳-واقعی نبودن اصابت گلوله به ندا و وجود پمپ خون در دستش ۴-قاتل بودن حجازی ۵-اصابت گلوله به سر ندا

۶-تکذیب حضور عباس کارگرجاوید، بسیجی حاضر در صحنه. این متهم به قتل که بعدها از وی با نام عباس کارگرجاوید یاد شد، یک سال بعد از مرگ وی از سوی دادگاه برای ادای توضیحات فرا خوانده شد اما ناپدید شده‌است!

 

و اکنون قربانیان اسید پاشی در دوران دولت «تدبیر و امید»:

 

– «وقتی اسید به صورت ندا پاشیده می‌شود از ماشین پیاده شده و همچون کبوتری خود را به شمشادهای اطراف می‌زده و از مردم کمک می‌خواسته اما متاسفانه دیگران نمی‌دانستند، چگونه باید به او کمک کنند.»

 

فرماندار اصفهان (نماینده دولت روحانی) وقوع «دو مورد» اسیدپاشی بر روی زنان در روزهای اخیر را تایید کرده اما درباره دلایل احتمالی این حوادث پیش از انجام تحقیقات گفته که «یکی از خانم‌ها که مورد اسید پاشی قرار گرفته متأهل است و احتمال دارد این حادثه مربوط به اختلافات شخصی باشد!!!»

 

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس و نماینده مردم کاشان: «به طور حتم، مجرمان اسیدپاش از طریق سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه و صهیونیستی یاری می‌شوند»

 

روزنامه جمهوری اسلامی مدعی شد: دولت احمدی نژاد مقصر ماجرای اسیدپاشی شناخته شد!

 

سیدمحمد علی ابطحی: امشب (دوشنبه) رفته بودم جلسه ی مجمع روحانیون مبارز. آقای خاتمی رئیسمان بود. در مورد خیلی چیزها صحبت کردیم. همه یک پارچه نسبت به اسیدپاشی نگران بودند.

 

حسن روحانی: دوست داریم پایان کار مجلس در مساله امر به معروف و نهی از منکر موجب انسجام و وحدت بیشتر جامعه و هدایت جامعه به نیکی باشد. از دیدگاه اسلام، یک گروه آمر به معروف نیستند و همه مسلمانان وظیفه امر و نهی را بر عهده دارند و مباد که نخواهد هم بود تحت لوای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما نا امنی آغاز شود.

 

محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت «تدبیر و امید» ضمن تسلیت به مناسبت «ارتحال حضرت آیت الله مهدوی کنی» گفت: فردا در جلسه خبری مواضع دولت را بیان می کنم.‬

  

 

‫اسلام دین محبت است … این هم از بسیجی‌ ها‬

 

‫اسلام دین محبت است … این هم از بسیجی‌ ها‬

  

 

‫خلاصه فیلمنامه "قلاده های طلا" ، برای آن دسته از افرادی که به علت کنجکاوی و تبلیغات سیمای ضرغامی تمایل به دبدن این فیلم ضد مردمی پیدا کردند …

 

Wall Photos

‫خلاصه فیلمنامه کثیف و ضد مردمی "قلاده های طلا"

____________________________________________

روایت «قلاده های طلا» با سکانسی شروع می شود که گوینده فرودگاه امام خمینی از نشستن هواپیماهایی از شهرهای مختلف انگلیس به ایران خبر می دهد و این یادآور ورود عوامل ایرانی وابسته به دولت انگلیس برای ایجاد درگیری های سال 88 است. در صحنه های بعد دوربین به یک قایق توریستی می رود که شخص مشروب خوری در حال پیاده سازی نقشه های انقلاب مخملی در ایران با اتصال به دولت های غربی و به طور خاص آمریکا برای سال 88 است و از برنامه شان برای انفجار هواپیمای سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران سخن به میان می آورد و تاکید می کند با مرگ خاتمی، اتفاقی مشابه کشته شدن گاندی که باعث رای آوردن اقوامش در انتخابات هند شد رخ می دهد و یا رای آوردن همسر بی نظیر بوتو پس از ترور همسرش می افتد و جریانی هم طیف خاتمی به این شکل باقی می ماند. البته بعد از ناکام ماندن انفجار بمب در هواپیمای خاتمی و پرتاب آن به بیرون هواپیما و انفجار در کنار باند فرودگاه، این شخص در قایقش با عصبانیت می گوید که اگر بمب منفجر می شد چنان درگیری های خونین خیابانی می شد که دیگر انتخابات برگزار نمی شد!

