admin
Hamed Saber 11:23am, 29 October 2006
چندي پيش آقايي از دوستان (اسم رو مخصوصاً حذف كردم) ذيل عكسي از <a خانمي از دوستان (مجدداً اسم عمداً حذف شده است) كامنتي

اضافه كرده بود كه توجهم رو جلب كرد و بخشي از اون رو عيناً نقل مي‌كنم:

HE sais:
...
in vasat man az chi kheyli khosh be halam shode?
az inke ye nafar mesle baziha naboode ke ta ye ghadam pashoono az mamlekateshoon biroon gozasht eteghadat o haya o hejabesho hamoon too havapeyma faramoosh

kone
...

(
permalink )

خوب با توجه به شناخت هر چند مختصري كه از اين دوستمون داشتم، اين حرف كمي سنگين به نظرم رسيد.
براش نوشتم:

Hamed Saber sais:
...
: حجاب يه موضوع شخصيه. اين كه كسي چه جايي اون رو چقدر مراعات مي‌كنه، نه به من مربوط ميشه و نه به شما. كم نديدم خانم‌هاي شريف و حتا مؤمني كه حجاب رو به اين

سياق قبول ندارن، و صد البته براي اعتقاد يا عدم اعتقادشون استدلال‌هايي هم دارند.
اما به هر حال، چسبوندن اعتقاد و حيا به حجاب اونم با اين لحن، به شخصيتي كه توي اين مدت كوتاه از تو شناختم نمي‌خوره.
نظرت چيه هادي جان، بد ميگم؟

(
permalink )

HE sais:

خوب ... حامد جان من نمیدونم اینجا اصلا جای مناسبی برای این حرفها هست یا نه؟
یعنی اینکه این بنده خدا (مریم خانم) اصلا دلش میخواد سر یه عکسی که گذاشته دیگران نه در مورد او و عکسش ...که در مورد عقاید خودشون بحث کنند یا نه
اگر چه اینو قبول دارم که شاید خودم بی جهت این بحث را شروع کردم اما این تنها نظر شخصی من بود نسبت به حجاب ایشان
( مریم خانم چنانچه صلاح ندونستید که بحث ادامه داشته باشه لطفا کامنت ها رو حذف کنید)
...
اما حامد جان با نظر شما در مورد شخصی بودن موضوع حجاب و مربوط نبودنش به دیگران و...موافق نیستم
چون استدلال و عقیده هیچ کسی باعث نمیشود که دستور صریح قران در مورد حجاب و ضروری دین کمرنگ شود و یا از درجه اعتبار ساقظ شود هر چند شخص ظاهرا مومن باشد که

مومن واقعی هیچ وقت مخالفت آیه صریح قران را نمیکند
و قرآن در مورد زنان مومن میگوید
(آیه 55 سوره احزاب و آیه 31 سوره نور)
----------------------------
«یا أیها النبی قل لأزواجک وبناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهن

من ((((جلابیبهن))))) ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین وکان الله غفورآ رحیمآ»

"ای پیامبر: با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را

به ((((چادر)))) بپوشند که این کار برای آنکه آنها (به عفت و حریت) شناخته شوند

تا از تعرض و جسارت (هوسرانان) آزار نکشند.بر آنان بسیار بهتر است

وخدا آمرزنده و مهربان است."

----------------------------
اما اینکه این موضوع به من و شما ربط دارد یا نه
باید بگویم آیا این حدیت نبوی را که شیعه و سنی آنرا قبول دارند نشنیده اید که:
کلکم راع و کلکم مسوول عن رعیته
شاید حتی این مورد از نماز و روزه دیگران بیشتر به همه ارتباط داشته باشد چون حجاب موضوعی اجتماعی است وگرنه در محدوده خانه و حریم شخصی که حجاب معنی ندارد
وهمه ما در قبال اعمال هم مسوولیم
هیچ کس نمیتواند در جامعه آنچه را که بر خلاف میلش است با استدلال غیر واقعی رد کند و بگوید این موضوع شخصی است ولواینکه به ظاهر مومن و مومنه باشد. میتواند؟
حضرت علی میفرماید (مضمون):مسلمان را از پیرویش از دستورات اسلام بشناسید نه اینکه اسلام را از طرز رفتار شخص ظاهرا مسلمان
تا جایی که قرآن - احادیت - علما و پیشوایان دین هستند گمان نمیکنم اعتقاد و استدلال افراد ظاهرا مومن ملاک خوبی برای استنباط و نتیجه گیری باشد
..................
راستی در مورد سیاق حجاب هم که فرموده اید : به معنی کلمه قرآنی جلابیبهن توجه نمایید
..................
ضمن عذرخواهی از بحث در این مورد و از اینکه ممکنه باعث ناراحتی و دلخوری کسی شده باشم
بخصوص مریم خانم وحامد عزیز
...
قصد بی ادبی نداشم

( permalink )

She sais:
...
@ Hadi Fooladi and Hamed Saber:
sorry for replying late... i'm really busy with final exams...! rastesh nemidoonam chi bayad begam! faghat inke nazare har 2 nafar baram mohtarame... each person has it's

own beliefs... chizi ke be nazare man moheme, ineke adam be aghayede baghie ehteram bezare... :)

( permalink )

با توجه به اين كه درست يك روز قبل از شروع اين مباحثه، بحث مرتبط ديگري هم ذيل تصويري از سوده جريان گرفته بود،

بد نديدم آن را هم اينجا بياورم:



Koli. sais:
vahshatnake, in bache alan bayad to park bara khodesh ba muhaye baz bedue...

(
permalink )


Hamed Saber sais:
...
اگه بابا و مامانش اينا رو تنش كرده باشن باهات موافقم. اما ممكنه خودش دلش اينجور خواسته، بر اساس فرهنگ خوانواده‌اي كه توش بوده، يا آموزه‌هاي مدرسه و مهدكودك و ...
من دختربچه‌اي رو ديدم كه دلش نمي‌خواست دامن كوتاه بپوشه توي مهموني، اما مامانش مجبورش كرد.
به نظرت اون، چه فرقي داره با وقتي بچه رو مجبور كنن چادر سرش كنه؟
موضوع اينه كه بايد آزاد باشه خودش هركار دلش خواست بكنه.
تا وقتي بچه است كه خوب بچه است، بايد به دلش تا كرد. وقتي هم كه بچه نيست كه يعني خودش عقلش ميرسه چه بپوشه و چيكار بكنه
...

(
permalink )


>=> Mãhi Teshneh sais:
...
I think she is very beautifull in this CLOTHS :)
We should not ignore that Tchador is a part of our culture and is not only a simbol of being moslem. We all are free to chose the way. But don't forget the lessons we

recieve from our parents, friends, environement and so on... in diffrent ways.
And don't forget that any parents love theire children. Smile Koli to this beutifull face wich is proud of wearing this :)

(
permalink )


Koli. sais:
Dear soudeh, it might looks beautiful but there are a lot more beautiful things hiding under that, Different people, Different Ideas :)

(
permalink )

زهره دنباله‌ي بحث رو زير اين عكس ادامه ميده:



Koli. sais:
amazin eye, BTW i can't agree with you about that picture of that little girl in chador, age movafeghat konid ke bishtare shakhsyate ma az mohintemun

gerefte mishe, hata age khode un dokhtar intor khaste fekr mikonid dailesh chi bude? ya inke fekr karde ba khoda budan o khub budan yani chador bepushe ya fekr karde

bozorg budan yani chador pushidan, aslan chera ye dokhtare be in kuchiki be gofteye shoma bayad az pushidane daman khejalat bekeshe? fekr mikonid to zehnesh chi

migzare? in talashe maskhare baraye tabdil kardane dokhtar bache ha be pirzan hich natijeii be joz pir kardane ruhyashun nadare, motmaen bashid ham harfi ke mizanam

az ruye doshnamin ba hejabo in masael nist

(
permalink )


Hamed Saber sais:
...
اولاً كسي نگفت شما با حجاب دشمني. لازم به ذكره كه من هم ابداً قصد طرفداري از حجاب رو ندارم. و بلكه بايد بگم شديداً با چادر مشكي مخالف هم هستم.
موضوع اينه كه بچه بايد هرچي دلش خواست بپوشه. مسلماً اين دلخواهش يا اقلاً بخشي از اون وابسته به محيطشه، و آموزه‌هاي اطرافش. اما خوب باشه! روانشناسا ميگن بذاريد

هركاري دلش خواست بكنه. بزرگ كه شد خودش راهش رو انتخاب مي‌كنه

(
permalink )


Koli. sais:
روانشناسا می گن باید بچه رو آزاد گذاشت عکسو که نگاه کنید می بینید الردی چه قدر حرف تو سر این بچه کردند. در هر صورت هر کسی نظری داره

:).

( permalink )

خوب فكر كنم شما هم به من حق بديد كه بحث رو به اينجا منتقل كنم تا زير عكسها
admin
Hamed Saber Posted 12 years ago. Edited by Hamed Saber (admin) 11 years ago
و اما جواب هادي عزيز
اولاً هادي جان، بحث كه جاي دلخوري نيست كه حالا بخواي عذرخواهي بكني. بحث يه تبادل نظر و احياناً جدل منطقيه مبتني بر مقدمات مشترك، من جداً ازت ممنونم كه اين

جواب درخور و مفصل رو دادي.

راجع به مسأله‌ي حجاب و فلسفه‌ي اون، در اديان و مذاهب مختلف مباحث متعددي شده. چون ما هر دو از يك كيشيم، مقدمات مشترك بيشتري براي شروع داريم. هر چند من خيلي

دوست داشتم از دوستان اهل تسننم، حتا پيروان ساير اديان دعوت كنم به اين بحث ملحق بشن.اما انگليسيم اونقدر

افتضاحه كه نمي‌تونم منظورم رو اونطور كه دلم مي‌خواد باهاش برسونم. پس عملاً بيخيال سايرين شدم.

بحث رو مي‌شه از دو ديدگاه متفاوت ادامه داد. يكي ديدگاه مبتني بر بسترهاي نقلي، و ديگري ديدگاه مبتني بر بسترهاي عقلي.
چون شما نقلي شروع كردي، من هم فعلاً به همين سياق ادامه مي‌دم. اگر شما يا ديگران علاقمند بوديد، بحث عقلي رو هم پيش خواهيم كشيد.

در مورد حجاب در قرآن، بايد اين نكته رو يادآوري كنم كه اصولاً كلمه‌ي «حجاب»، كلمه‌ي نادرستيه، و صرفاً براي زنان پيغمبر استفاده شده كه به مردان ديگر دستور داده شده از

پشت حجاب با ايشان صحبت كنند. و در اينجا حجاب به معناي پرده است، و نه حجاب مصطلح امروزي. و آنچه امروزه به اون حجاب مي‌گيم، در ميان علما و فقها «ستر» خونده

مي‌شه.
بهتره به اين نكته دقت كنيم كه قرآن دو نوع دستور متفاوت براي ستر خانم‌ها داره. يكي مختص زنان پيامبر، كه به علت جايگاه خاص اجتماعي و خصوصاً سياسي، اصولاً دستورات

خاصي براشون صادر مي‌شده، مثل ممنوعيت ازدواج مجدد پس از فوت پيامبر، كه احتمالاً دليل اون امكان سوء استفاده از جايگاه پيامبر بوده توسط همسر جديد. كما اينكه مي‌بينيد

عايشه، يكي از همسران بسيار عزيز و محترم پيامبر، با ناديده گرفتن اين سري دستورات سياسي خاص، ماجراهاي ناگواري براي اسلام آفريد.
نوع دوم دستورات ستر خانم‌ها، اختصاصي به فردخاصي نداره و بايد توسط همگان مورد توجه قرار بگيره. (البته استثناهايي هم براش ذكر شده، اما به هر حال عمومي فرض مي‌شه).

آيه 59 سوره احزاب كه شما به اون اشاره كردين، دستوريه مختص زنان پيغمبر، و نه عامه بانوان. صد البته در ترجمه و برداشتي كه شما از كلمه‌ي "جلابيب" داريد هم ده‌ها ان‌قلت

هست كه چون به بحث ما مربوط نمي‌شه، واردش نمي‌شم.

متأسفانه امروزه در جامعه‌ي ما به علت كج فهمي بعضي سران مملكتي، كه نوعاً منشعب از فقه پوسيده‌ي قرن‌هاي هفتم تا دهم هجري و ناشي از تفكرات كفرآميز غلات و مفوضه

است، تبليغات گسترده‌اي راجع به پوشيدن چادر مي‌شود. چنان كه پدر و مادرهاي مذهبي، از سر خيرخواهي چنان مي‌كنند كه در عكس سوده ديده مي‌شه.
حال آنكه در اخبار موثق آمده كه پوشيدن رنگ مشكي مكروه است. از طرفي پوشيدن رداي بلند صرفاً به زنان پيامبر دستور داده شده.

اما راجع به دستور ستر يا همان حجاب عمومي، در آيات 30 و 31 سوره مباركه نور چنين داريم:
قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم، ذلك ازكي لهم، ان الله خبير بما يصنعون
و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ماظهرمنها، وليضربن بخمرهن علي جيوبهن
...
ولايضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن، و توبوا الي الله جميعاً ايها المومنون لعلكم تفلحون

(قسمتي از آيه كه حذف شده، محارم را يكي يكي نام مي‌برد)

همان‌طور كه مي‌بيني، در مورد مراقبت از نگاه آلوده و شهوت‌آميز، اسلام به زن و مرد دستور يكسان داده. هم‌چنين راجع به پوشانيدن عورت يا همان اندام تناسلي. اما براي زنان

غير از اين دو مورد، 3 دستور اضافي هم دارد:
1. جواهرات خود را آشكار نكنند، مگر آنچه قهراً آشكار مي‌شود. (البته برخي مفسرين، زينت را شامل آرايش هم مي‌دانند، كه اين تفسير دور از كلام عرب آن‌دوره بوده و جايگاهي

ندارد، كما اينكه در اسلام استفاده از سرمه براي زنان توصيه شده است)
2. خمارهايشان روي سينه بياندازند. (خمر به ضم خ و ميم را كه جمع خمار به كسر خ است مخصوصاً ترجمه نكردم، چون موضوع اختلاف است)
3. پاهايشان را چنان برزمين نكوبند كه جواهراتي كه به مچ پا بسته‌اند نشان داده‌شود.

