|
What is your idea about my edit?
|
چه کسی بود صدا زد سهراب کفشهایم کو...؟
|
All rights reserved
Uploaded on Mar 22, 2009
3 notes /
69 comments
|
اینها کفشاهی سهرابن. دیدن این
همه کفش یه مدل برام خیلی جالب
بود. سهراب از اونایی بوده که
واقعا تریپش ...
All rights reserved
Uploaded on Jun 10, 2008
6 comments
|
|
وجدان ما
|
17
|
این کاغذی که مچاله شده پاسپورت
سهرابه . مچاله شده چون صدفی که
از وسایل سهراب بوده رو انداختن
روش . ...
All rights reserved
Uploaded on Jun 10, 2008
5 comments
|
این سر در قشنگ و با صفای همون
خونه ایه که درش همیشه بازه و
آدماش اگه براشون چیزی نبری ممکنه
از گشنگی ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
1 note /
7 comments
|
|
1
|
2
|
اینجا یه خونه بزرگ حوالی حرم
امام رضاست. در این خونه خونه
همیشه بازه و هرکی هر موقع دلش
بخواد میره ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
1 comment
|
تو این خونه ده دوازده تا اتاقه
که در این اتاقا رو به حیاط باز
می شه. تو هرکدوم از این اتاقا یه
پیره ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
4 comments
|
|
6
|
5
|
کبری می گفت یه دختره ای هر
دوهفته یکبار میاد می برش گوشه
حیاط حمام. و برای هر دفعه که این
کارو می ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
1 note /
10 comments
|
این همه زندگی کبری است. از در
اتاقش که میری تو شروع می کنه
خوشامد گویی و ابراز خوشحالی.
کبری خیلی ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
5 comments
|
|
14
|
15
|
پریدم براش از بیرون، راستش از سر
همون کوچه که آشپزخونه شلوغی بود
چندتا غذا برای آدمای اونجا گرفتم
و ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
0 comments
|
توی اتاق غیر از اون حرارت
وحشتناک بوی بدی میاومد که وقتی
زیر تختشو دیدم فهمیدم ماجرا چیه
و فهمیدم که ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
4 comments
|
|
12
|
11
|
ین همه زندگی پیره مرده استو اون
گاز دوشعله همیشه شعله هاش روشنه.
پیره مرده می گفت به این جور ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
0 comments
|
پیره مرد جواب سلام مارو به گرمی
داد، خوش آمد گفت و پاهاشو زیر
پتو پوشوند.به اندازه یه کف دست
زخم سر ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
4 comments
|
|
16
|
7
|
نتونستم تو اون جو که حالم واقا
دگر گون شده بود ازش بپرسم که عکس
هدیه تهرانی رو خودش زده اونجا و
اونو ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
2 comments
|
چشم های کبری به سختی جایی رو می
بینه و اقدامی هم برای این کار
نکرده. لبخند های دوست داشتنی می
زنه. ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
6 comments
|
|
8
|
9
|
وقتی بهش کمک می کنی و ازش
خداحافظی می کنی طور عجیبی دعات
می کنه. هر کسی به کبری بگه برات
چی بیارم ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
1 comment
|
این اتاق بغلی کبری است که علی
رفته سر وقتش. در اتاق بسته بود
اما صدای خس خس خیلی عجیبی از توی
اتاق ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
1 comment
|
|
10
|
13
|
وارد اتاق که شدیم، حرارت عجیبی
به صورتمون خورد و پیرمردی رو
دیدیم که لخت روی تخت خوابیده
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
3 comments
|
اون تمام مدت به من خیره نگاه می
کردئ و جواب سوالامو می داد.گفتم
الان چی می خوای برات بیارم؟ ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
1 comment
|
|
4
|
3
|
اسم این پیره زنه کبری است که علی
بعد از ورنداز کردن حیاط و قورت
دادن بغضش یکراست رفت سراغش. ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
4 comments
|
فضای خونه خیلی غریبه. بوی عجیبی
تو حیاط میاد و کهنگی از سرو روش
می باره. این گوشه همون حیاطه. ...
All rights reserved
Uploaded on Oct 24, 2007
0 comments
|