 

در ادامه داستان، شخص هم تیمی (علی رام نورایی) مدیر پروژه انقلاب مخملی در ایران در قایق توریستی ماموریت می گیرد که به تهران برود و زمینه لازم برای این انقلاب را فراهم سازد، هرچند اصولا انقلاب های مخملی به انقلاب های بدون خونریزی شهرت دارند و نه خونریزی. این شخص به همراه گروهی وارد تهران می شود و با استقرار در یک خانه تیمی به مدیریت تجمعات خیابانی می پردازد. این گروه که همه در یک خانه مستقر هستند، شامل دو منافق زن، دو سلطنت طلب پیر، جوان اعزامی از سوی آمریکا و انگلیس برای انقلاب مخملی، یک دوجنسه که انگیزه اش را از انقلاب مخملی رسیدن به یک مرد قوی بیان می کند، یک دختر که با سفیر انگلیس در ایران روابط نامشروع دارد و رابط این گروه با سفارت انگلیس در تهران است و دسته ای لات که وظیفه درگیری های خیابانی را دارند. در این قایق جوان از مرد عامل آمریکا می پرسد که آیا عالیجناب تایید کرده که فرد به جوان می گوید از طریق آقازاده با عالیجناب هماهنگیم!

 

در طول فیلم، از زمان ماجرای انفجار بمب در هواپیمای خاتمی تا پایان فیلم، اتاق مقابله با این مقر انقلاب مخملی هم سالنی بزرگ مشابه سالن سازمان کنترل ترافیک اندکی شیک تر است که ده ها نفر از ماموران اطلاعاتی و همچنین مسئولان نیروی انتظامی در آن به مدیریت اوضاع می پردازند. در این جا و هنگام ورود جوان مامور آمریکا و انگلیس گروه اجرایی اطلاعاتی این جوان را از فرودگاه دنبال می کنند که یک نفوذی در دستگاه اطلاعاتی به وی با موبایل آیفونی که غیرقابل ردیابی ساخته شده، خبر می دهد که تحت تعقیب است و این جوان با کشتن راننده آژانس که مامور اطلاعاتی است، می گریزد. در این مجموعه یک مدیر ارشد اطلاعاتی که مسئول امنیتی یا معاون امنیتی است (حمیدرضا پگاه)، یک نفر دوم (محمدرضا شریفی نیا) و یک نفر سوم و کارشناس ارشد جوان اطلاعاتی (امین حیایی) است.

 

در همین بین، زمان فیلم به حضور هواداران کاندیداهای انتخابات 88 در خیابان می رود و فضای دو قطبی میان رای دهندگان که دوربین از اینجا از طریق یک دختر و پسر حاضر در تجمعات خیابانی پیش از انتخابات که جزو اقوام یکی از مدیران ارشد وزارت اطلاعات (حمیدرضا پگاه) در پیش و آغاز درگیری های سال 88 است، وارد زندگی و خانواده این شخص می شود؛ مدیری که در طول فیلم کمترین سوءظن نسبت به نفوذی بودن او ایجاد می شود و در نهایت مشخص می شود، او همان عنصر خودفروخته به آمریکا و انگلیس است که بارها با لو دادن برنامه های اطلاعاتی ها، باعث پیش دستی اشخاص حاضر در خانه انقلاب مخملی می شود و آنها به این وسلیه چندین بار از کمند ماموران اطلاعاتی فرار می کنند.