دستورات 1 و 3چندان موضوع بحث ما نيستند. تنها اشاره‌اي كه در قرآن - تأكيد مي‌كنم، تنها اشاره - راجع به ستر يا حجاب عمومي براي بانوان شده، همين يك جمله است.
برخي مفسرين، خمار را مقنعه ترجمه كرده‌اند. كه اگر هم چنين باشد، منظورشان مقنعه‌ي امروزي نيست. چون بلافاصله توضيحاتي داده‌اند كه مشخص مي‌شود منضورشان چيزي

شبيه به روسري‌هايي است كه در شمال ايران زنان گيلك به سر مي‌كنند و دو گوش آويزان آن را به پشت سر برده و گره مي‌زنند.
در تفسير مجمع البيان گفته شده:
«زنان مأمور شده‌اند كه روسريهاي خود را برروي سينه‌ي خود بيفكنند تا دور گردن آنها پوشيده شود. گفته شده است قبلاً دامنه‌ي روسريها را به پشت سر مي‌افكندند و

سينه‌هاشان پيدا بود. كلمه‌ي جيوب (گريبانها) كنايه است از سينه‌ها. زيرا گريبانهاست كه روي سينه‌ها را مي‌پوشاند.»


با اين مقدمات، بگذار قدم به قدم پيش برويم:
1. در عدم لزوم استفاده از چادر، شكي وجود ندارد. (چادر به ترتيب امروزي البته به رنگ سفيد، از فرهنگ ايراني به فرهنگ عرب رفته، و مخصوص زنان در زمان عادات ماهانه

بوده، كه در آيين زرتشت هم اثري از آن نيست، و به نظر از اختراعات علماي ديني عصر ساسانيان بوده است)
2. مقنعه (موجودي كه مردها حتا نمي‌توانند يك ساعت وجودش را دور گردن و زير چانه‌شان تحمل كنند نيز منبع قرآني ندارد
3. در مورد پوشش دست و پا و ساير اعضا، همانطور كه راجع به مردان صرفاً از پوشش معنوي چشم و پوشش ظاهري عورات در قرآن يادشده، راجع به زنان نيز به همين ترتيب است.

صرفاً پوشش سينه نيز براي زنان اجباري است (كه خوب در ممالك غربي هم حجاب به همين ترتيب است!)
4. راجع به استفاده از روسري، قرآن دستور صريحي ندارد. با توجه به اينكه در ميان اعراب آن زمان، پوشيدن روسري متداول بوده (كما اينكه الان نيز مردان عرب روسري به سر

مي‌كنند) قرآن صرفاً براي پوشانيدن سينه‌ها، خواسته تا دنباله‌ي روسري را روي آن بياندازند.
با توجه به اختصاص بخش قابل توجهي از احكام فقهي قرآن به زمان و مكان خاص، و اينكه قاطبه‌ي علما معتقدند در زمينه‌ي دستورات ديني قرآن، دستورات عبادي با يد بدون كم

و كاست اجرا شود، اما دستورات احكام عملي قابل بازنگري با توجه به موقعيت جغرافيايي و زماني هستند، و با توجه به اينكه پوشيدن روسري عادت زنان و مردان عرب در آن دوره

و با توجه به حرم آفتاب جزيرة العرب بوده، جاي ترديد باقي نمي‌گذارد كه با توسل به فلسفه‌ي وجودي ستر يا حجاب در اسلام، ايل مسأله قابليت بازنگري، تأمل و صدالبته

تغيير دارد.

راجع به پوشش زنان در صدر اسلام و سنت نبي و تفاوت پوشش مهاجرين و انصار و اخبار و روايات رسيده از امامان نيز مطالعات مفصلي دارم كه اگر جايش بود به موقع پيش

مي‌كشم.

صد البته مستقل از اينكه حجاب و شرايط و حدود اون چيه، نظر من كه تعارضي با نظر شارع مقدس نداره اينه كه همونطور كه مريم گفت، مهم اينه كه به ديگران احترام بذاريم.

مسلما مفهوم كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته اين نيست كه شما حق داريد ديگران رو مجبور كنيد اون طوري كه شما فكر مي‌كنيد درسته لباس بپوشند. نتيجه‌ي اين برداشت،

چيزي جز آنارشي و خودكامگي ديني نخواهد بود، و ثمره‌ي اعمال اين نظر هم نفرت پنهان از دين و هرآنچه به اون مرتبط ميشه.
اسلام دين زيباييه. بارها در جاهاي مختلف اين حديث زيباي قدسي رو نقل كردم كه «ان الله جميل و يحب الجمال»
هادي جان، خود شما زير عكس ديگه‌اي از همين خانم
نوشته بودي:
man rastesho begam?
khodetoon khoshkelin....vagar na 1000 ta akase herfeaee ham byan nemitoonan ye akse khoshkel az man begiran

( permalink )

آيا اينجا كسي بهت متعرض شد كه چرا اين حرف رو مي‌زني؟ وقتي تو مجازي اين حرف رو بزني، يعني داري از مجوزي كه خدا بهت داده براي مشاهده، و امكاناتي كه بهت داده براي

لذت بردن از زيبايي، استفاده مي‌كني. چرا اينقدر ما مردها بايد خودخواه باشيم، كه خودمون رو در تمتع مجاز بدونيم و خانم‌ها رو در زيباتر كردن دنيا محدود كنيم؟
مسلماً منظورم از اين مردهاي خودخواهة خودم و تو نيست، چون اقلاً ما ادعا مي‌كنيم كه داريم به عقايد ديگران احترام مي‌ذاريم. اما خداييش كم نيستند مردهايي كه دگماتيسم

ديني رو دارن با تمام قوا در جامعه تسري مي‌دن، و از اونا بدتر زنايي كه به اين وضعيت تن ميدن.

نظر سايرين چيه؟
Saleh Rozati 12 years ago
hamed jan mamnon az davatet baraye sherkat toye in bahs vali tarjih midam sherkati nadashte basham toye in bahs be elate dalayele shakhsiye khodam

be hameye doostane dar bahs : movafaght bashid va omidvaram har an ke talebe haghighat hast be haghighat berese na anke faghat bahs kone baraye esbate aghideye khish ya enkar va mahkom kardan e aghideye digaran
Koli. 12 years ago
می دونید من اطلاعاتم در مورد اسلام و کلن مذاهب کامل نیست. هیچ وقت هم عقیده یی نداشتم. اما من تا نوجوونیم رو در ایران گذروندم و حالا وقتی خودمو با بقیه مقایسه می کنم می بینم من اصلن در حد سن خودم نیستم. نه من نه هیچ کدوم از دخترهای ایرانی اطرافم. فکر ما خیلی مشغوله و من همیشه اون حکومت و فرهنگی که توش بزرگ شدم رو محکوم کردم. اون عکس هنوز به نظر من وحشتناکه. یه دختر به این کوچیکی که الان ذهنش درگیر هزار تا خوب و بد و حتی مسائل سیاسی شده. حامد جان اون جا هم گفتم مساله اینه که این دختر نباید به این مسائل فکر کنه. این حتی تو دین اسلام هم هست که تا 9 سالگی هیچ چیزی بر یه دختر بچه واجب نیست. یه اصل روانشناسی است که بچه ها تا 6 سالگی باید کاملن آزاد باشن. می گی شاید خودش خواسته و این به نظر من همه چیزو وحشتناک تر می کنه. اما همیشه نظر همه برام مهم بوده. ولی اصلن نفهمیدم که منظور سوده چی بود از این که ما باید به این سنت ها احترام بگذاریم؟ بعضی سنت ها باید فراموش بشه وگرنه ما هنوز آدم های غار نشین بودیم. حداقل حالا که این سنت ها یا هر چیزی روی تمام ملت آزمایش شده(در مورد اون بچه حرف می زنم نه در مورد حجاب) در مورد حجاب حرفی ندارم. هر کسی عقیده ی خودشو داره. اون آقایی که اون نظرو در مورد مریم داد به نظرم خیلی بی ربط بود و حقیقتن خوشحال شدم که می بینم شما توجه کردید. تو کشور ما که دین به خانوم ها محدود شده حالا به فرض این که همه ی ما مسلمون به عملیم نه به اسم و به حجاب اعتقاد داریم.نمی دونم این آقای هادی تا به حال تو عمرش دروغ نگفته؟ غیبت نکرده؟ گناه اینها از حجاب کمتره که هر کسی براحتی این کارها رو انجام می ده؟ بعد هم مثل اینکه ایشون یادشون رفته حجاب در ایران اجباریه و راهی نیست که تو ایران حجاب نداشت که به قول ایشون مردم نیان بیرونو و روسریشون رو بردارن.
R.mohseni Posted 12 years ago. Edited by R.mohseni (member) 12 years ago
man tarjih midam varede bahs nasham bish az chand jomle
chon tajrobe mige entehaye in bahsha bonbastie ke hich vaght behesh nemiresi!
faghat in chand jomle ro migam ke be eteghade man
tanha tareefi ke GONAH ro dar bar migire ZOLM va SETAM e .har jur ke mikhad bashe!har noee!be ensane dige ya khode shakhs!hata yek doroogh mitune zolm bashe!ya har kare digei!banabarin vaghty kario dar makan va zaman sanjid mishe fahmid shamele in tareef mishe ya na!
hala bayad did mishe hejab ro ham dar in tareef gharar dad?
khode hejab!na bad lebasi! manzoor az adame hejab ro bad lebasi bardasht nakonid lotfan!
Golaab 12 years ago
Dear Hamed,
You said:
"راجع به پوشش زنان در صدر اسلام و سنت نبي و تفاوت پوشش مهاجرين و انصار و اخبار و روايات رسيده از امامان نيز مطالعات مفصلي دارم "
Would you explain it here? I really eager to know about that.
Thank you in advance.
Salam be doostaye iroonie khdoam...
man faghat in bahso yedor moroor kardam khastam begam ke; avalan harchizi zoorish hale adamo beham mizane, amma bazivaghta inchiza yejayi vaseye adam mohem mishe va adam ba ghoroor oon mozoo ro reayat mikone, masalan hamin hejab bazivaghta mozooye erghe melli o ina mishe vase adam :) ya parcham... anyway...
>>>ye moghe yadame too parke jamshidie docharkhe savari mikardam yekhanoomi ba chadr oomadebood docharkhe svaari ba bachehash baham, man be doostam ke ye khanomi bood goftam che lebas varzeshiyi :D bad in doosteoon goft ke eteghadeshe va bayad be eteghadesh ehteram bezarim hamoontor ke oon alan nayoomade be ma bege ke chi pooshidim !<<< hala in yemozoyie male 10sal pish amma anyway vaghan yemozooye ghalbie hata man jayez nemidoonam raje behehs bahs beshe, zemnan man ba inke begam in hejab yechizi boode melli mokhalefam agha mazhab o melliat o syasat hamahs az ham jodan bekhdoa ...
bekhdoa doostdaram bahs konam amma in mamekat hamahs kar kar :) bodoam beram ke dir shod...
bazam sorry age yeho paberahne paridam too bahs :D
Maryam A Posted 12 years ago. Edited by Maryam A (member) 12 years ago
man alan jeddan shock shodam oomadam inja!!!
be nazare man hejab yek masaleye sakhsie! albatte "privacy" hame yek masaleye shakhsie!
jenabe aghaye saber, haghesh bood shoma ke mikhastid az chand ta az axaye shakhsie man dar inja ke 1 makane omoomie (biroon az profile khodam) estefade konid, ghablesh be man migoftid!!! doroste? mesle inke man har cheghadr harf nemizanam va kootah miam, vaziat bad tar mishe... shoma mitoonestid in bahso bedoone inke az in axa estefade konid edame midadid ...! ya hade aghal ghablesh be man migoftid, ke man 3 saat ghabl az emtehanam ba ye hamchin mozooe shocke avari rooberoo nasham!!!
khaheshan oona ra delete konid.........
shoma khastid kari konid ke man narahat nasham, mamnoon az lotfetoon, vali rastesh man alan bishtar narahat shodam!!!
kheyli jalebe ke adam khodesh nakhado intori varede bahs beshe..!!!
Neda Zolghadr 12 years ago
salam be hamegi, ghabl az har chiz mikham begam ke man forsat nakardam hameye commentharo bekhunam, momkene kasi ghabl az man be in mozu eshare karde bashe, amma dar rabete ba axe dokhtarbacche ba chador nazar be inke didam chanta az dustan ehsrae be in karde budan ke in ni pushesh mitune entekhabe khode kudak bashe, man faghat mikham ye chizi ro yad avari konam va un inke fekr mikonam, har bacchei baraye inke betune be rahati tasmim begire bayad dar yek fazaye khanevadegie demokrat roshd kone! fazayi ke dar un na ba eeteghadate dini doshmani beshe va na inke har masaaleye marbut be din moghaddaso khodayi o gheyre ghabele taghyir shenakhte beshe! gamun nemikonam hatta dar din ham ejbari baraye intor hejab kardane ye dokhtar baccheye be in kuchaki vojud dashte bashe. ba nazare dusti ke mige entekhabe khode kudake mokhalefam. in no pushesh entekhabe khanevadast va elghaateshun, ke inja be nazare man efrat va ziade ravie!
hamegi shad bashid va movafagh
:)
my mailo Posted 12 years ago. Edited by my mailo (member) 12 years ago
salam
be nazare man ham paki o letafate ruhie ye khanum o nabayad ba hejabesh dar nazar gereft , va ba soudeh ham movafegham ke ma kheili az jame'e va khanevade o dustan ta'sir migirim. bayad be bazi chizha ehteram goasht.ba koli mokhalefam ke mige bayad bazi aghayed kamelan az bein bere har kasi mokhtare ke harjur mikhad zendegi kone vali khob hamishe raftan dar behtarin rah baraye hameye ensanha arezu bude. az Hamed Saber motshakeram ke in bahs o pish keshide va omidvaram man ham betunam az danestehash raje be hejab bahremand besham.
vali vaghean khanevade tasir dare dar pazireshe hejabi ke alan ma darim dar jame'e mibinim . un kasi ke dar ye khanevadeye bihejab bozorg shode mosalaman kheili az chizha ro nemishnase, man hejab o rad nemikonam vali ta tarife ma az hejab chi bashe, hejab o arzeshi midunam ke hadeaghal savaye bahse din o farmudeye khodavand dar in jame'eye feli ehterame bishtari baraye yek khanum hamrahe khodesh dare, man in matlab ro barha daram mibinam. vali be rasti hejab yek chadore meshki nist va labate shaksan ba koli movafegham ke dokhtar bacheha bayad azad bashan hadeaghal ta un seni ke eslam taklif karde ke hata man ba un sen ham moshkel daram , ba nazare man yek dokhtar bacheye 9 sale momkene kheili chizha ro dar in sen dark nakone va faghat donbale kudakish bashae momken ham hast dark kone . in bastegi be khanevade va ejtema dare va be nazare man nemishe ghatii goft ke hame chiz dar in sen bar yek dokhtar bache vajeb mishe. be aghideye man doroste ke khanevade bayad dar morede hejab agahi bede chon man hejab o baraye yek khanum bad nemidunam vali bayad azadi ham bashe na inke meslein bache az bachegi in jur lebas ha ro behesh bepooshunan ke yad begire injur bashe un khodesh bayad azad bashe ba fekr in kar o anjam bede va kolan in masale bayad dar kole jamee hokmfarma bashe va har kas ke khodesh tasmim begire va baraye un chizi ke mikhad bedast biare talash kone mosalaman rahat nemizare az dast ham bede. tafakor raje be har chizi lazeme va kamelan dar din va ghoran be in amre mohem barha eshare shode.
motshakeram.
Lisham 12 years ago
حجاب چهره‌ي جان مي‌شود غبار تنم
خوشا دمي كه از آن چهره پرده برفكنم
Koli. 12 years ago
باورم نمی شه این عکس ها بدون اجازه ی مریم اینجا گذاشته شده و شاهد بودم که چه قدر باعث ناراحتی اون شد. امیدوارم سریع تر این عکس ها رو پاک کنید
admin
Hamed Saber Posted 12 years ago. Edited by Hamed Saber (admin) 11 years ago
@Maryam A: حق كاملاً با شماست، من هنوز كامنت بقيه رو نخوندم، فقط كامنت آخر كولي رو خوندم و بلافاصله كامنت شما رو و كلي هم شرمنده شدم. راستش فكرش رو نمي‌كردم ناراحتتون كرده باشم. به هر حال از ته دل عذر مي‌خوام. الساعه تمام تصاوير مربوط به شما رو حذف مي‌كنم، اميدوارم جسارت من رو ببخشيد.
Maryam A Posted 12 years ago. Edited by Maryam A (member) 12 years ago
Jenabe aghaye Saber:

khahesh mikonam.... doshmanetoon sharmande,
mamnoon az lotfetoon...

