dishevelled hair

dishevelled hair

پریشان زلف

پريشان كن سر زلف سياهت شــــانه اش با من
سيه زنجير گيسو بـــاز كن ديوانـــــــــه اش با من
كه مي گويـد كه مي نتوا ن زدن بي جـام وپيمانه
شراب از لــــعل گلگونت بده پيمـــــــانه اش با من
مگرنشنيده اي گنجينه در ويــــــرانه دارد جـــــــاي
عيان كـن گنج حسنت اي پري ويـــرانه اش با من
ز سوز عشق ليلي در جهان مجنون شد افسانه
تو مجنون ساز از عشقت مرا افســانه اش با من
بگفتم صيد كـــــــردي مرغ دل نيكو نگهــــــــدارش
سر زلفش نشانم داد و گفتــــــــــا لانه اش با من
ز تــــــــــرك مي اگر رنجيد از من پير ميخـــــــــــانه
نمودم تـــوبه زين پس رونق ميخــــــانه اش با من
مگو شمع رخ مـــــــــه پيكران پروانه هـــــــــــا دارد
تـــــو شمع روي خود بنمـــــا بُتا پروانه اش با من
پي صــــــــيد دل آن بلبل بــــــــــاغ صفــــــا ساقی
به گلزار صفـــــــا دامي بگستر دانـــــــه اش با من
حمید تقوی- صفا

Anyone can see this photo All rights reserved

Uploaded on Dec 7, 2008

0 comments

flying birds

flying birds

پرواز

Anyone can see this photo All rights reserved

Uploaded on Dec 7, 2008

0 comments

ducks

ducks

مرغابی ها

Anyone can see this photo All rights reserved

Uploaded on Dec 7, 2008

0 comments

woman, center of affection

woman, center of affection

زن، کانون عاطفه زمین

هر روز که از عمر هستی می گذرد،در بیکرانه زمان، اندک لحظه ای بیش نیست. ولی برای زمینیان، یکی از چیزهایی که در دور زمان به چشم می آید، از رنگ و بو افتادن عاطفه و احساس و صمیمیت و صداقت همنوعان است. زن و مرد فرقی نمی کند. و عجیب اینکه همه یکدیگر را به این صفت سرزنش می کنند ولی، کاری برای آشتی هم، نه!!! در ذهن من کانون عاطفی زمین دارد رنگ می بازد، چونکه آدم ها در حصار شبکه های ارتباطی ـ اجتماعی خود ساخته و دیگر ساخته ـ هر روز گم تر و گم تر می شوند. از این آمدن و رفتن و ...دایره ی بودن و نبودن، آنچه به امروز رسیده است "کدر" شدن تصویریست که روزگاری چون آب "زلال" و چون ابر "پاک" بود. چیزی شبیه آنچه در تصویر من شکل گرفته است: "رنگباخته"، "در تضاد با گردونه هستی"، " از تک و تا افتاده"، "رو به سکون" و لی با وجود این، در یک بیکرانگی نا تمام هنوز "ایستاده". "ایستادن" او تنها امید "دوباره زیستن" و "جنبش و "زایش" است. چون انرژی "بودن" و اینرسی "رفتن و نماندن" را دارد. وای بر "زمین" و "دلی" که کانون عاطفی اش را گم و قبله گاه حضورش را فراموش کند.
براو باد تقدیر "فراموش شدن" و" گم شدن"...که در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

Anyone can see this photo All rights reserved

Uploaded on Dec 6, 2008

0 comments

like watercolor,...

like watercolor,...

مثل آبرنگ، رنگ دیگری از خاک

Anyone can see this photo All rights reserved

Uploaded on Dec 6, 2008

0 comments

← prev 1 2 3 4 5 6 7 8
(130 items)
Subscribe to a feed of stuff on this page... Subscribe to hamid hamedi حمید حامدی's photostream – Latest | geoFeed | KML