در طول فیلم مانیتورهای داخل وزارت اطلاعات و مانیتورهای حاضر در خانه تیمی، صحنه های از فیلم حضور فائزه هاشمی در خیابان و فیلم های درگیری های خیابانی و همچنین بیانیه های موسوی شب قبل از انتخابات و صحبت های احمدی نژاد در مناظره را نشان می دهد. در صحنه ای از قطع اس ام اس ها و خطوط ارتباطی به عنوان اتفاقی مثبت که مانع از گسترش درگیری ها شده ذکر می شود و برخی فعالیت های اطلاعاتی در آن مقطع مورد یادآوری قرار میگیرد. در درگیری های خیابانی گوشه ای از درگیری های میدان ونک و نزدیک صدا و سیما و همچنین درگیری پایگاه بسیج ذکر می شود و البته عمده توجه به درگیری در پایگاه بسیج خیابان آزادی و بازسازی آن پرداخته شده که پس از تظاهرات آرام، گروهی با مدیریت عوامل همان خانه تیمی و لات ها به این پایگاه حمله کرده و پس از سنگ اندازی لات ها و آتش کشیدن این پایگاه، توسط جوان مسئول انقلاب مخملی چند بسیجی با کلت کشته می شوند و بسیجی ها تیراندازی نمی کنند تا آنکه این لات ها با قمه در آستانه ورود به آنجا قرار میگیرند و بسیجی ها با شلیک به چند نفر از اینها مانع این مسئله می شوند.

 

در این بین هنگامی که دستور ورود نیروی انتظامی به این منطقه برای برخورد با حمله کنندگان به پایگاه بسیج و دستگیری شان صادر می شود، یک درجه دار نیروی انتظامی تمکین نمی کند و این مسئله با تاخیر صورت می پذیرد که بسیج مجبور به شلیک های فوق الاشاره می شود. در این صحنه امین حیایی که پس از اولین شک به حمیدرضا پگاه و از دست دادن شخص اعزامی به ایران برای انقلاب مخملی (علی رام نورایی) از سوی معاون حفاظت اطلاعات که یک روحانی است و خانواده اش در خارج به سر می برند، معلق شده، مامور کودتا را دستگیر می کند اما خودش و مامور کودتا ازسوی گارد ویژه دستگیر می شوند که همان درجه دار نیروی انتظامی که تمکین نکرده بود با دستور گرفتن از سفارت انگلیس از طریق اس ام اس، این مامور کودتا را آزاد می کند و امین حیایی به عنوان مامور اطلاعاتی تا زمان رسیدن همکارانش از اطلاعات و آزاد کردنش بازداشت می ماند و در نهایت درجه دار نیروی انتظامی پس از دستگیری اعتراف می کند که قصد سفر با خانواده اش به انگلیس را داشته که سفارت انگلیس او را عامل خود می کند.

در صحنه های بعدی و با ناکام ماندن درگیری های خیابانی عوامل خانه تیمی، محل آنها شناسایی می شود که پیش از دستگیری، خانه تیمی شان تغییر محل می دهد و این مسئله را هم حمیدرضا پگاه در نقش مدیر ارشد اطلاعاتی به عوامل این خانه تیمی لو می دهد. در ادامه که اطلاعات به این تیم نزدیک تر می شود، فرد همجنس گرا شناسایی می شود که با نفر دوم تیم اطلاعاتی (شریفی نیا) برای شناسایی فرد نفوذی در وزارت اطلاعات همکاری می کند و در نهایت پس از درگیری میان نیروهای وزارت اطلاعات و نیروهای جاسوس خانه تیمی در یک ایستگاه مترو، در نهایت عوامل منافق و جاسوس دستگیر می شوند و مدیر ارشد اطلاعاتی هم در دستشویی مترو دستگیر شده و با وزارت اطلاعات مجدداً همکاری می کند.