shado pirooz bashid
CurveTo 12 years ago
oh! che hame bahs! ..
man hameye comment ha ro nakhoodan.. vali Hamed jan dar morede nazaret dar morede pooshesh va inke nazar e olama eshtebah e bayad begam ke harchand nazaret vaghean kamelan ghabel e ta'ammol va zibast.. vali man baavaram nemishe ke in kasaii ke dars haye oloom e dini mikhoonan ta hala be in chiza fekr nakarde bashan, hatman baraye harf e khodeshoon dalil ii daran.. fek konam be hamin sadegi nashe harfeshoon o rad kard..

fekr mikonam baraye naboodan e hejab sharayet e jame'e (la'aghal alan) "Ye Joori" e..

ba in kamelan movafegh am ke bayad be "aghayed" e digaran ehteram gozash.. va ba in aslan movafegh nistam ke betor e kamelan mostaghim! dar morede aghayed e yenafar (Hejab e mrs.maryam) dar ye makan e public sohbat beshe .. mage khodeshoon moshkeli nadashte bashan (manzooram avvalin comment e Hadi e (mibakhshid hadi jan))
HORIZON 12 years ago
salam be hame

1-bayad begam ke ghasd nadaram varede bahse asliye besham, zira lobbe matlab dar mabahes ebraz shode, vali lazem midoonam ke begam nazaratam dar mourede hejab ba Hamed dar asas kamelan entebagh dareh.

2- kheyly az doostane azizam ke dar rabete ba hejab talvihan faryad va eslama sar dadehand, shayad bedanand ke az manzare haman gheraate diny ke hejab ro oonham dar hadde extreme khod ejbary midanad, be hich vajh mosalman shenakhte nemishavand.

amma morad az vared shodan dar in mobahese tarhe soalist ke zemne khandane ezharate doostanam barayam matrah shod va aan
inke Soudeh e aziz ma dar rabete ba akse dokhtarake koocheke ba ejab neveshte:
"We should not ignore that Tchador is a part of our culture and is not only a simbol of being moslem".
Soudeh claims that chador is a part of OUR culture.

the question is that: what's OUR........whom is it applied to ?
does "OUR" covers Kurds?
does "OUR" covers Turkomans?
does "OUR" covers Beluchi people?
does "OUR" covers Gilak people?
does "OUR" covers Ghashghaee or other Iranian Tribal people?
does "OUR" covers most of the people in villages, where the women are mostly just wearing colorful sacrfs?

and:
who is Iranian?
who is Muslem?
admin
Hamed Saber 12 years ago
سلام مجدد به همگي، و پوزش به علت ديركرد در پاسخ.
خوشبختانه ظاهراً بحث به صورت مفيدي داره پيش مي‌ره، و اميدوارم به همين شكل هم ادامه پيدا كنه يا ختم بشه.
اجازه بديد كمي مباحث مطرح شده رو طبقه بندي كنم تا خلط موضوع پيش نياد.

1. موضوع احترام به عقايد شخصي افراد، از جمله آزادي در انتخاب نحوه‌ي پوشش

2. وضعيت و شرايط حجاب در اسلام

3. نوع برخورد با كودكان راجع به پوشش

4. منبع و منشأ حجاب رايج امروزي در كشور


من خيلي علاقمندم كمي فرصت اضافي پيدا كنم تا مجدداً مفصل وارد بحث بشم. اما انگار نميشه. فعلاً در همين حد طبقه بندي از من بپذيريد و در اين چارچوب ادامه بديد تا ايشالا در اولين فرصت دوباره به كاروان ملحق شم.
Please! Don't Smile. Posted 12 years ago. Edited by Please! Don't Smile. (member) 12 years ago
من حیرانم از این که چرا این بحث باید این جا باشه. در یک سایت صرفن عکاسی .فکر کنم همه ی ماجرا از کامنت هادی فولادی عزیز که پر از ایراد ِ نگارشی و دستوری بود ، شروع شد.
باز هم نمی فهمم که چرا باید در مورد سوژه اونقدر نظر بدیم و کلیت عکس را فراموش کنیم؟ اصلن چرا همچین نظری باید در یک سایت عکاسی داده بشه؟ اون بعضی ها که هادی خان فرمودند کیان؟ خواهش می کنم این کلمات رو تعریف کنید تا همه بتونن بحث کنن. همه که دارای پیش زمینه ی مشترکی نیستند. دین ، حجاب ، ،اعتقاد ، حیا؟ اینا رو لطفن تعریف کنید. هادی عزیز شما که می گید بعضی ها -؟-حیا و اعتقادشون رو در هواپیما جا می دارن ( به فرض سقوط نکردن هواپیما در ایران ) آیا این اعتقاد و حیا رو بش رسیده بودند و جا گذاشتنید یا اینکه مجبور بودند؟

لازمه در همین اول هم از حامد صابر انتقاد بکنم و سوال کنم آیا این جا مکان این بحث هاست؟ هر چقدر هم که ادعا کنیم روشنفکریم این بحث ها فاصله ایجاد می کنه ، که کرده. من فکر کردم ما اومدیم این جا که در مورد نقطه مشترکمون یعنی عکس و هنر حرف بزنیم اما ... من واقعن نمی دونم که چرا باید محل یک بحث مذهبی اینجا باشه.اصلن زیبایی عکس در همینه . من برای عکسی که هادی فولادی از کعبه گذاشته کامنت گداشتم و خیلی ازش خوشم اومد . در حالی که بعدش از یه عکس نود و اروتیک خوشم اومد و برای اون هم کامنت گذاشتم و چه بسا از اون عکس بیشتر از عکس هادی خوشم اومد . عکس این مرزبندی ها رو نمی شناسه. شما مسئول هر فاصله ای هستید. من همه نظر ها را بار ها و بارها خوندم نمی شه این فاصله رو انکار کرد . کولی ، مریم ، شما ، ..یک باره دیگه بخونید
البته باید اعتراف کنم که بحث جذابیه.

همیشه برای خودم یک تئوری دارم که در 2 جا بیشتر بحث نکن. یک: در جایی که مطمئن باشی چیزی یاد می گیری دو : در جایی که امیدی به تغییر طرز فکر طرف بحث داشته باشی و در این جا گمان نمی کنم که هیچ یک از این دو باشه.
با کسی هم که در درستی حرفش و منبعش شک نداره بحث نمی کنم. انجا هم باز گمان نمی کنم که همچین چیزی وجود داشته باشه.ولی نمی دونم چرا می خوام اینجا بنویسم.
لازم به تاکید هم نیست که هر چیزی که پایین عکسو اسم من می آد نظر شخصیه منه.
همه ی مشکلات از جایی شروع می شه ( البته اگه مشکلی باشه ) که نگاه انتقادیمونو از تفکراتمون برداریم . من فقط در کامنت کیانا این نگاه انتقادی به دین ( در عین قبول داشتنش ) رو دیدم. باید این نگاه انتقادی را همواره داشته باشیم . و یا اگر از آتش جهنم و سنگ شده می ترسیم و معتقد باشیم دینمان هیچ نقصانی ندارد لااقل این نگاه انتقادی را به برداشت ها از دین داشته باشیم.
من مانده ام که چطور تکه ای مو باعث شهوت می شود. هر پدیده ای را باید در مکان و زمان خودش بررسی کرد . و برای دین هم همینطور . آقای فولادی اگر حجاب به سیاقی که شما فرمودید سفارش شده باشد ( که با جواب حامد فهمیدیم که نشده ) آیا الان هم باید به همان سیاق باشد. به نظر شما حجاب در صدر اسلام و حالا نباید فرقی داشته باشد . اگر معتقدید که فرقی ندارد بنابر این استدلال قاشق و چنگال هم حرام است.
اصلن چیزهایی هستند که باید با زمان تغییر کنند . اگر بحث زمان و مکان را در نظر نگیریم مشکلات عدیده ای برای دین به وجود می آید:
مثلن این که چرا الکل حرام است در صورتی که بزرگترین گند زدای موجود است؟ چرا خوک که می گوییم نجاست خوار و کثیف و برای سلامتی مضر است ، نجس است و دست زدن به آن حرام است در صورتی کلسترول یا ویروس اچ آی وی که کشنده هستند هیچ مشکل شرعی ندارند؟

چرا باید این همه در ظواهر غرق باشیم. امروز چیزی که من از دین می بینم فاجعه است. این نمایش های محرم و عاشورا را می بینید که بیشتر شبیه یک کارناوال است؟ یا این قرآن سر گرفتن ها؟ من نمی دانم دعای کمیل ، دعای کمیل است چرا ما باید بخوانیمش و ابوحمزه ی ثمالی؟ این همه که به ظواهر مشغولیم به باطن هم فکر می کنیم؟ به انسانیت انسان ها؟
آقای فولادی ، چه بیرحم سر بریدید و متاسفانه باید بگم که حرف شما تفتیش عقاید است. خدا ، دین در دل انسان هاست مگر نه اینکه باید به خدا اعتقاد قلبی داشت؟ مذهب ، جریانی است در درون انسانها و مسئله ی درونی است. آنقدر درونی که از گلو هم نباید بیرون زند .
در مورد عکس ِ سوده هم باید بگم که این بچه گمان نمی کنم حتا بتواند بخواند پس چطور ممکن است این لباس را انتخاب کرده باشد؟ چطور این سر بند برایش زیباست وقتی نمی تواند چیزی که رویش را نوشته بخواند؟ و اصولا چرا باید یک جسم سیاه که سبک هم نیست و نگهداریش آسان ، به نام چادر برایش جذاب باشد.پس موضوع انتخاب کردن دختر منتفی است . می دانیم که اجبار است و هر اجبار ، فاجعه ای در پی دارد.البته منظورم از اجبار کتک و ...نبود . این اجبار می تواند سیر چند ساله داشته باشد. قیافه ی پدر و مادر این دختر را تصور کنید که وقتی دختر می خواد با شلوارک به پارک برود ، اونوقت معنای اجبار هم در نظرتون می آد.
حامد، زردشتیان در زمان هخامنشیان هم بوده اند و در زمان زردشت چادر (ان هم نه به این شکل ) برای پوشش زنان سفارش و نه حکم می شده و سر منشا چادر از آن زمان است .
در مورد چادر و حجاب می خواستم نظری بدم که بیتشر مربوط به عکاسی است. چادر در تصاویر زیبایی بصری خاصی داره. یعنی نگاه رو در یک تصویر به سرعت از آن ِ خودش می کنه.
من هم موافقم با این که حجاب یک نوع لباس پوشیدن هست و لباس پوشیدن هم یک مساله ی شخصی اما باز هم نشان دهنده ی مذهب است. یعنی یک جور ترویج غیر مستقیم مذهب است و چه بهتر که اگر قرار باشد که ترویجی صورت گیرد دلی باشد و نه ظاهری.
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
mamzi 12 years ago
حامد جان ممنون از اینکه نظر من رو پرسیدی
من بعضی از نظرات بالا رو خوندم ولی راستش حوصله نداشتم همش رو بخونم
راستش نه وقت و حوصله ی بحث الکی دارم نه فکر می کنم تاثیری داره نه فکر میکنم جاش اینجاست
فقط دوست دارم یادآوری کنم اینجا یک سایت عکاسی هستش. خیلی خوبه اگر یه محملی بشه برای اینکه تمرین کنیم روی اصل یک موضوع تمرکز کنیم و وقتی داریم راجع به یک موضوع بحث میکنیم (که اینجا موضوع عکس و عکاسیه) به تفاوت های دیگرمون کاری نداشته باشیم
خلاصه به قول فرنگیا
Keep it in context
یا به قول خودمون
نزنین به صحرای کربلا
faral_4 12 years ago
سلام بحث های بالا حیلی جالب بود
البته منم همه اش را نخوندم.
فقط می تونم بگم اینجا چون حجاب اجباریه خیلی ها مثل من نمی دونن که حجاب چیز خوبی هست یا نه
(البته من اینجا حجاب رو به روسری و چادر محدود می کنم
من هیچ وقت نفهمیدم که بدون روسری بودن توی خیلبون توی محل کار توی مدرسه توی دانشگاه چجوریه
خوبیش چیه؟ بدیش چیه؟ مشکلش کجاست؟
ابهم گفتن و خوندم ولی خودم این مساله را لمس نکردم .
faral_4 12 years ago
جالبترین مبحث حجاب این قسمتش که آقایونبدون اینکه هیچ وقت بتونن زن بودن را تجربه کنند برای این مساءل نظر می دن و نتیجه گیری اخلاقی می کنن . این قسمتش ولقعا دیگه زور داره
Mehran Heidarzadeh Posted 12 years ago. Edited by Mehran Heidarzadeh (member) 12 years ago
بحث در مورد اینکه واقعا از لحاظ دینی یک مسلمان چه وظیفه‌ای در مورد حجاب داره کلی مقدمات علمی می‌خواد که فکر نمی‌کنم هیچ کدوممون داشته باشیم.
به درستی و نادرستی حجابی که الان توی جامعه‌ی ما به عنوان حجاب اسلامی مرسومه کاری ندارم. اما، این حجابه که الان توی جامعه‌ی ما نهادینه شده. بعضی هنجارها توی جامعه ایجاد می‌شن، و فقط به خاطر این که در طول زمان ادامه داشتن، با اینکه دیگه افراد زیادی هم بهشون اعتقادی ندارن، ادامه پیدا می‌کنن. حجاب هم الان اینجوریه.
به نظرم مهم اینه که:
اگه یه چیزی رو احساس می‌کنیم درسته، انجامش بدیم.
اگه خدا گفته نماز را به پا دارید،
اگه خدا گفته یه جور حجابی لازمه،
اگر خدا گفته دروغ نگید،
و مهم‌تر از همه، اگه خدا گفته ظلم نکنید،
چون خیلی خداست،
باید حرفش رو گوش داد‌!

