new icn messageflickr-free-ic3d pan white
و تو نديــدي  و نخـــواهي ديد هرگـــز _ [ UnSeen ] | by Arezoo K Novin
Back to photostream

و تو نديــدي و نخـــواهي ديد هرگـــز _ [ UnSeen ]

دلتنگیهای آدمی را باد ترانه‌یی می‌خواند،

رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می‌گیرد،

و هر دانه‌ی برفی به اشكی نریخته می‌ماند.

سكوت سرشار از سخنان ناگفته ا‌ست؛

از حركات نا‌كرده،

اعتراف به عشق‌های نهان ،

و شگفتی‌های به زبان نیامده،

دراین سكوت حقیقت ما نهفته است؛

حقیقت تو و من.

 

برای تو و خویش

چشمانی آرزو می‌كنم،

كه چراغها و نشانه‌ها را در ظلمات‌مان ببیند.

گوشی

كه صداها و شناسه‌ها را در بیهوشی‌مان بشنود.

برای تو و خویش

روحی

كه این‌همه را در خود گیرد و بپذیرد.

و زبانی

كه در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون كشد،

و بگذارد از آن‌چیزها كه در بندمان كشیده‌است سخن بگوییم.

 

گاه آنچه كه ما را به حقیقت می‌رساند،

خود از آن عاریست!

زیرا تنها حقیقت است كه رهایی می‌بخشد.

 

از بختیاری ماست شاید

كه آنچه می‌خواهیم یا به دست نمی‌آید،

یا از دست می‌گریزد.

 

می‌خواهم آب شوم در گستره‌ی افق؛

آنجا كه دریا به آخر می‌رسد،

و آسمان آغاز می شود.

می‌خواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یكی شوم.

حس می‌كنم می دانم؛

دست می سایم و می‌ترسم؛

باورمی‌كنم و امیدوارم؛

كه هیچ‌چیز با آن به عناد برنخیزد.

می‌خواهم آب شوم در گستره‌ی افق؛

آنجا كه دریا به آخر می‌رسد،

و آسمان آغاز می شود.

.

.

.

سروده‌ی مارگوت بیكل

ترجمه‌ی احمد شاملو

486 views
4 faves
11 comments
Taken on April 24, 2010