 

البته پیش از دستگیری این عوامل، فرد همجنس گرا توسط فرد عامل درگیری های خیابانی کشته می شود و پیش از آن نیز دختر ایرانی رابط سفیر انگلیس با این خانه کشته می شود. دختر ایرانی رابط سفیر انگلیس با این خانه تیمی است که پس از ابراز نگرانی از احتمال دستگیری اش نزد سفیر و پس خروج از سفارت، وقتی عوامل خانه تیمی متوجه می شوند که تحت نظر است با گلوله در خودرو کشته شده و وسط جمعیت رها می شود. البته از این کشته ها در فیلم به کرات وجود دارد که عمدتاَ توسط همین جوان مسئول انقلاب مخملی و از میان تظاهرکنندگان صورت می پذیرد و بیانگر نقش عوامل خارجی ایرانی الاصل در مرگ قربانیان درگیری ها پس از انتخابات است.

بایکوت سینمای حکومتی‬

  

پاسدار قاتل حسن علی پور در جنگ 33روزه لبنان

حمله به کارگران و معلمان

این گروه از آن بابت که تنها برای حمله به مخالفان نظام ایجاد شده است برایش فرقی نمیکند که در چه زمانی و به چه کسانی حمله کند . افرادش تنها به دستور فکر می کنند و به مانند نگهبانان ولایت گوش به زنگ آماده انجام اوامر به صورت کورکورانه هستند .

حمله به معلمان و سرکوب شدید آنان در کنار نیروهای انتظامی و امنیتی در مقابل مجلس ، از آخرین کارهای این گروه بوده است. علاوه بر آن در یکی از بزرگترین حملات به نیروهای کارگری سال گذشته با کمک نیروهای آرم دار بسیجی و نیروی انتظامی حمله ای گسترده به کلیه نیروهای کارگری شرکت واحد انجام دادند . افراد حزب الله خانواده کارگران را نیز به باد کتک گرفتند و درنهایت کارگران و رانندگان را با چهره هایی خون آلود به زور سوار اتوبوس ها کرده و به هر کار وادار کردند .

برای حزب الله فرقی نمی کند در مقابلش کودک ایستاده یا زن یا مرد ، جوان است یا پیر و از کار افتاده است یا نه . چنان تربیت شده اند که تنها در برابر خود کفر را می بینند و بی خدایی و نفاق را !

آنها آموزش دیده اند که به گونه ای مردم را مورد ضرب و شتم قرار بدهند که صدای ضجه آنان در آسمانها بپیچد تا ملائک زنندگان آنان را آفرین گویند و در نامه اعمالشان بنویسند.

به گفته بزرگانشان، افراد این حزب « اشداء علی الکفار و رحماء بینهم » هستند !ا

کسانی که در کنار آنان قرار می گیرند باید بینشان رحمت باشد و کسانیکه در مقابل آنها قرار می گیرند کافر هستند و باید با شدت با آنان برخورد کرد .

  

فرمانده ناحيه مقاومت بسيج سپاه پارسيان .

سيدحسين حسینی

 

‫بسیجی‌ ، او هست که شور و نشاط جهاد را در سراسر کشور به اوج می‌رساند …‬

 

‫شور و نشاط بسیجی‌‬

  

روح الله حسنی شهپر

 

فرمانده چماقداران عملیات شهرک غرب، میرداماد تا میدان ولیعصر

"مهدی رضائی " معرف به حاجی رضائی به شماره شناسنامه ۳۸۱۰ - نام پدر: احمد و ساکن تهران است و در سازمان حلال احمر مشغول کار بوده و از عوامل اطلاعات سپاه و بسیجی فعال است. وی نقش بسزای در هدایت و استقرار نیروهای لباس شخصی در سرکوب مردم تهران در روزهای ۲۵ بهمن و ۱ اسفند بخصوص در غرب تهران بر عهده داشته است. اطلاعات مربوط به وی توسط مبارزین که در نیروهای بسیج و لباس شخصی نفوذ کرده اند. جمع آوری شده است. از همه یاران سبز خواهشمند ام در صورت شناخت وی اطلاع از محل سکونت او در بخش کامنت ها آدرس او را اضافه کنید. و این پست را در وبلاگ خود قرار دهید. دوستان نیز قول داده اند از مقر بسیج افراد بیشتری را افشاء کنن

مزدور بسیجی که بهنام شادی رو با گلوله زد

1 3