حواسمون باشه که از یه چیزایی نباید کوتاه بیایم.


این متن مربوط به فصل «سه او» از کتاب «من او»ی «امیرخانی»ه. نظرتون چیه؟

مریم! می‌خواستم چیزی بهت بگم. می‌دانی چی؟
مریم ابروهای به هم پیوسته‌اش را به نشانه‌ی «نه» بالا انداخت.
-می‌خواهم از خودت، به خودت، گله‌گی بکنم! چغلیِ خودت را به خودت... پاری وقت‌ها دوست دارم بنشینم باهات اختلات کنم... راجع به... آن هم تو این دوره زمانه ... راجع به صبح... راجع به پوشش و چادر و لچک و روسری...
-آهان! صبح... من گرمم شده بود...
مریم سرش را پایین انداخت. باب‌جون پرسید:
تو برای چی رو می‌گیری؟
-خب برای این‌که نامحرم نبیندم... قبول! کریم هم نامحرم است. اما... باب‌جون گل از گلش شکفت. انگار چیزی کشف کرده بود. دستِ مریم را در دست گرفت:
هان، بارک الله! اشتباهت همین جاست. رو گرفتن برای فرار از نامحرم نیست. والا من هم می‌دانم ، نامحرم که لولو نیست، جخ پاری وقت‌ها مثلِ همین کریم، اصلا خودیه...نه! رو گرفتن برای این است که خدا گفته. خدا هم مثلِ رفیقِ آدمه. یک رفیق به آدم چیزی بگوید، لوطی‌گری می‌گوید بایستی انجام داد.
-این درست که خدا گفته، اما حکمتش همان است که گفتم، برای فرار از ...
باب‌جون حرفِ مریم را برید:
حکمتش را ول کن. این‌جایش به من و تو دخلی ندارد. وقتی رفیقِ آدم چیزی از آدم خواست، لطفش به این است که بی‌حکمت و بی‌پرس و جو بدهی. اگر حکمتش را بدانی که به خاطرِ حکمت داده‌ای، نه به خاطرِ لوطی‌گری. جخ آمدیم و حکمتش را نفهمیدی، آن‌وقت چه؟ انجام نمی‌دهی؟
درشکه‌چی کنارِ مدرسه‌ی ایران ایستاد. مریم خواست پیاده شود، اما مکثی کرد و برگشت. خم شد و گونه‌های باب‌جون را بوسید. باب‌جون هم گونه‌های سرخِ او را بوسید. چشمانِ هر دو نم‌ناک بود.
aromma 12 years ago
salam be hameye doostan
az aghaye saber vaghean mamnoon hamchenin az aghaye fooladi,ke ba mostanadat harfeshono zadan,,,
man dalili mesle dalayeli ke shoma ovordid nadaram
ama be onvane yek dokhtar shayad nazary dashte basham,,,

oon chizi ke moheme,hejab nist,effate,
chador,be har manayy mitone hejab bashe,ama toye hamin jameye khodemoon,ke aksare khanooma AZA DARAN,agar khanoomi ba hejabe kamel,ama ba chadore sefid,ya ghemez,biad biroon az khoone,mishe tomeye hamoon havas bazayy ke vaseye farare azashoon bayad chador be sar kard,,,
midonam ke ahaliye ye roostaye ghadimi,meskio ro haram midonan,hameye khanoomaye in rosta chadore sefid be sar mikonan,
mosalmoonaye dige toye keshvarayy mesle lobnan,ba hejabe rangini hazer mishan ke ham zibast va ham hejabe,,,
effat va haya,moheme,na oon manayy az hejab ke ma emrooz estefade mikonim,
chon nemitonim be zan be onvane yek mojode azad negah konim,ke agar posheshi ezafe tar dare bekhatere azadiye bishtareshe,,,
man shakhsan vaghty arayesh mikonam,ya moham ziad biroone rahat nistam,ama vaghtyam chador saram mikonam khodam nistam,,,
masaleye digeyy ke hast,hejab toye adyane digast,,,
hazrate maryam,hejab dashte,ama hejabe sefid,hejabe ziba,hejabi ke be zibaiish masomiat midade...behtarin dostane man yek zano shohare almani hastan,ke besiar motaghedan be khoda,man hejabo metnato toye onha ham didam,toye har do,
ye negahi be jameye khodemoon bendazid,
toye daneshgah,toye khoyaboon,hame jao hame ja,ye azadie bi hado hasry vaseye aghayoon hast,tory ke midonan aavaaz bekhoonan,har rangi mikhan beposhan,va har jayye ke doost daran beistano aks begiran,
ama man chi?
eterazi nadaram
chon
AZ MAST KE BAR MAST!
....
HORIZON 12 years ago
kefayat e mozakerat o bahs?
Mojtaba ShadmanRad 12 years ago
مكان: گلزار شهداي بهشت زهرا، نزديك به مقبرة شهداي كعبه، شهيد پلارك
زمان: هميشه
بهترين زمان: سحرها، قبل از اذان صبح
admin
Hamed Saber 12 years ago
براي اينكه از محور بحث فاصله‌ي زيادي نگيريم، من دو تا پست مجزا مي‌ذارم، اولي راجع به حواشي و دومي مستقيماً راجع به موضوع.

اول از همه ممنون از همه‌ي دوستاني كه به نحوي وارد بحث شدند و اظهار نظر كردند.
دوم، گله از دوستاني كه اصل بحث رو به دلايل مختلف تخطئه كردند. قطعاً ورود به اين بحث براي هيچ كسي اجباري نبوده كه دوستان بخوان از وجودش گلايه كنن. اين اخلاق هم يه جورايي عدم توانايي همزيستي رو نشون ميده.
سوم، بسيار دلخور و ناراحت شدم از روش ورود به بحث دوستمون خشايار كه كاملاً زننده و غير محترمانه و به دور از شأن يك بحث دوستانه بود.
خشايار جان، ايراد نگارشي و دستوري به تو چه دخلي داره؟ آيا ما توي اين بحث قصد كوبيدن كسي رو داريم؟ آيا اگر نظرمون موافق ديگران نيست حق داريم بهشون توهين كنيم؟ آيا توهين فقط استفاده از كلمات ركيكه؟ آيا همين كه صفت عزيز رو ته اسم كسي گذاشتيم، ديگه هرچه دم دستمون اومد مجازيم بهش بگيم؟
خشايار! اصلاً از تو توقع نداشتم. اگر به جاي هادي فولادي بودم، نمي‌دونم چقدر از دستت ناراحت مي‌شدم. به نظر من يك عذرخواهي مي‌تونه ثابت كنه كه تو هنوز همون خشايار روشنفكر قديمي كه دلش نمي‌خواد كسي رو بيهوده يا باهوده برنجونه.

شايد من اشتباه كردم كه در ابتداي گشايش بحث، مقدمه‌اي نياوردم كه قصدم از اينكه اين مقدار وقت مي‌ذارم چيه.
راستش همون جور كه فرشته گفت، در كشور ما مرسوم شده كه آقايون براي خانم‌ها تعيين تكليف مي‌كنند.
قصد من از پيش كشيدن اين بحث، بيشتر دو موضوع بود، اول نظر ساير دوستان - پسر يا دختر - رو راجع به قايل بودن آزادي يا عدم آزادي ديگران در انتخاب پوشش بدونم، كه خوشبختانه در اين مورد تقريباً همه هم نظر هستيم.
هدف دومم، اعلام نظريات واقعي اسلام با توجه به مطالعاتم در باب حجاب بانوان بود، تا هم خانم‌هايي كه قصد دارن در حيطه‌ي دستورات ديني زندگي كنن و ظاهر مؤمنانه‌اي داشته باشن تكليف خودشون رو بدونن، و هم آقايوني كه به دلايل مختلف مثل حسد، تعصب، غيرت مسخره‌ي به اصطلاح مردانه، مرض يا شايد هم جهل به دنبال تحديد آزادي‌هاي خانم‌ها هستن، كمي با حد و حدود خودشون آشنا بشن.
پس شايد بشه گفت بخش‌هاي ديني گفته‌هاي من، عملاً فقط به درد كساني مي‌خوره كه يا اعتقادات ديني دارن، يا به مباحث مربوطه علاقه‌دارن، حالا چه علاقه براي نقد، چه علاقه براي دفاع. و قطعاً از سايرين تمنا نشده تا عدم علاقه‌ي خودشون به اين شكل بحث رو اعلام كنن.
متأسفانه با توجه به مشغوليات شديد كار و زندگي، نمي‌رسم اين بحث رو به طور كامل و مرتب دنبال كنم و در اون شركت كنم. براي همين با عرض معذرت از سايرين، ديگه راجع به حجاب دختر بچه صحبت نمي‌كنم. هر چند تقريباً نظر همه‌ي دوستان رو در اون مورد قبول دارم.
من جداً از شيوه‌ي ورود به بحث زهره (كولي) لذت بردم. اول با صداي بلند اعلام كرده كه هيچ وقت هيچ عقيده‌اي نداشته، و بعد با حفظ احترام ساير شركت كنندگان در بحث، نظراتش رو بيان كرده.
با رضا و تعريف قشنگش هم موافقم. البته رضا جان، متأسفانه به نظر من اين تعريف هيچ گونه كمكي به بحث نمي‌كنه. اگر يه آدم به بهشت و جهنم اعتقاد داشته باشه، اگر بدونه كاري رو كه انجام مي‌ده (يا نمي‌ده) نتيجش عذاب خواهد بود، خوب طبيعيه كه طبق تعريف تو گناه محسوب مي‌شه. و با اين اوصاف تازه ميايم سر خط، كه حالا خدا چي خواسته و ديگران چي به اين خواسته اضافه كردن!
خدمت هانيه عزيز هم عرض مي‌كنم كه ايشالا در پست بلافاصله بعد از اين، كمي بيشتر به نظرات اصيل ديني مي‌پردازم.
با آرش بهشادپور و حرفش راجع به حجاب زوري هم موافقم. حتا اگر قبول كنيم كه اين شكل پوشش مرسوم، مورد خواست شارع دين ماست، باز اجبار كردن اون قطعاً اشتباهي بيش نبوده، كه نتيجه‌ي اين اجبار هم به قول هادي همون در آوردنش توي هواپيما شده.
در مورد عرق ملي و مذهبي هم، يكي از دوستانمون در فليكر، يك ايميل خصوصي به من زد و حرف‌هاي جالبي زد.
(راستي من نمي‌فهمم چرا اين همه ايميل خصوصي براي من زدند اين دخترها، و نظراتشون رو به جاي اينكه در جمع مطرح كنند، براي من فرستادند! خوب من از همه خواهش كردم كه همين حرفي كه براي من نوشتند رو در بحث عمومي هم مطرح كنند، كه به جز دو نفر بقيه نكردند! شايد علت اين موضوع هم جو نامناسب اخلاقي جامعه ماست. شايد!)
به هر حال، اين خانم به من گفت كه اعتقادات ديني نداره، هيچ وقت نماز نمي‌خونه، مشروب جزو برنامه‌ي هميشگيشه و ...
اما گفت گاهي روسري سر مي‌كنه. چون دلش مي‌خواد پز بده كه ايرانيه، و مسلمون! من شخصاً درك نمي‌كنم اين دختر خوب رو، اما اينجا حرفاشو آوردم تا ديگران هم بخونند و با طيف گسترده‌ي نظريات راجع به حجاب آشنا بشن.
راجع به ماجراي سن تكليف دختران كه كيانا به اون اشاره كرد، چون خيلي از اصل بحث به دوره، فقط اشاره مي‌كنم به اينكه اين سن طبق تحقيقات اخير كارشناسان ديني به شرايط آب و هوايي بستگي شديد داره، و در شرايط اقليمي ايران چيزي بين 13 تا 16 تخمين زده شده، كه در كمال خوشحالي (و البته تعجب) يكي از مراجع تقليد (آقاي صانعي) اين موضوع رو در رساله‌ي خودشون متذكر شدن.

درباره‌ي حرفهاي حسين )كرو تو) راجع به اين كه چرا علما حرفاشون در راستاي حرفهاي من نيست، بايد نكاتي رو عرض كنم.
اول از همه، به قول استاد نازنينم آقاي دكتر كديور «هم رجال و نحن رجال». اينكه علماي ديني در دوران گذشته بر اساس قرآن و سنت حرف‌هايي زدند و نتايجي گرفتند به اين معنا نيست كه ما حق نداريم مجدداً مقدمات مورد استفاده‌ي اونها رو مرور كنيم و نتايج جديدي بگيريم.
دوم اينكه در ميان علماي ديني كم نيستند كساني كه حرف‌هايي كه من راجع به حجاب نوشتم رو مي‌زنند. حسين جان، شايد برات جالب باشه بدوني در يكي از تفاسير قرآن (نمي‌دونم كدوم تفسير، چون علامه طباطبايي فقط گفته يكي از مفسرين) حتا استنباطش از اين آيات، پوشيدن عورات هم نبوده، و گفته حفظ فرج به معناي پاكدامني از زنا است و نه پوشش از نگاه!
اين كه شما (و تا چند سال پيش خود من) تصور مي‌كنيم نظر علما چيز ديگري است، به اين علت است كه علماي ديني به دو گروه حكومتي و غير حكومتي تقسيم شده‌اند. هر آخوندي كه مجيز دولت و رهبران مملكتي را بگويد، حق سخنراني و چاپ كتاب و رساله عمليه و هزار كوفت و زهرمار ديگر را دارد، اما اگر خلاف نظرات ايشان نظري داشته باشد، بايد كنج خانه بماند و بپوسد. اگر مي‌بيني هر چه امروز مي‌خواني و مي‌شنوي، دم از يك نوع حجاب مي‌زند، چون هر كسي نظر ديگري داشته باشد، اجازه يا جرأت ابراز آن را نخواهد داشت.
يك مثال كوچيك شايد كمك كنه.
هيچ مي‌دونستي از نظر علماي اصلي مذهب شيعه (منظورم افرادي چون شيخ صدوق و شيخ مفيده)، گفتن «اشهد ان عليا ولي الله» در اذان و اقامه اشكال شرعي داشته، و مثلاً شيخ صدوق براي تشخيص مفوضه يكي از مواردي كه ذكر مي‌كنه، گفتن همين عبارت در اذانه؟ (مفوضه در قرن چهارم هجري كساني بودند كه قايل به تفويض اختيار عالم به ائمه اطهار بودمد، و از طرف علماي عظام شيعه به عنوان مشرك محسوب مي‌شدند). حالا در كتاب درسي ما و در تصورات جامعه‌ي ما، همين نشانه‌ي تفويض و شرك، تبديل شده به جزء لاينفك دينداري روزمره!

