Untitled

دوباره سیب بچین حوا
من خسته ام
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند .......

Anyone can see this photo All rights reserved

Uploaded on Dec 18, 2011

5 comments

....

....

باید کوه شویم
هیچ کس برای خاطر ِ خاطرجمعی ما
از شانه هایش نمی گذرد!
مهدیه لطیفی

Anyone can see this photo All rights reserved

Uploaded on Nov 28, 2011

8 comments

heroes

heroes

وقتی گالیله را برای استغفار " کلیسا پسند" !! به محاکمه میبردند ، تمامی پیروان وشاگردانش با دلهره و اضطراب در پشت دربهای بسته مدت ها به انتظار صف کشیده بودند که استادشان وبزرگشان ، رهبر فکری شان علیرغم فشارهای طاقت فرسای ارشادی !!! ، داخل دادگاه سربلند و سرفراز ، با گام های استوار پای به بیرون نهد و بگوید : زمین هنوز میچرخد . اما دریغ که استاد سرافکنده و پژمرده ، رنجور از فشارهای تحمل کرده ، سر به زیر از ابراز آن چه که خود هرگز به آن ایمان نداشت ، آرام و آهسته به قرائت استغفارنامه !!! برای همه آنچه که بر خلاف عقیده ی
کلیسا تا به امروز گفته بود پرداخت . آنچه برای پیروانش مانده بود ، یأس بود و سرشکستگی ... از شاگردان یکی فریاد زد : « بیچاره ملتی که قهرمانش را از دست بدهد. » و در اینجا " برتولد برشت " از قول گالیله چه زیبا میگوید : بیچاره ملتی که به قهرمان نیاز داشته باشد

Andrea loudly: Unhappy the land that has no heroes
Galileo: No Unhappy the land that is in need of heroes

THE LIFE OF GALILEO
BERTOLT BRECHT

on him birthday!

Anyone can see this photo All rights reserved

Uploaded on Jun 24, 2011  |  Map

1 note / 22 comments

to leave

to leave

i really have to leave now
can't stay here anymore
no more
we've come too far
not another day no more
there is no return
no words to explain
no excuses left to make
there is no one to blame
there is no one else to blame but me

i've lost myself
and i lost you
things are not well
i know you see it too
no they're not well
i know you feel it too
there is no return
no point of going on
all excuses that we made
there is no one to blame
there is no one else to blame but me

SHAMRAIN
دانلود موزیک:
www.mediafire.com/?cjdsz45ghrwpcgt

Anyone can see this photo All rights reserved

Uploaded on Jun 7, 2011  |  Map

13 comments

Untitled

همیشه شب است
اینجا را می گویم
من سال ها فکر کردم
تمام آن سال هایی که دلم می خواست مرد بودم
تا از صدای پاشنه ی کفش های کسی
شعر بگویم
داشتم فکر می کردم کجا بروم
که خورشید
نبودنت را به رخم نکشد هر دقیقه
حالا چه فرق می کند آمده باشم قطب شمال
یا جنوب؟
به هر حال شش ماه دیگر اسباب کشی خواهم کرد به مقابل ترین نقطه.
نه صدای پاشنه ی کفش هایت جذابیتی دارد
نه هیجانِ رد شدنت از کنار چرخ دستی های گوجه ی نوبر
نیامده ام اینجا دنبال شاعرانگی در تو بگردم
بیخیالِ کاغذ های پر از تو
من آمده ام
بازی را به خورشید ببرم

Anyone can see this photo All rights reserved

Uploaded on May 5, 2011  |  Map

11 comments

← prev 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
(152 items)
Subscribe to a feed of stuff on this page... Subscribe to parisa570's photostream – Latest | geoFeed | KML