آقاي رهبر (هورايزن) به نكته‌ي ظريفي اشاره كردند، و اون تنوع فرهنگي ماست. نكته‌اي كه حتا خيلي از علماي حكومتي هم نتونستند از پس اون با زور چماق بر بيان. اين كه در ترجمه‌ي خمار از حجاب زنان گيلك ياد كردم، به اين علت بود كه با وجود تصريح قرآن، مي‌بينيم حجاب اونها دقيقاً مخالف اين نص ديده ميشه! و جالبتر اينكه برخي علمايي كه كمي به خودشون جرأت دادند تا براساس زمان و مكان احكام فقهي رو بازنگري كنند، اين حجاب رو در اون منطقه كافي دونستند، حال اونكه در ساير نقاط كافي ندونستن. (اين حكم مربوط به آقاي خميني ميشه). البته به نظر شخص من اين خودش جاي تقدير داره، اما خانه از پايبست ويران است!

خشايار در موضع گيري نسبتاً تندش كه قبلا هم اشاره شد، حرف از ايجاد فاصله زده.
راستش توي يك بحث، اگر شركت كنندگان روي نظرات اوليه خودشون تعصب كور داشته باشند، اون‌وقت حق با توه. اما من اينجا نمي‌بينم كسي رو كه با چوب وارد بحث شده باشه. از مهمترين نتايج اين بحث‌ها، رفع سوء تفاهم‌هاست. من مسلمونم و سعي مي‌كنم تمام تكاليف دينيم رو به بهترين شكل انجام بدم. حتا شروع اين بحث و اعلام اينكه حجاب امروزي غلطه رو هم از تكاليف دينيم مي‌دونستم و مي‌دونم.
يكي ديگه هم اصلاً ممكنه حتا خدا رو به خدايي قبول نداشته باشه. وقتي اينجا حرف از احترام متقابل مي‌زنيم، و وقتي اخلاق رو منشاء سعادت مي‌بينيم، كلي از فاصله‌ها برداشته مي‌شه. مي‌فهميم كه سواي اعتقاداتمون، چقدر مثل هم فكر مي‌كنيم و مثل هم به زندگي نگاه مي‌كنيم.
پس به نظرم در مورد اون دو جايي كه براي ورود به بحث مناسب مي‌دوني، جاي سومي رو هم اضافه كن: جايي كه به روشن كردن مواضع خودم و شنيدن مواضع روشن شده‌ي ديگران، به مشتركات جديدي برسم.
در مورد شرايط زماني براي حجاب صد در صد با تو موافقم. اگر عمري بود، در اين زمينه مفصل‌تر و با تكيه بر استنادات ديني بيشتر صحبت خواهم كرد.
بذار يه چيزي در مورد مثال الكل و خوك به كلسترول و ايدز بگم. مثالت قشنگه، و من هم خيلي از مثالهاي مشابه استفاده مي‌كنم، اما شايد بهتر باشه همون‌طور كه مضرات كلسترول و اچ.آي.وي براي همع روشنه، از يه عنوان ديني استفاده كني كه به مثالت كمك كرده باشه.
اگه به رساله‌ي عمليه‌ي مسخره‌ي مشهور بين علماي امروزي رجوع كني، احكامي پيدا مي‌كني كه اقلاً دويست ساله از تاريخ انقضاشون گذشته. مثلاً در فصل نجاسات، در كنار خون و ادرار و اين طور چيزها، «عرق شتر نجاست خوار» هم هست! من هميشه اين را با فلز راديواكتيو مقايسه مي‌كردم، كه چرا اين چيز بي‌ربط نجس است و آن يكي نيست؟ مگه امروزه روز، هر آدم در طول عمرش چند بار شتر مي‌بينيد كه بخواهد به آن دست بزند و آن شتر عرق هم كرده باشد و تحقيق هم بكني تا متوجه شوي اين شتر نجاست هم خورده بوده؟!
اما خشايار عزيز، مذهب دروني و در دل به تنهايي نيست. لااقل خود مذهب ادعايي خلاف اين دارد.
راجع به چادر هم، من هيچ جا اشاره‌اي نكردم كه زردشت پيش از هخامنشيان بوده يا پس از آن! صرفاً بر اساس دانسته‌هام از اوستا، و اندك مطالعه‌ي تاريخي، مي‌دونم كه چادر در دين زردشت هم مثل اسلام وجود ذاتي نداشتي و به طور عرضي به صورت يك بدعت دراومده، و اينطور كه به خاطر ميارم اين بدعت توسط علماي ديني درباري عصر ساسانيان تثبيت و ترويج شده.
درباره‌ي قرآن سرگرفتن و نمايش‌هاي محرم با تو موافقم، چرا كه هيچ كدام لااقل به شكل امروزي با ذاتيات دين همخواني ندارند، و هر دو زاييده‌ي تفكرات افرادي چون من و شماست و نه سفارشات الهي يا حتا از سنن بزرگان دين.
اما درباره‌ي ادعيه‌ي كميل و ابوحمزه. خشايار! آيا تا به حال يك بار هم ترجمه‌ي اون‌ها رو خوندي؟ اگر خوندي و اين حرف رو مي‌زني، بايد مفصل‌تر راجع بهش با هم صحبت كنيم. اگر هم نخوندي، يا با دقت نخوندي، بهت توصيه مي‌كنم اين كار رو بكني. ابوحمزه رو نمي‌دونم، اما كميل رو سيدمهدي شجاعي ترجمه كرده، و ترجمه‌ي قابل قبولي هم هست.

مهران از كلي مقدمات علمي حرف زده كه فكر نمي‌كنه هيچ كدوم از ما داشته باشيم.
مهران عزيز، با توجه به اين‌كه هم من مي‌دونم تو وضعيت مقدمات علميت بد نيست، و هم تو نمي‌دوني من چه ميزان در اين مورد مطالعه دارم، شايد بهتر باشه به جاي كنايه آوردن از رمان‌هاي رضا اميرخاني، بحث رو به قول تو علمي‌ترش كنيم. من شديداً علاقمندم و براي مناظره اعلام آمادگي مي‌كنم.
راجع به «اگه خدا گفته، چون خيلي خداست، بايد حرفشو گوش داد» باهات بدجوري موافقم.
قصه‌ي پر غصه‌ي ما هم سر همين «اگه» شروع شده. يه سري آدم اين «اگه» رو چنان با تأكيد ميگن كه آدم ياد گرامر زبان فارسي و استعمال جملات استفهامي ميفته. اميدوارم تو با اين جنس تأكيد نگفته باشي.

مريم عزيز به چه نكته‌ي زيبا و ظريفي اشاره كرده كه «نمي‌تونيم به زن به عنوان يك موجود آزاد نگاه كنيم، كه اگر پوششي اضافه‌تر داره به خاطر آزادي بيشترشه». در همايش دو سال گذشته‌ي آسيب‌شناسي ديني كه به همت نهاد رهبري در دانشگاه‌ها برگزارشده بود، نظر چند جامعه‌شناس شناخته‌شده و سرشناس مطرح شد كه براي من بسيار جالب بود. اون‌ها (به طور جداگانه يا گروهي) طي چندين فقره پژوهش ميداني به اين نتيجه رسيده بودند كه در شهر تهران، اگر حجاب آزاد اعلام بشه، آمار زنان محجبه از وضعيت فعلي بالاتر خواهد رفت. البته پس از گذشت دوران گذار كوتاهي كه به علت خلأ ناشي از ابراز عقده‌هاي روحي پديد اومده بر اثر اين محدوديت پيش اومده.
در مورد حجاب در ساير اديان هم اگر عمري بود و فرصتي، و البته ابراز علاقه‌اي، به موقع خواهم نوشت.


همونطور كه كيانا گفت، خواسته يا ناخواسته، حجاب در عرف جامعه‌ي امروزي ما تا حدودي با عفت هم معنا شده، و با خودش احترام به همراه داره. دوستي داشتم كه عادت داشت مانتوي چرم براق مي‌پوشيد. دختري كاملاً محجوب بود، اما به صرف اين انتخاب پوشش، تقريباً هميشه تو خيابون مورد تعرض لفظي كثافت‌هاي خيابوني قرار مي‌گرفت. يه بار باهاش صحبت كردم و بهش گفتم كه درسته كه تو آزادي هر چي دلت مي‌خواد بپوشي، اما با اين انتخاب غلط توي اين جامعه‌ي بيمار، به جاي استفاده از آزاديت، داري عملاً اون رو خدشه‌دار مي‌كني!
موضوع عرف در حجاب كاملاً جديه.
به قول حسين براي نبودن حجاب، شرايط جامعه يه جوريه. البته من معتقدم اگر نه پوشيدن حجاب اجباري باشه، و نه نپوشيدن اون (به سبك رضاخاني)، اون وقت شرايط جامعه هم كم كم براي پذيرش عقايد مختلف مهيا ميشه. اتفاقي كه الان در بيروت افتاده، و شيعه و سني و مسيحي دارن با مسالمت در كنار هم زندگي مي‌كنن. دو تا دوست و همكلاسي، يكي تو خيابون با مايوي دو تيكه قدم مي‌زنه و ديگري به مانتو و يك روسري كيپ.
من خودم متأسفانه تا به حال به مكه مشرف نشدم. اما سميه (همسرم) اين توفيق رو داشته. سميه مي‌گه وقتي تو خيابون‌هاي مدينه راه مي‌ري و نگاه سنگين و حيض مردهاي عرب داره روت سنگيني مي‌كنه، حتا ممكنه به فكر پوشاندن صورتت هم بيفتي. هر چند خيلي گرمه، اما تحمل اون نگاه‌ها آسون‌تر از تحمل گرما نيست.
در حالي كه همين سميه، وقتي به همراه خانواده در كانادا زندگي مي‌كرده، دوستي داشتند كه با چادر مشكي از خونه بيرون مي‌رفته. نظر سميه اين بود كه اگر اين دوستشون با تي‌شرت و شلوارك در اون سرزمين از خونه بيرون مي‌رفت، كمتر جلب نظر مي‌كرد.
دوستان خوبم، خانم‌هاي عزيز ايراني، اين قصه‌ي عرف جامعه شوخي نيست. اون رو به بازي نگيريد، نمي‌تونيد به اين سادگي‌ها هم عوضش كنيد. درسته كه من دارم با تمام هم و غمم تلاش مي‌كنم ثابت كنم همه‌ي اين پوشش‌ها و حجاب‌هاي رايج اجباري من‌ردآوردي هستن و ربطي به اسلام ندارن، اما براي زندگي آسوده در اين جامعه، بايد به قواعدش تا حدودي احترام بذاريم و هنجار شكني نكنيم.

مجتبي هم كه زده به صحراي كربلا. روشي قديمي براي فرار از مباحث منطقي، با توسل به احساسات.
مجتبي خان، بيا تو گود. هر كي تو رو نشناسه، من كه اينقدر مي‌شناسم كه حريف قدري هستي. چرا اينجوري آخه؟

فكر نمي‌كردم حواشي اينقدر وقت‌گير باشه. ان‌شاء‌الله حرفهام راجع به اصل موضوع رو در اولين فرصت آينده اضافه مي‌كنم
Please! Don't Smile. Posted 12 years ago. Edited by Please! Don't Smile. (member) 12 years ago
سلام به همه ی دوستان
من نظرم رو در باره ی این بحث دادم. اما لازم دونستم پاسخی به حامد صابر ( ترسیدم بگو حامد صابر عزیز!) بدم. چون گویا من متهم ردیف اول هستم. شاید هم حامد برای پایدار بودن رابطش با هادی من رو قربانی کرده ( شوخی بود)
حامد خان من نوشته ام رو یک بار دیگه خوندم و چیز ِ توهین آمیزی توش پیدا نکردم . آیا اگر بگم نوشته شما پر از ایراد دستوری و نگارشی بوده ، توهین کردم؟ آیا واقعن ایراد نگارشی داشته یا نداشته؟ اگر داشته ، پس گوشزد آن توهین نمی شود و اگر هم نداشته که خدا من رو نبخشه که به کسی تهمت زدم.این همون بحث تعارفات است. ممکنه همه ی شما این ایراد را دیده باشید ، اما من دیدم و این دیدن رو ابراز کردم. کجای این حرکت توهین است؟
و آیا این که این مسئله به من ربط دارد یا نه؟
من بعید می دونم که به من ربط نداشته باشه. من خواننده ی این مطلب هستم پس چطور می تونه به من ربط نداشته باشه؟ در انتقاد های مرسوم هم می بینیم که ابتدا اگر نقدی بر ظواهر امر هست ، بیان می شه.
حامد خان خود ِ شما در کانتکت لیستتون چند تا دوست دارید که خانم ، خارج از ایران و بدون حجاب باشند؟ مطمئنن کم نیستند . آیا اظهار نظر هادی توهین به اون ها نیست؟ آیا ایشون نباید از کسی با کسانی عذر خواهی کنند؟
من وکیل و وصی اونها نیستم ولی می گم اگر کسی هم باید عذر خواهی کنه اون آقای فولادی است.
اونقدر آدم صریحی هستم که نخوام قسم بخورم ، من واقعن قصد ناراحت کردن و توهین کردن به کسی رو ونداشتم . خیلی دوست داشتم اینجا نبود و هادی و خیلی های دیگه با لبخند به عکس هام نگاه کنند . شاید ایراد از من باشه و زبان من. خیلی برچسب ها به من زده شده و خیلی ها با این که نمی گن از دست من ناراحتن. به هر حال من این زبان را حداقل در این جا ، در فلیکر، از حلقومم می کشم بیرون. دیگه نه انتقاد خواهم کرد و نه چیز دیگه ای. اینجوری هم خودم راحت ترم و هم این که دوستانی که دارم از خودم نمی رنجونم. هم این که به اظهار فضل کردن و عصبانی بودن و پرخشاگری و نداشتن روحیه ی جمعی و بی ادب بودن متهم نمی شم.

از هادی فولادی هم صمیمانه عذر می خوام . واقعن قصد ناراحت کردنش رو نداشتم . از حامد صابر عزیز هم همینطور .
به هر حال به قول حامد و
رضا محسنی

ی ، بنده جوونم! ببخشید.

در مورد زردشت و حجاب.... ولش کن.

شاد باشید.
admin
Hamed Saber 12 years ago
دوست عزيز و نازنين و زودرنجم، خشايار!
گفتم روش ورودت به بحث نادرست بود، كه سر حرفم هم ايستادم. چون قبل از اينكه به طور علمي و منطقي بخواي حرفاي كسي رو كه باهاش مخالفي نقد كني، بهش تيكه انداختي.
خوش‌بختانه اونقدر باهوش هستي كه عمق منظورم رو درك كني.
اگر با هادي هم به اندازه‌ي تو صميمي بودم، مطمئن باش به همين تندي ازش مي‌خواستم از خيليا عذرخواهي كنه.
و از اينكه خلق خوشت رو نشون دادي هم ممنون
Oktie 12 years ago
جناب صابر خواستم بگم که از اين بحث و نظرات جنابعالي به خصوص خيلي لذت بردم
من هميشه با حجاب رايج در ايران مشکل داشتم و چون شديدا به اصول ديني اعتقاد دارم دوست داشتم بدونم که ديدگاه واقعي اسلام راجع به حجاب چيه. ضمنا در محيطي نبوده و نيستم که کسي بتونه راهنماييم کنم و خودم هم هيچ وقت فرصت نکردم مطالعات مفصل مذهبي در اين مورد انجام بدم. تنها ورودي من در مورد مسائل مذهبي معلمين محترم مدارس و اساتيد دروس عمومي دانشگاه بودند که متاسفانه اکثرا افرادي شديدا متعصب هستند که بيشتر مذهب رو به عنوان خرافات ارائه ميکنند و نه بر پايه ي اصول عقلي و منطقي.و اگر کسي حجاب رو در نزد يکي از اين افراد زير سوال ببره، بر اون شخص مي تازن و حمله مي کنند و حرفهاي هميشگي...

من از وقتي به کانادا اومدم بيشتر مساله ي حجاب ايراني ها آزارم ميده
متاسفانه تمام خانم هاي محجبه و *** بد لباس *** در اينجا ايراني هستند
در عين حال عربهاي مسلموني ديدم که با وجود حجاب کامل و پوشيده، به نطر من از زيباترين و خوش لباسترين هنرپيشه ها و سوپر مدلهاي آمريکايي چيزي کم ندارند!

يک مساله اينه که همونطور که يکي ديگه از دوستان مطرح کرد خانمهاي محجبه در اينجا بيشتر از يک خانم بي حجاب با لباس ساده جلب توجه مي کنند و به نظر من خود رو منزوي مي کنند چون جامعه (شايد به به نطر من اينطور باشه که) به اونها بدبين هستش

مساله ي ديگه اينه که اگر اعتقاد به حجاب داريد داشته باشيد اما چرا به بدترين شکل، حداقل آراسته و پاکيزه باشيد که الگوي مناسبي براي طرز فکرتون باشيد
اين خودش بحث جداييه که چرا آدم بايد به خودش برسه!!! خيلي معتقدند که ظاهر انسان مهم نيست و باطن مهمه، ولي من معتقدم بد لباس و بد ظاهر رفتن در جامعه توهين به ديگران و ارزش ندادن به ديگرانه.

اين ويدئو رو حتما ديديد:
www.youtube.com/watch?v=-yJ9XE4zDYM
اين شخص رسما آقايون رو دعوت مي کنه که مثل خروس باشند! و ميگه
زنده باد خرووووووس
يعني مثل يک جانور باشيد! يعني اين روحاني عزيز متوجه زنندگي حرف خودش نميشه؟ چطور ميشه آدم در چنين جمعي بگه آقايون! از خروس، از يه حيوون ياد بگيريد!
چه تصوير قشنگي از اسلام
CurveTo 12 years ago
Salam,
@Hamed: man ta hala be in masaleye hejab va ba in tarzi ke tooye jame' ey ma peyade mishe fekr nakarde boodam.. shayad vaghtesh o nadashtam ya .. nemidoonam. dar har soorat fekr mikonam dalilesh in boode ke hichvaght majboor naboodam chador/roosari sar konam.
vali khob bayad bishtar fekr konam va in bahs ham bahaneye khoobi shod..
merC
Mojtaba ShadmanRad Posted 12 years ago. Edited by Mojtaba ShadmanRad (member) 12 years ago
سلام،
اين حامد صابر خوب بلده كسي رو به بحث بكشونه!
بحث راجع به حجاب به طور مستقل از بقيه مسائل دين راحت نيست. نظر شخصي خودم در مورد پذيرش اون همان اطاعت از دستور خداست، به خاطر اينكه صلاح و خير آفريدة خودش رو خيلي بهتر از هر كسي مي دونه و به اسرار و راز و رمزي كه در خلقت اون نهفته است بيشتر از هر كس ديگري اطلاع داره. بنابراين اگه از اون خواسته كه حجاب كنه، اين افتخاريست كه انسان اون رو بپذيره و بدون چون و چرا اون رو قبول كنه، ولي با تفكر و رجوع به بقية مسائل دين اسلام و با توجه به مقتضيات زمان و مكان (و براي اون ها كه به امامت معصوم اعتقاد دارند، با تفسيري كه امام زمان براي حجاب اون زمان داره)، شكل صحيحي از اون رو براي خود انتخاب كنه.
قدم اول از صحبت، اعتقاد به خداست. در طول تاريخ كساني كه محوريت خدا رو قبول نداشتند، خودشون براي انسان قوانين و مقرراتي وضع كردند كه بتونند اجتماعي زندگي كنند و معمولاً چون اين قوانين بدون در نظر گرفتن تمام پيچيدگي ها و ظرافت هاي انسان ها و حتي گاهي به خاطر منافع گروهي و شخصي بنا شده اند، هميشه دوام نداشته اند و به مرور شكسته شدند. آنهايي كه ماندگار شده اند، همان اديان الهي هستند كه از ذات پاك يكتاي هستي سرچشمه گرفته اند و با در نظر داشتن سرشت و حقيقت انساني، احكامي را بنا نهاده اند كه گذر زمان نياز انسان رو به آن بيشتر هم كرده.
پس از رسيدن به وجود خدا و اعتقاد يافتن به اون، انسان تشنة شنيدن از او ميشه. براش اهميت پيدا مي كنه كه حالا وقتي دستي بزرگ و مهربان اين همه رو آفريده، آسمان و ستاره هاي دست نيافتني، دريا و كوه بيابان و ابر و باد و درخت و گل و همه و همه با حكمت او خلق شده اند و من انسان هم در اين ميان وجود دارم و نظاره گر همة اين بيكرانم، حالا تكليف چيه؟! بايد حالا كه هستم چه كار بكنم.
براي همة ما اين سوؤال هميشه تو ذهنمون بوده كه:
به كجا آمده ام؟ آمدنم بحر چه بود؟ --------- به كجا مي روم و رفتن من بحر چيست؟
و يا اين بيت خاضعانة حافظ كه:
عيان نشد كه چرا آمدم؟ كجا بودم؟ ------------- دريغ و درد كه غافل ز كار خويشتنم.
وقتي كار به اينجا مي رسه، انسان به خضوع و تسليم مي رسه و از خالق هستي مي خواد كه جواب سووالاتش رو بگيره. وقتي به اين اعتقاد رسيد كه خدا يكيست، مي دونه كه خداي مسيح و يهود و ابراهيم و محمد تفاوتي ندارند و اگه كلامي از عالم الوهيت به هر كدام از پيام آورانش نازل شده، براي او بس عزيز و گرانقدره. همين موضوعه كه باعث ميشه انسان مومن، تمام اديان رو قبول كنه و براي اون احترام و ارزش قايل بشه و دنباله رو مسيري باشه كه خدا در طول زمان به بشر عرضه كرده.
قرآن به عنوان معجزة پيامبر اسلام و ارزشمندترين مجموعة نازل شده به انسان از طرف پرورگار، هنوز هم معجزه است و همة انسان ها به راحتي مي تونن اون رو داشته باشند، بخونن و به اون فكر كنند. بيش از حد در دسترس بودن اون باعث شده كه بعضي ها قدر و ارزش اون رو ندونند و حتي در طول عمري كه هزاران كار بيهوده و بي حاصلي آدم ها در طول اون مي كنند، يك بار اين كتاب رو از ابتدا تا به انتها مرور نكنند و كمي به آيات و كلمات اون عميق نشند.
اسلام مبنا رو بر چند اصل بنا كرده كه در طول زمان ثابتند و تغيير نمي كنند. اين اصول توحيد، نبوت، معاد، عدل و امامتند و پذيرفتن اسلام با پذيرفتن اين اصول بر انسان آغاز ميشه. فروع دين كه بحث حجاب هم جزء اونه، بر اساس اين اصول و با استفاده از آيات و روايات در گذر زمان و مكان تبيين و تفسير ميشه. كاملترين تفسير از آيات و سنت حضرت محمد، تفسيريست كه بدون غرض ورزي و منفعت شخصي و با شناخت صحيح از زمان و اجتماع انجام ميشه و همان تفسيريست كه امام هر زمان (كه در حال حاضر حضرت مهدي است) از قرآن و سنت ارايه مي ده.
آيات وحي پس از نزول علاوه بر كتابت توسط كُتاب، توسط تعداد زيادي از مسلمانها حفظ مي شده. ولي شرح نزول آيات در تنها چند نسخه نوشته شده كه متأسفانه عمدة اون در همان سالهاي پس از فوت پيغمبر توسط عده اي از بين رفته.
پيغمبر جامعة اسلامي رو بصورت يكجا درست نمي كنه، بلكه در طول زمان و با مقتضيات و شرايط هر دوره، دستورات و قوانين خاصي رو بر مبناي وحي و حكمت الهي بنيان مي ذاره و بصورت تدريجي آداب و رسوم غلط اعراب رو به شكلي صحيح تغيير مي ده. مثلاً در مورد مشروبات ابتدا در قرآن گفته ميشه كه اينها نفع دارند، ولي ضررشان بيشتر از نفع اونهاست. بعد از مدتي كه شرايط بيشتر فراهم شده، آيه تحريم مشروبات نازل مي شه و خوردن آن بر مسلمانها حرام ميشه. در مورد محارم هم در ابتدا اين موضوع در شروع اسلام مطرح نبوده، اما به مرور كه شرايط مهيا ميشه، آيات مربوط به آن نازل ميشه و ابتدا محارم مشخص ميشن كه آيه اون رو حامد گفت.
فعلاً تا اينجا رو گفتم، بايد در مورد پرستش و عبادت هم كمي بگم تا بشه در مورد حجاب بيشتر بگم. مطالب بالا بيشترش براي همه تكراريه، ولي خب لازم بود ابتدا مبناي صحبت رو مشخص كنم.
admin
Hamed Saber Posted 12 years ago. Edited by Hamed Saber (admin) 12 years ago
با حرفهاي مجتبي تا اينجا موافقم. ظاهراً بايد منتظر بخشهاي بعدي حرفهاش بمونيم.
اما فقط يه نكته راجع به شأن نزول اين آيه.، و اون اينكه مجتبي جان، استثنائً در مورد آيات 30 و 31 سوره نور، علماي شيعه و سني بر قول متواتري متفقند، كه چون ربط چنداني به بحث ما نداشت اون رو نگفتم. به هر تفسيري كه دم دست داري رجوع كن، تقريباً تمام تفاسير شيعه و سني كه من ديدم، ذيل تفسير اين آيات، شأن نزول حدوداً يكساني رو آورده بودند.
همونطور كه اكتاي عزيز به نوعي گفت، بايد مقوله‌ي حجاب سنتي رو از مقوله‌ي حيا منفك بدونيم.
يكي از خانم‌هاي فليكر كه لابد نمي‌خواست به طور عمومي وارد بحث بشه، به من ايميل زد و اون هم حرف‌هايي مشابه اكتاي داشت. مي‌گفت در ايران روسري داره چون اجبار جامعه‌ست، ولي در امريكا نداره، هرچند كاملاً با حيا و باوقار لباس مي‌پوشه.
گري از دوستان عزيزم در فليكر، كه يك مسيحي مؤمن است، يك بار اين سايت جالب را به من معرفي كرد:
www.beautifullymodest.com/
نگاهي به آن بياندازيد، ضرري ندارد، لااقل مي‌شود دريافت كه علاقه به پوششي كه منشأ احترام جامعه و نشانگر حيا (به معناي عرفي آن) باشد، مختص به زنان مسلمان نيست.
يك حرف بي‌ربط ديگر هم بزنم و به بحث اصلي برسم:
خشايار نازنين من رو مجبور كرد تا دوباره سراغ كتاب ‌ها و منابع تاريخي پارسي برم تا از حرفي كه راجع به چادر زدم اطمينان حاصل كنم، كه البته متوجه شدم متهم‌كردن علماي ديني زمان ساسانيان به بدعت چادر تهمتي بيش نبود كه به علت ضعف حافظه‌ي من و خلط دوران حكومت ساسانيان و اشكانيان روي داد. هر چند حرف خشايار هم راجع به دوران هخامنشيان نادرست بود.
در زمان زردشت زنان منزلتي عالي داشتند، با كمال آزادي و با روي باز و گشاده در ميان مردم آمد و شد مي‌كردند

ويل دورانت، تاريخ تمدن، چاپ اول ترجمه‌ي فارسي، جلد 12، ص 552
در حالي كه
زن در عصر اشكاني از حقوق خيلي كمتري برخوردار بوده است و زنان در امور اجتماعي دخالتي نداشته‌اند. زنان اشكاني نه تنها به پوشيدن چادر مجبور و از حضور در ملأ عام ممنوع بودند، بلكه حتا حق همسفره شدن با همسران خود را نيز نداشته‌اند.

حسن امين، زن در حقوق ساساني، انتشارات عطايي، چاپ دوم، ص 108
اجبار به پوشيدن چادر مربوط به زماني از تفكر است كه زن حتا حق همسفره شدن با همسرش را نداشته! اين جمله رو يكبار ديگه با خودتون مرور كنيد تا عمق فاجعه رو حس كنيد!

و اما برگرديم به بحث حجاب در اسلام.
با توجه به خواسته‌ي هانيه و چند پيغام خصوصي (كه هنوز دليل خصوصي بودن اون‌ها رو درك نمي‌كنم، و فكر كنم دليلش رو بعد از مرگ متوجه بشم!)، اندكي مباحث نقلي رو ادامه مي‌دم، كمي هم نوشته‌هاي راجع به تفسير آيه 31 سوره‌ي نور رو واضح‌تر بيان مي‌كنم، و بعد وارد بحث عقلي مي‌شم.

در مورد نحوه‌ي پوشش زنان در صدر اسلام، موارد زير رو با ذكر منبع نقل مي‌كنم (لزومي ندارد اين گفته‌ها همگي عين حقيقت باشند. تاريخ است و انبوه غبار دروغ نشسته بر گرده‌ي نحيفش!):

پيمبر از پوشيدن جامه‌ي تنگ نهي كرده بود، اما بعضي عرب‌ها اين دستور را نديده مي‌گرفتند.
همه‌ي طبقات زيورهايي داشتند. زنان پيكر خود را به نيم‌تنه و كمربند براق و جامه‌ي گشاد و رنگارنگ مياراستند، موي خود را به زيبايي دسته مي‌كردند يا به دوطرف سر مي‌ريختند، يا به دسته‌هاي بافته به پشت سر مي‌آويختند، و گاهي اوقات با رشته‌هاي سياه ابريشم نمايش آن را بيشتر مي‌كردند، غالباً خود را به جواهر و گل مي‌آراستند.
...
عرب‌ها از دلفريبي زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته‌ي آن بودند و نفوذ طبيعي وي را با ترديد معمولي مردان درباره‌ي عفاف و فضيلت زن تلافي مي‌كردند، عمر به قوم خود مي‌گفت «با زنان مشورت كنيد و خلاف رأي ايشان رفتار كنيد». ولي به قرن اول هجري مسلمانان زنان را در حجاب نكرده بودند. مردان و زنان با يكديگر ملاقات مي‌كردند و در كوچه‌ها پهلو به پهلو ميرفتند و در مسجد با هم نماز مي‌كردند
...
پس از سال 97 هجري چهره‌ي خويش را از زير چشم به نقاب مي‌پوشيدند، از آن پس اين عادت هم‌چنان رواج بود.
...
حجاب و خواجه‌داري در ايام وليد دوم (126 هجري) معمول شد. گوشه‌گيري زنان از آن‌جا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس برمردان حرام بودند

تاريخ تمدن ويل دورانت، جلد 11، ص 111 (برگرفته از كتاب مسأله‌ي حجاب، دكتر مرتضي مطهري، نسخه‌ي بدون سانسور، چاپ سوم نشريه‌ي انجمن اسلامي پزشكان، 1348، )

سپس دكتر مطهري براي رد ادعاي ويل دورانت، دو مدرك زير را مي‌آورد:
عايشه مي‌فرمايد: مرحبا به زنان انصار، همين كه آيات سوره‌ي نور نازل شد، يك نفر از آن‌ها ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايد.

به نقل از تفسير كشاف، ذيل آيه 31 سوره‌ي نور
ام سلمه مي‌فرمايد: پس از آن‌كه آيات سوره‌ي احزاب [خطاب به زنان پيغمبر] نازل شد، زنان انصار نيز [از روي احترام] به آن عمل كردند

به نقل از سنن ابوداوود، جلد 2، ص 382

حالا من يك سؤالي دارم: چرا هم عايشه و هم ام سلمه در مورد نزول آيات متفاوت، فقط به پوشيدن حجاب توسط انصار اشاره كرده‌اند؟ اگر همه‌ي زنان مسلمان چنين مي‌كردند، چه نيازي بود هر دو بر لفظ انصار (در مقابل مهاجرين) تأكيد كنند؟ حال آنكه از نظر جمعيت، انصار در اقليت بودند، و در زمان نزول اين آيات (زمان پس از هجرت و تشكيل حكومت اسلامي) در صورتي كه حكم حجاب به پوشيدن روسري براي همه صادر شده بوده، براي حاكم آن زمان (شخص پيغمبر) قطعاً ذره‌اي سختي و مشقت نداشته اگر اين اجبار شرعي را مي‌خواست به اجبار حكومتي تبديل كند.
صد در صد اطمينان تاريخي داريم كه حجاب هيچ‌گاه از جانب پيغمبر اجبار حكومتي (به سياق جامعه‌ي امروز ايران) نشده (مگر بر زنان خودشان) و اين اجبار ابداً مورد تأييد اسلام نيست.
از طرفي، نه با اطمينان يقيني مشابه مورد قبل، اما با اطمينان نسبي مي‌توان گفت اجبار شخصي و شرعي نيز بر اين امر وجود نداشته است. چرا كه اگر وجود داشت، طبق دستور روشن اسلام مبني بر امر به معروف و نهي از منكر، لااقل يك جايي در تاريخ بايد مي‌خوانديم كه پيامبر يا زنان ايشان يا ساير بزرگان دين زني را (غير از زنان خود پيامبر) به حجاب خاصي امر كرده باشند. آن هم در حالي كه علي لاظاهر، روسري در ميان مهاجرين استفاده نمي‌شده است.

جواهر لعل نهرو در كتاب «نگاهي به تاريخ جهان» راجع به تمدن اسلامي (پس از تمجيد از آن) مي‌نويسد:
يك تغيير بزرگ و تأسف‌آور نيز تدريجاً روي نمود و آن در وضع زنان بود. در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت. زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگي نمي‌كردند، بلكه در اماكن عمومي حضور ميافتند، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه مي‌رفتند و حتا خودشان به وعظ و خطابه مي‌پرداختند. اما عرب‌ها نيز بر اثر موفقيت‌ها تدريجاً بيش از پيش رسمي را كه در دو امپراطوري مجاورشان يعني روم شرقي و ايران وجود داشت اقتباس كردند. عرب‌ها امپراطوري روم را شكست دادند و به امپراطوري ايران پايان بخشيدند، اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند اين امپراطوري‌ها گشتند. به قراري كه نقل شده است مخصوصاً بر اثر نفوذ امپراطوري قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدايي زنان از مردان و پرده‌نشيني [همان حجاب] در ميان اعراب رواج پيدا كرد. تدريجاً سيستم حرم آغاز گرديد و مردها و زن‌ها از هم جدا گشتند.
متأسفانه اين رسم ناپسند كم‌كم يكي از خصوصيات جامعه‌ي اسلامي شد و هند نيز وقتي مسلمانان به اينجا آمدند [احتمالاً به علت تمايل به رياضت] آن را آموخت.

نهرو، نگاهي به تاريخ جهان، جلد 1، ص 328

حالا بشنويم نظرات جالب برخي علماي امروزي را در مورد حرمت نگاه (منظورم نگاه غير شهواني است) كه بعضي علما به آن معتقدند
، مثلاً آيت الله مكارم شيرازي در تفسير نمونه ذيل آيات 30 و 31 سوره‌ي نور چنين مي‌گويد (نقل به مضمون مي‌كنم، الان تفسير نمونه دم دستم نيست تا عين آن را بنويسم):
مرد بايد در حدي كه راه و چاه را از هم تشخيص بدهد تا زمين نخورد به اطراف نگاه كند. در اين حالت اگر ناخودآگاه زن نامحرمي در حوزه‌ي ديد او واقع شد، آن مرد گناهي مرتكب نشده، گرچه بهتر است آن زن را از حوزه‌ي ديد خود خارج كند

توجه كنيد كه در اينجا منظور آقاي مكارم، زن بي‌حجاب نبوده، بلكه زن محجبه‌ي نامحرم، آن هم در حوزه‌ي ناخودآگاه ديد!

حالا مقايسه كنيد اين حكم مسخره را، با اين روايت:
در حجة الوداع، زني براي پرسيدن مسأله‌اي خدمت رسول اكرم آمد. فضل بن عباس پشت سر رسول خدا سوار بر مركب بود. نگاه‌هايي بين آن زن و فضل رد و بدل شد. رسول اكرم ديد كه آن دو به هم خيره شده‌اند، و زن جوان به جاي اين‌كه توجهش به جواب مسأله باشد همه توجهش به فضل است كه جواني نورس و زيبا بود. رسول اكرم با دست خود صورت فضل را چرخانيد و فرمود «زني جوان و مردي جوان. مي‌ترسم شيطان در ميان ايشان پا بنهد»

صحيح بخاري جلد 8 ص 63
(براي دوستاني كه ممكن است جيغ بكشند اين روايت نقل از صحاح است، بايد عرض كنم كه اين حديث در كتاب سترگ «مسالك» از كتب حوزوي شيعه نوشته‌ي عالم مسلم شيعه، شهيد ثاني استفاده شده است(
چقدر چيز مي‌شود فهميد از اين روايت (يا بهتر است بگويم حكايت) كوتاه!
اول اينكه اگر نگاه به صورت نامحرم حرام است، پس پيغمبر از كجا فهميده آن دو به هم خيره شده‌اند؟
و ثانياً چقدر زيبا و پندآموز، ايشان به جاي اين‌كه به سبك دگم‌انديشان امروزي آن دختر را به حجاب امر كند، آن پسر را كه از يارانش نيز بود از نگاه منع كرد!

و اما بحث مفصل‌تر راجع به آيات 30 و 31 سوره‌ي نور
همان‌طور كه گفتم، آيه‌ي 30 خطاب به مردان است، و 31 خطاب به زنان، و طي اين دو آيه دو دستور مشترك براي عفاف مردان و زنان ذكر مي‌كند، و 3 دستور خاص زنان.
دستورات مشترك عبارتند از «غض بصر» و «حفظ فرج».
1. غض بصر:
علامه طباطبايي در تفسير الميزان ذيل غض بصر، گفته «چون [آيه] مطلق است، نگاه به زن اجنبي را بر مردان و نگاه به مرد اجنبي را بر زنان تحريم فرموده«.
همان‌طور كه در روايت قبلي هم آمد، اين تفسير كاملاً بي‌ربط است.
غض به معني كاهش دادن است. در سوره‌ي لقمان آيه‌ي 19 داريم «واغضض من صوتك»، يعني صدايت را كم كن، كاهش بده. كجاي اين مطلق است؟ مگر گفته خفه شو؟
غض بصر در لسان عرب به معني خيره نشدن يا در اصطلاح امروزي چشم چراني است.
حضرت علي در جنگ جمل به فرزندش محمد حنفيه مي‌گويد «ارم ببصرك اقصي القوم، و غض بصرك«. يعني تا آخرين نقطه دشمن را تحت ديد داشته باش، اما به هيچ نقطه‌اي خيره نشو.
اگر طبق تعريف علامه طباطبايي منظور مطلق نگاه نكردن بود، كه خوب فاتحه‌ي ارتش اسلام با اين نصيحت آن هم به پرچم‌دار خوانده شده بود!
در مجمع البيان هم مي‌گويد «اصل الغض نقصان». يعني ريشه‌ي معنايي كلمه‌ي غض، كاهش است.
راغب اصفهاني در «مفردات القرآن» در معناي «غض بصره» آن را «كم كردن نگاه تند» مي‌داند.
حالا چطور علامه اين برداشت را داشته خدا مي‌داند. به نظر من نادرستي برداشت ايشان واضح است.
2. حفظ فرج:
فرج در لغت عرب به معناي شكاف است، اما در اصطلاح جايي كه مي‌خواهند به علت مراعات ادب خود كلمات مربوط به اندام‌هاي تناسلي را بيان نكنند، به كنايه از كلمه‌ي فرج استفاده مي‌كنند. مثل استفاده از كلمه‌ي شرمگاه در فارسي.
حفظ فرج هم در لسان عرب به معناي مراقبت بر عدم انجام زنا است. برخي مفسرين هم اين عبارت را اين گونه تفسير كرده‌اند (كه البته من مثالي نيافتم، صرفاً علامه در الميزان گفته بعضي چنين پنداشته‌اند)
البته در اين مورد خاص، ظاهراً اين‌طور نيست، و مراد معنايي از حفظ فرج، صرفاً حفظ آن از زنا نيست، و بلكه منظور حفظ آن از نگاه نيز هست. چنان‌كه متواتر از امام صادق است كه «تمامي آياتي كه در قرآن درباره‌ي حفظ فروج است به معناي حفظ از زناست، الا اين آيه كه منظور از آن حفظ از نظر است»
اگر هم نخواهيم به اين حديث استناد كنيم، با استفاده از سياق منطقي و استنتاج عقلي، باز نتيجه يكسان است. چون بلافاصله بعد از «غض بصر» از «حفظ فرج» ياد شده، و عملاً جمله‌ي اول به جمله‌ي دوم تقييد شده، معنايي جز پوشانيدن آن از نگاه ديگران منطقي به نظر نمي‌رسد، و به نظر من مفسراني كه اين پوشاندن را از اين آيه مستفاد نمي‌كنند، راه تفريط پيش گرفته‌اند.
و اما 3 دستور خاص زنان:
3. لايبدين زينتهن، الا ما ظهر منها
يعني زينتشان را به نمايش نگذارند، مگر آن‌چه قهراً آشكار مي‌شود
در تفسير اين جمله، هر كسي نظري دارد! علامه گفته است منظور مواضع زينت است، چون خود زينت اظهارش حرام نيست[!] دليل هم نياورده‌ كه چگونه اين برداشت غريب را كشف كرده! خدا به وضوح گفته زينت، تفسير مي‌كنند كه منظور خود زينت نيست! به نظر من اين تفسير نقض نص است!
ساير مفسرين راجع به قسمت «لايبدين زينتهن» اختلاف چنداني ندارند، و اصل دعوا بر سر استثناي «الا ما ظهر منها» ست.
ابن مسعود، زينت را لباس مي‌داند، و زينت آشكار را لباس رو. مي‌گويد غير از لباس رو كه قهراً آشكار است، بقيه‌ي لباس‌ها بايد پوشيده باشند.
اين تفسير هم منطقاً مشكل دارد! اولاً اگر منظور از زينت آشكار لباس روست، خوب وقتي لباس رو را در بياوري، لباس زيري تبديل مي‌شود به لباس رو، كه قهراً آشكار است! از طرفي مسخره است قرآن لباس رو را به عنوان زينتي كه قهراً آشكار است از پوشش مستثنا كند. كمي فكر كنيد! اگر لباس رو را بخواهيم بپوشانيم چه مي‌شود؟! مي‌شود دور باطل! قرآن چنين خبطي نمي‌كند.
عده‌اي (مثل ابن عباس) زينت آشكار را سرمه و انگشتر و خضاب و گلگونه (يا به قول امروزي‌ها به ترتيب خط چشم و انگشتر و لاك ناخن و رژ گونه) مي‌دانند. در تفسير كشاف ذيل اين آيه آمده است:
زينت عبارت است از چيزهايي كه زن خود را به آن‌ها مي‌آرايد از قبيل طلاآلات، سرمه، خضاب. زينتهاي آشكار از قبيل انگشتر، حلقه، سرمه و خضاب مانعي نيست كه آشكار بشود و اما زينتهاي پنهان از قبيل دست برنجن [يعني دست‌بند يا النگو]، پاي برنجن [يعني خلخال ساق پا]، بازوبند، گردنبند، تاج، كمربند، گوشواره بايد پوشانيده شود، مگر از عده‌اي كه در خود آيه استثنا شده

كه خوب بر من پوشيده است كه صاحب كشاف چگونه و بر اساس چه معيار مستدلي اين دوگروه زينت را از هم تشخيص داده!
گروهي نيز زينت را خود بدن (پوست بدن) فرض كرده‌اند و زينت آشكار را صورت و دو دست تا مچ (و در بعضي موارد دو پا تا مچ)
اين قول آخري، قول رايج در ميان علماي امروزي است.
توجه كنيد كه قائلين به اين قول، پوشانيدن مو را از اين جمله مستفاد نمي‌كنند، و هر آن‌چيزي به جز پوست، شامل موي سر، خود حجاب پوست محسوب مي‌شود. و دليل اجبار در پوشانيدن مو از جمله‌ي بعدي آيه (دستور شماره‌ي 4) به دست آورده مي‌شود.
كساني كه به اين قول معتقدند استناد مي‌كنند به حديثي از امام صادق كه از ايشان پرسيدند «براي مرد نگاه كردن به چه قسمتي از بدن زن جايز است در صورتي كه محرم او نباشد؟» و ايشان فرمودند:
چهره و دو كف دست و دو قدم

وسائل الشيعه، جلد سوم، ص 25
اگر اين روايت مستند و معتبر باشد، روايت ديگري باز از امام صادق در همين كتاب با همين سلسله روات و سند نقل شده كه زينت ظاهر را انگشتر و دست‌بند مي‌داند. من به شخصه وقتي به چنين تناقضي بر مي‌خورم، بلافاصله به اعتبار روايت شك مي‌كنم. گرچه احتمال صحت آن هم مي‌رود.
اما آن‌چه من از اين جمله برداشت مي‌كنم، خيلي ساده‌تر از اين حرف‌هاست. در تفسيرهاي متأخر اين برداشت را نديدم، اما در تفسير كبير فخر رازي و احتمالاً برخي متقدمين ديگر، مشابه اين برداشت زياد باشد، و آن اينكه به جاي پيچاندن جمله، همان را لغت به لغت معني كنيم!
«لا يبدين زينتهن» يعني زينتشان را به نمايش نگذارند. معنايي كه اگر بخواهيم به زبان امروزي ترجمه‌اش كنيم، مي‌شود «جواهراتشان را توي چشم ديگران نكنند»، «الا ما ظهر منها» هم يعني مگر آن‌چه خودش آشكار مي‌شود. باز به زبان امروزي يعني لزومي در مخفي كردن به زور و مشقت هم نيست، اگر خودش قهراً آشكار است، ولش كنند!
4. وليضربن بخمرهن علي جيوبهن
يعني با خمارهايشان، سينه‌هاشان را بپوشانند.
اين جمله كه قاعدتاً مهترين جمله‌ي اين آيه است، و مسفقيم‌ترين و واضح‌ترين اشاره‌ي قرآن به پوشش زنان، عميقاً توسط مفسرين متأخر شيعه مورد كم لطفي و بي‌مهري قرار گرفته، چنان‌چه در تفسير 40 جلدي الميزان، كلاً براي اين جمله 4 سطر تفسير در يك پاراگراف آمده، بدون حتا يك منبع روايي، حال آن‌كه براي موارد كم اهميت‌تر گاه تا صفحه‌ها تفسير بيان شده و ده‌ها روايت ذكر شده است!
نمونه و نور و مجمع البيان نيز به همچنين!
موضوع اين است كه خمار، به معني نوعي روسري كوچك (يا دستمالي كه روي سر مي‌انداختند) است. (كوچك بودن آن را دكتر مطهري در كتاب حجاب تأكيد كرده است)
در اين آيه از زنان خواسته شده گوشه‌هاي همين روسري را كه بر سر دارند، و بر اساس شواهد تاريخي آن‌ها را به پشت گردن مي‌انداختند، من بعد به جلو بياندازند تا يقه آن‌ها (كنايه است از سينه) پوشيده شود.
در زبان عرب، «ضرب علي» به معناي چيزي را بر روي چيز ديگر قرار دادن است، به طوري كه مانع و حاجبي بر آن شمرده شود. در تفسير كشاف ذيل «فضربنا علي آذانهم» (آيه 11 سوره كهف) مي‌گويد «بر روي گوش‌هاي ايشان پرده‌اي قرار داديم كه نشنوند).
در تفسير صافي هم ذيل همين آيه 31 نور آمده «براي اين كه گردن‌ها پوشيده شود».
موضوع جالب اين است كه كليه‌ي تفاسيري كه من به آن‌ها رجوع كردم، ذيل اين آيه، يا تفسير روشني راجع به پوشش مو بيان نكرده بودند، يا آن را با توجه به آيه لازم دانسته بودند.
استدلال آن‌هايي كه استدلالي آورده بودند چنين بود:
چون در اين آيه آمده با گوشه‌ي روسري‌هايتان سينه‌هاتان را بپوشانيد، بديهي است كه به طريق اولي پوشيدن روسري لازم بوده، و اين آيه صرفاً روش درست پوشيدن آن را بيان مي‌كند.
به نظر من و با توجه به آيات ديگري از قرآن كه به طور تمثيلي حكمي را بيان مي‌كنند، اين برداشت حضرات علما اصلاً بديهي نيست. (هر چند آن را به طور يقيني رد نمي‌كنم، اما براي اثبات آن نياز به دلايل متقن هست، و اين آيه به تنهايي دليل كافي براي رسيدن به كبراي وجوب پوشش موي سر نيست.)
ممكن است، تأكيد مي‌كنم ممكن است، اگر زنان عرب آن زمان به جاي روسري روي سر از دستمال گردن استفاده مي‌كردند، قرآن از ايشان بخواهد دستمال گردنشان را طوري ببندند كه سينه‌هاشان هم پوشيده شود. آيا آن وقت ما بايد از اين دستور نتيجه بگيريم كه بستن دستمال گردن واجب است؟ يا صرفاً قرآن براي سهولت در فهم مطلب و سهل الوصول بودن اجراي حكم جديد، كه همان پوشانيدن سينه است، از اين شيوه استفاده كرده؟ توجه كنيد كه استفاده از اين صنعت معنايي در قرآن مسبوق به سابقه است. هر چند تمام اين حرف‌ها ثابت نمي‌كند كه منظور قرآن صرفاً پوشاندن سينه و نه پوشاندن موي سر بوده، اما قصدم اين بود كه بگويم اين جمله از آيه كه براي پوشانيدن مو به آن استناد مي‌شود، دليل كافي براي اين استنتاج را فراهم نمي‌كند، و به قول المپيادي‌ها حضرات علما در اين زمينه جوب زده‌اند!
اما موضوع قابل توجه اين است كه حتا به اين فرض هم كه بر اساس مستندات ديگري از جمله روايات مرتبط، بشود اثبات كرد كه منظور اين جمله، پوشانيدن موي سر هم بوده (كه بعيد مي‌دانم چنين اثباتي از طرق صحيح علمي ميسر باشد)، باز هم دليل نمي‌شود كه حكم عملي آن روزگاران در آن منطقه‌ي جغرافيايي و با آن فرهنگ خاص، امروزه روز نيز به همان شكل لازم الاجرا باشد. در اين مورد دو سه پاراگراف بعدتر مجدداً صحبت مي‌كنم.
5. و لايضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن
يعني پاهاي خود را محكم به زمين نزنند تا آن‌چه از زينتشان كه پنهان شده، دانسته شود
اين عبارت هم نياز به تفسير مفصل ندارد، و صرفاً تكمله‌ايست براي مورد 3. توضيح اين كه در آن دوران، زنان به دور ساق و مچ پاي خود زينت آلاتي مي‌بستند كه احتمالاً با توجه به شناخت ما از خلق و خوي عرب آن زمان، اين زينت‌آلات نقش محرك جنسي را ايفا مي‌كرده. با توجه به دستور شماره‌ي 3، اين قبيل زيورآلات نبايد به نمايش عمومي درآيند. اما احتمالاً در آن روزگاران زنان براي تحريك مردان طوري پا به زمين مي‌كوبيدند كه صداي توليد شده يادآور مسائل خاصي شود، و باعث تحريك.
مثل قسمت قبلي، از تفسير اين قسمت هم در تفاسير ما خبري نيست. باز الميزان به يك سطر، آن‌هم ترجمه و نه تفسير بسنده كرده‌است!
راستش من هيچ وقت تحقيق مفصل و مستقلي راجع به اين دستور نكرده‌ام، اما اگر دختر بودم و مي‌خواستم به مفهوم اين دستور عمل كنم، در استفاده از لباس‌ها و لوازم آرايش و عطرهايي كه عرفاً استفاده‌ي آن‌ها تحريك جنسي مردان محسوب مي‌شود، وسواس بيشتري به خرج مي‌دادم.
حالا در جامعه‌ي ايران اين عرف متأسفانه طيف وسيعي را در بر مي‌گيرد، اما در جوامع غربي شايد به ادكلن‌هاي سكس اپيل و لباس‌هاي مخصوص افراد بدكاره محدود شود!


و اما موضوع احكام عملي تبين شده در قرآن و سنت
admin
Hamed Saber Posted 12 years ago. Edited by Hamed Saber (admin) 12 years ago
انگار همه‌ي حرف‌هام توي يك پست جا نشد! فليكر از اينجا تقريباً قيچيش كرد

و اما موضوع احكام عملي تبين شده در قرآن و سنت
در قرآن و سنت، دو نوع حكم فقهي داريم، يكي احكام عبادي، و ديگري احكام عملي.
احكام عبادي مثل اين‌كه در روز چند وعده نماز بخوانيم، كي بخوانيم، هر كدام چند ركعت، به چه كيفيتي و الي آخر. اين قبيل احكام در طول تاريغ ثابت هستند، و به قول مهران و مجتبي، چيزهايي هستند كه معشوق از عاشق طلب كرده و اگر در اثبات عشقمان ثابت قدم باشيم، بدون چون و چرا عمل مي‌كنيم. تعبد معنايي جز اين ندارد.
اما احكام عملي، احكام فقهي غير عبادي هستند. اين احكام به شهادت عقل، مي‌توانند تابعي از زمان و مكان و ساير شرايط باشند. اين‌ها همان احكامي هستند كه در فقه شيعه به احكام ثانويه معروف شده‌اند.
برخي علما معتقدند كه احكام ثانويه شامل احكام بيان شده در قرآن نمي‌شود. چون قرآن كتابي است كه تا روز قيامت راهنماي بشريت خواهد بود، پس تمام مطالب داخل آن جامعيت زماني و مكاني دارند.
خدمت طرفداران اين نظريه بايد عرض كنم كه اولاً به استناد چه مدركي «تمام» مطالب قرآن در تمام مكان‌ها و زمان‌ها قابل اجرا و حتا لازم الاجرا هستند؟ به جز كتب ديني دوران مدرسه و دانشگاه، آيا از قرآن و سنت و روايات صحيح و حسن مدركي بر اين مدعا يافت مي‌شود؟
خوش‌بختانه جواب منفي است! حتا با مثال‌هاي نقض ساده مي‌توان اين موضوع جامعيت را زير سؤال برد.
مثلاً زمان اذان صبح در قرآن، با «حتي يتميز خيط الابيض من الاسود» بيان شده است. حدوث اين اتفاق در مناطق قطبي تقريباً غير ممكن است. حالا آقايان تشريف بياورند براي مسلمانان آلاسكا و اسكانديناوي رفع مشكل كنند!
جالب اين‌كه عده‌اي از آقايان عملاً احكام را با توجه به شرايط تغيير مي‌دهند، اما مي‌گويند تغيير نداديم!
مثلاً راجع به حكم قطع انگشتان دست سارق كه در قرآن آمده، شرايطي كه امروز حاكم است با شرايط آن دوران هم‌خواني ندارد. مسلماً اجراي اين حكم در دنياي مدرن كاملاً غير منطقي است، و حتا توحش محسوب مي‌شود. حال آن كه در ميان عرب وحشي 1400 سال پيش كه خونريزي و قتل و غارت از افتخاراتش محسوب مي‌شده، تنبيه ساده‌اي بوده.
حضرات فقها آمده‌اند ديده‌اند حكم قرآن را كه نمي‌شود دست زد، به جاي آن يك سلسله پيش‌فرض‌هايي اختراع كرده‌اند كه حصول آن‌ها عملاً غير ممكن است و اجراي اين حكم هم منتفي!
خوب بنده‌ي خدا! مگر پشت گوش ملت مخملي‌ست؟ چرا روراست نمي‌گويي اين حكم ثانويه بوده و با مقتضيات امروز بشر همخواني ندارد؟ كما اين‌كه برخي اين شجاعت را داشته و اعلام هم كرده‌اند.
به هر حال، غرضم از آوردن اين مطلب احكام ثانويه اين بود كه حتا اگر به طريقي ثابت هم بشود كه اين مانتوهاي گوني‌وار و مقنعه‌هاي نازيباي نامتناسب جزو ملزومات فقهي و از دستورات اسلام بوده‌اند، باز لزومي ندارد همان موارد با همان وضعيت امروزه هم از ملزومات دين شمرده شوند.
كما اينكه بدون اغراق در بسياري موارد، حجاب افراطي برخي خانم‌ها در ممالك غربي از طرفي موجب وهن اسلام و بدبيني نسبت به ايشان شده و از طرف ديگر بيشتر باعث جلب نظر مي‌گردد.

و در پايان، خدمت دوستاني كه فكر مي‌كنند وظيفه دارند خانمي را به حجابي كه ايشان تشخيص داده‌اند درست است (!) امر كنند، اين ابيات را عرض مي‌كنم:
گر مي نخوري طعنه مزن مستان را ..................................... بنياد مكن تو حيله و دستان را
تو غره بدان مشو كه مي مي‌نخوري ..................... صد لقمه خوري كه مي غلام است آن را
Golaab 12 years ago
Dooste aziz, Hamed,
tashakor mikonam be khatere vaghti ke gozashti va daryaaftehaato ba ma taghsim kardi. baraye man kheili arzeshmande vaghti ye kare tahghighi mesle in mibinam. cheghadr jaaye in model negaah kardan be masaaele mokhtalefe mazhabi khaalie....baaz ham mamnoon. hamishe salamat bashi.
sar-kelandi 11 years ago
Man ke dir be in bahs residam, vali dar majmu Sharghi-ha adat daran to kar digaran dekhalat konan va nazar bedan! Be nazare bande agar ma aval be be eshkalate khodemun bepardazim va az dekalte na-khaste dar omure digaran dast bar darim azadihaye fardimun bishtar khahad shod va az in jur ekhtelafat ham kamtar pish khahad amad.
Noghte nazare man ye khorde ba baghieye bahs farg mikone, vali omidvaram ke komak kone!
neda bozorgian 11 years ago
AmirBayat Posted 11 years ago. Edited by AmirBayat (member) 11 years ago
وبعد از تمام اين داستانها
يك پيشنهاد البته با اجازه علما
لطفا يك نيم نگاهي به ديوان مرحوم ايرج ميرزا بكنيد
Groups Beta